SH040601
X1
سرويس: فرهنگ و اجتماع
گفتوگو با محسن شمس کارشناس و پژوهشگر حوزه سینما
صنعت سينما در ايران زنده است
محسن شمس، کارشناس سینما و دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهشی هنر می باشد. در حوزه مدیریت فرهنگی و هنری تاکنون مسئولیت هایی داشته است . مدیرکل تولید و پشتیبانی سینمایی کشور از آخرین آنهاست که از سال 1376 این مسئولیت را بعهده دارد.
وی همچنین در زمینه تاثیر تحولات تکنولوژی در حوزه هنر رسانه های تصویری مطالعاتی انجام داده است. و این بحث را در دانشکده های سینمایی تدریس می کند. در سال های اخیر در کنار کارهای اجرایی نیز طرح های تحقیقاتی- کاربردی در زمینه "تبین نگرش سیستمی" و "معماری اطلاعات"در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری را طراحی و مدیریت می کند.نرم افزار گنجینه، در حوزه موزه داری و نرم افزار گویش، در حوزه مطالعات زبان شناسی و گویش های ملی، راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی میراث فرهنگی کشور و نرم افزار سیمرغ، در زمینه فهرست نویسی ، طبقه بندی و اصطلاح شناسی تولیدات سینمایی و تلویزیونی و جامعه هنری و فرهنگی کشور برخی از این طرح ها هستند. گفت گو با وی در زمینه صنعت سینما و... را در این شماره می خوانیم .
سه نوع برداشت درباره صنعت سينما در ايران وجود دارد. يك دسته به طور كامل وجود صنعت سينما در ايران را منتفي ميدانند. دسته دوم اين صنعت را در ايران موجود ميدانند و معتقدند كه به نسبت خوب است. دسته ديگر داراي نظر بينابيني هستند به اين معني كه معتقدند داراي توليد فيلم هستيم و بخشهايي از اين صنعت در ايران فعال است اما اگر كل صنعت سينما را در ايران انكار نكنيم، دستكم بايد بگوئيم كه اين صنعت با مشكلات عديدهاي مواجه است و اين مشكلات هر چند مدت يك بار در موضوعات گوناگوني همچون اكران فيلم، توليد فيلم، فروش فيلم، بحران فيلمنامه، كارگرداني يا... ايجاد ميشود.
تعريف شما از صنعت سينما در ايران چيست و اگر اين صنعت در ايران وجود دارد، داراي چه شاخصههايي است؟
- موضوعی كه طرح ميكنيد بحث سطحي نيست و به مطالعات جدي نيازمند است. ولي ديدگاههايي هم كه به آن اشاره كرديد، غلط نيست و مدعیان این دیدگاه ها هم برای خود البته مستنداتی دارند. و از این نظر نميتوان آن را نفي كرد. نکته مهم در این بحث این است که ببینیم از چه زاویه ایی به بحث نگاه می کنیم . کجا ایستاده ایم و چه منظور و چه اهداف را دنبال می کنیم صرفا.نگاه کارشناسانه و یک بحث نظری را که اتفاقا جنبه بسیار بنیادی و ماهوی در حوزه مباحث سینما یی نیز دارد.دنبال می کنیم و.... یک وقت منظور شما از داشتن يا نداشتن سينما به عنوان یک کل است و درباره آن بحث ميكنيم و زاویه دیگر این است که ما دریاره ، صنعت سينما به عنوان یک جز از کل صحبت می کنیم اين دو موضوع بايد از هم تفكيك شود. هر كدام از نظرات مطرح شده هم قابل تأمل و بحث است.. براي ادعای در زمينه داشتن يا نداشتن صنعت سينما بايد دلايل قانع كننده وجود داشته باشد. اگر از من سؤال كنيد، نه صرفا به عنوان یک مدير مسئول بلكه به عنوان يك پژوهشگرو دانشجوي ا ين حوزه خواهم گفت كه ما هم سينما داريم و هم صنعت سينما. اما می توانیم درباره كيفيت و كميت این صنعت و این که از چه وضعيتي برخوردار است، صحبت کنیم
- . من معتقدم كه ما از مؤلفههاي ملي (اقتصادی فرهنگی و اجتماعی )لازم براي داشتن صنعت سينما برخوردارهستیم. در برحه ایی ممکن است با بحران مواجه باشد و یا در مقطعی در یک بخشی شرایط مطلوب باشد ودر بخش دیگر غیر از این است. آنچه كه در سينماي ايران گذشته و ميگذرد براساس مطالعات و اطلاعات موجود که از تجزیه و تحلیل رفتارهای سینمای ایران در طول حیات یک صد ساله خود با همه فراز و نشیب های که داشته با همه منتقدان موافقان و مخالفان خودش ميتوانیم بگويیم، که جامعه ایرانی مشخصه های لازم برای داشتن چرخه فرهنگی و اقتصادی سينما را دارد. این را مطالعه تاریخ به ما می گوید این را ارزیابی عملکرد سینما در دو دهه گذشته به ما می گوید این را تو جه به وضعیت کنونی سینما در شرایط حاضر .كنش سينما در سطح ملي و بين المللي به عنوان يك رسانه اجتماعي و فرهنگي و هنري ،فضايي كه سينما امروز در جامعه ايجاده كرده اينها همه حكايت از وجود يك پديده و جريان فرهنگي اجتماعي و البته اقتصادي در بستر جامعه ايراني است به ما نشان می دهد.
- حالا می توانیم دربار وضعیت پیرامونی آن صحبت کنیم موضوعاتي همچون وجه صنعتي و وجه هنري سينما اتکا سینما به اقتصاد دولتی و یا اقتصاد خصوصی میزان مشارکت بخش خصوصی نسبت سینما با تلویزیون اقبال مخاطب نسبت به رسانه سینما ورود نیروهای نسل جدید به دایره نیروهای سینما تنوع مضامين زیرساخت های سینما نسبت سینما با هویت ملی سبک شناسی گونه شناسی و ده ها موضوع دیگر ... در محافل آكادميك و دانشگاههی و محافل مطبوعاتی جاي بحث دارند و متأسفانه در تبين اين مفاهيم به طور جدي عمل نكردهايم وبا توجه به تحول سريع تكنولوژي، و تغيير روش ها ،،كه بي ترديد بسياري از روش ها جاري را ناكارامد و منفعل مي كنندو روش هاي جديدي را مطرح مي كنند طبيعي است كه با يك عدم شفافيت و ابهام مواجه باشيم من معتقدم كه مشكل اساسي ما، ايجاد تئوري و بحثهاي تئوريك است. چون به اين موضوعات و بحث در حد و شان موضوع توجه نمي كنيم در دانشگاه اين بحث ها دنبال نمی شوند، در حوزه سينما مراكزي نداريم كه اسا سا اين مباحث مسئله شان باشد در مطبوعات و حوزه نشر هم كه توجيهي نداريم كه طرح بحث كنيم.عليرغم وجود چندين مجله و روزنامه تخصصي در حوزه سينما و تلويزيون و ده ها صحفه ويژه سينما در مطبوعات ببينيد حجم مطالب تحقيقي – آكادميك امضا دار قابل استناد به كل مطالب چه نسبتي دارد. به این مباحث باید جدی تر نگاه کنیم ما كمتر شاهد نقطه نظرات تیوریز ه شده هستیم در اين حوزه دچار فقر اطلاعاتي يا فقر تئوري هستيم. به عبارتي ديگر از اين زاویه با بحران مواجه ایم و آن وقت این تصور بوجودمی آید که اصل موضوع را مورد سئوال قرار دهیم
- برای شکل دادن به بحث به تعریف پيش نيازها و پيش تعريفهایی نیاز داریم این بسيار مهم است. چون در بحث سينما با توجه به ماهيت تكنولوژيك بودن آن ، نميتوانیم يكي از وجوه صنعتي يا هنري را كمرنگ كنيم،سينما كنش فرهنگي و هنري وزيبايي شناسي ....دارد اما از سوی ديگر خواستگاه تكنو لوزيك و صنعتي دارد به عبارت ديگر اگر صنعت، تكنولوژي يا فنآوري را از سينما جدا كنيد، ديگر سينمايي وجود نخواهد داشت.
- . بنابراين تفكيك اين دو وجه کار صحیحی نیست می گوییم سینما یک هنر تکنو لویک است اين دو را، بايد با هم در نظر داشته باشیم
- . اين كه مدعی سينما هستیم ، سينماي ايران امروز در سطح جهان مطرح است، يا حتي با بسياري از توليدات سينماي امروز جهان رقابت مي كند اين به اعتبار يك دارایی و پشتوانه است به اعتبار يك مجموعه رويدادها و فرآيندها و كنش ها ست
- صحبت كردن دربار ضنعت سینما بدون پشتوانه نمي شود بدون تاريخ و بدون اعتبار امكان ندارد شما بتوانيد ادعاي صنعت كنيد مهر و كاغذ كه نيست آن را جعل كنيم بزنیم روی کاغذ
- بحث را از زاويه اي ديگري دنبال مي كنيم شما چه تعريفي از موزه داريد مي گويند موزه ها نمايشگر تلاش اراده انسان براي زندگي ،براي بقا، براي ساختن فرهنگ و ايجاد تمدن هستند موزه هاي تخصصي – در دوره معاصر نيز با همين تعريف توجيه مي شوند يعني موزه هاي دوره صنعتي بسيار متنوع و متفاوت و جذاب هستند يعني اين موزه ها نيز معرف تلاش انسان ها در دوره معاصر هستند خوب موزه هايي سينمايي يكي از انواع ت جديد موزه ها هستند . ما امروز در موزه سينما در باغ فردوس شميران چه مي بينيم با هم مي رويم در موزه سينما قدم مي زنيم بعد بگويند آنچه را مشاهده كرديد گزارش كنيد بنويسيد چه خواهيد نوشت؟ نام آدم هایی را که عکس شان به دیوار است فهرست کنید ، مشاغل ایشان را طبقه بندی کنید، مکان های فعالیت اینها را دسته بتدی کنید ابزار و وسایل و جوایز و اسناد را تفکیک کنید به جزئیات برخی از آنها توجه کنید با آنها ارتباط برقرار کنید بروید در دل تاریخ دهه 20،30، 60،70 مناسبا ت و روابط این ها را مدل کنید آيا انچه تصویر خواهدشد غير از شاكله كلي سينماي ايران خواهد بود اين تصوير تاريخ سينماي ايران و تاريخ صنعت سينماي ايران است شما از تهران راه بيفتيد فكر مي كنيد موزه بعدي سينما با باغ فردوس چقدر فاصله دارد چند كيلومتر چند ده و صد و ...برويم قاهره، بمبئي ،كيف ،مسكو به مركزيت تهران ،هم از نظر گستره جغرافيايي و هم از نظر عمق تاريخي تا شعاع هريك از اين مراكز يك دايره ترسيم كنيم بيايد تاريخ صنايع تصويري شنيداري و ديداري هریک از را در ذهن خود تصور كنيد همه آن هار فهرست كنيد جمع كنيد يك موزه مجازي ديگري مي توانيد درست كنيد نمي خواهم مطلق گرايي كنم بگويم چيزي در اين دايره نيست ولي مي خواهم بگويم قدر بداريم آنچه را كه داريم و مهم تر از آن اينكه اين ظرفيت و استعداد نهفته در جامعه امروز و توجه نسل جوان به عرصه فرهنگ وهنر و سينما راببينيد آن سير تاريخي و اين وضعيت موجود با هم يك نگاه مي ا ندازيم به وضعيت توليد سينماي ايران در سال ١٣٨٣ بر اساس اين مدل مطالعاتي(نرم افزاری) كه پيش روي ما هست، جمع عناوين سينمايي كه مورد مطالعه و پي گيري قرار دارد عدد ٢١٤ را نشان ميدهد كه در هيچ سالي سابقه نداشته و شايد در سال گذشته و در همين زمان 110 يا 115 و در سال پيشتر 90 بوده است. تعداد ١٤ فيلم آماده نمايش اكران نشده، ١٩ فيلم در مرحله صداگذاري، 28 فيلم در مرحله تدوين، 21 فيلم در مرحله فيلمبرداري، و بيش از 1٠٠ فيلم در مرحله پيش توليد وجود دارد. تحليل اين وضعيت ما را به واقعيت امروز سينماي ايران نزديك ميكند. اين وضعيت را شما در اين سيستم درباره هرسال به تفكيك سئوال كنيد.مثلا در سال 82، تعداد 95 فيلم توليد شده را نشان ميدهد كه در حدود 30 فيلم آن در سال ١٣٨٣ اكران شده و تا پايان سال به 40 يا 50 عنوان فيلم كه ظرفيت معمول سينماي براي نمايش است خواهد رسيد. يكي ديگر از مولفههايي كه از آن نام برديم، بخش نمايش فيلمهاست. اگر وضعيت سينما در سال 83 را در نظر بگيريم كه تا كنون هيچ فيلمي از آن اكران نشده است، بديهي است كه اين فيلمها در نوبت اكران اواخر امسال و پس از اكران فيلمهاي 82 قرار خواهند گرفت.يعني محصول آماده براي بهره برداري اما ١٩ فيلم در مرحله صداگذاري و است يعني اين تعداد فيلم در مراكز خدمات فني صداگذاري و در حال آماده سازي هستند. اين يعني مجموعه ايي از امكانات و تجهيزات فني سرمايه و دانش فني و بخشي از فرآيند توليد در سينما همچنين 2٧ فيلم در مراكز و دفاتر مختلف روي ميزهاي تدوين و يا كامپيوتر در حال طي كردن مراحل تدوين خود هستند و نيز 21 فيلم در سراسر كشور و خارج از ايران در حال فيلمبرداري است يعني 21 دوربين فيلمبرداري، فيلمبردار و گروه فني در حال فعاليت و 21 فيلم در لابراتوار است. همچنين بيش از يكصد فيلم در حال پيش توليد، به اين معني است كه در حدود يكصد تهيه كننده و كارگردان در حال مذاكرات اقتصادي، كمي، كيفي، انتخاب بازيگر و عوامل فني و هنري ، و تنظيم مناسبات خود هستند. اين گمانه ايي بود از مجموعه فعاليت هاي سينماي ايران در سال ١٣٨٣ اين روند و اين مناسبات در سالهاي گذشته نيز با همين ساختار و البته با تفاو ت هايي وجود داشته سال آينده و سال هاي پس از آن انشااله ادامه خواهد داشت. آيا تبين اين وضعيت تصوير صنعت سينماي ايران را به ما نشان نمي دهد؟
* وضعيت پيش توليد، توليد و پس از توليد و... مطرح شد. ولي آيا اين چرخه، هم شأن وضعيت سينماي ايران هست؟ آيا اگر يك تهيه كننده يا كارگردان به اين نتيجه برسند كه يك فيلمنامه بايد تبديل به فيلم شود، هيچ تضميني در خصوص وضعيت مناسب اكران و فروش در جهت جلوگيري از ضرر اين فيلم وجود دارد؟ به عبارت ديگر چرخه اقتصادي درستي در اين زمينه وجود دارد؟
- شما از شأن سينماي ايران نام برديد و من در مقابل ميپرسم كه شأن سينماي ايران كجاست؟ كجا را نگاه مي كنيم مي گوييم شان سينماي ايران شأن سينماي ايران ،تصوير و بر آينداين وضعيت است با همه نقاط ضعف و قوت آن است. مي توانيم بپرسيم آيا اين وضعيت ايدهآل است؟ بديهي است كه كسي نميتواند بگويد صدر صد بله ويا وياوجود بحران در سينماي ايران را كسي مي تواند نفي كند آيا در همه عرصه هاي اقتصادي و صنعتي و فرهنگي ديگر شرايط مطلبو ب است و بحران وجود ندارد. بحران ذاتي فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي است و سينماي ايران نيز يك فرآيند اقتصادي، صنعتي، فرهنگي، هنري، فكري، ارزشي و ... است، از اين قاعده مستثني نيست در حالي كه در هيچيك از حوزه هاي فعاليت فرهنگي – اقتصادي ديگر، چنين حساسيتي هايي و ظرايفي و توجه خاص و عام و اقبال عمومي و جهاني و در بوته نقد و نظر بودن مطرح نيست . همچنين هيچيك از هنرهاي ديگر اينچنين گران صنعتي و سرمايه بر نيستندو وجه صنعتي و تكنو لوزيك در آن ها تا اين حد موثر و درگير نيست. از سوي ديگر همان عدد 2١٤ ياد شده به معني زنده بودن و فعال بودن سينما و رشد و حركت خانواده سينما در ايران است.شما فكر كنيد به اينكه هر گروه چه تعدا نيروي انساني با تخصص ها و حرف مختلف چه ميزان سرمايه و قت و انرزي نياز دارد نتيجه فعاليت اينها روي چه بخشي از جامعه اثر مي گذارد برای اینکه یک دوربین داشته باشیم تا بتواند سر صحنه فیلمبرداری حاضر شود ، یک حلقه نگاتیو سر صحنه باشد چراغ یک لابراتوار روشن باشد صدایی روی فیلم شنیده شود جماعتی هنرمند و متخصص در خانه سینما جمع شوند مطبوعاتی تخصصی باشند عده ایی دیگر در مطبوعات نقد کنند جشنواره ایی برگزار شود مردمی درصف های بلیط منتظر بمانند این فهرست را تا کجا می شود ادامه داد؟ ....خوب البته ممكن است در بخشي هايي و مقاطعي بحران هم بوجود بيايد بدتر از آن ممكن است به ركود هم برسيم ولي اين ها براي يك فعاليت بالنده و پويا نمي تواند شاخصه منفي محسوب شود بحران نه تنها پارامتر منفي محسوب نميشود بلكه نشانگر زنده بودن صنعت سينما، در ايران و گوياي اهميت سينما براي مردم و تلاش جامعه سينمايي. و مديريت سينما كه بخشي از همين سينما ست كنترل و هدايت اين بحران ها احتمالی هست
اما آيا بحران موجود در سينماي ما كنترل شده و در اختيار مديريت سينماي ايران است؟
* بحث اصلي من هم به همين جا ختم ميشد كه آيا روش مديريت بحراني صورت ميگيرد يا خير و آيا لحظه به لحظه با بحران مواجه شده و براي آن برنامهريزي ميكنيم يا اين كه برنامه از قبل تعيين شده در اين زمينه وجود دارد؟ - در ارزيابي مديريت سينماي ايران پس از انقلاب مي توانيم بگويم در دو دهه اخير همواره بحران با سينماي ايران همراه بوده و همواره اين بحران در كنترل مديريت سينماي ايران بوده است.در غير اين صورت، سينما تاكنون متلاشي شده بود.
در حال حاضر اعداد و ارقام آمار سينماي ايران، وجود جشنوارههايي چون اصفهان، فجر و ... و نيز حضور سينماي ايران در عرصههاي بينالمللي به اين معني است كه در اين زمينه یک مديريت و نظامندی وجود دارد. بنابراين نه تنها در شرايط كنونی بلكه همواره بحران وجود داشته و همواره مديريت بحران نيز وجود داشته است و موضوع جديدي نيست. سينما مانند جامعه است. جامعه همواره دچار نوسان است ولي تلاش مديريت اجتماعي در جهت نزديك كردن جامعه به شرايط مطلوب است ولي هيچگاه نميتوان گفت كه به شرايط ايدهآل رسيدهايم. حال در عرصهاي ريسكپذير همچون سينما، كه موضوعات گوناگون جامعه در آن تأثير ميگذارد، چگونه بايد به ايدهآل رسيد؟ در بحث به اين نكات بايد توجه بيشتري نشان دهيم تا بهتر به نتيجه برسيم.براي دو عرصه توليد و اكران در سينماي ايران بايد تفكيك قايل شويم . البته منطق حكم ميكند كه توليد خوب و اكران خوب را در امتدا هم داشته باشيم داشته باشيم تا اين چرخه خوب بچرخد ولي در اينجا دچار نوعي خلل و يا ويژگي هستيم و نقش دولت هم يعني توجه به همين خللها ست . البته هر چه اين نقش كمتر و كمرنگ تر باشد اين ايده ال همه است .ولي اين موضوع خاص كشورما نيست توجه دولت ها به لحاظ كمي و كيفي به فرهنگ و سينما در بسياري از كشورها كه اتفاقا سينماي پيشرو و مطرح هم دارند مثل فرانسه انگلستان آمريكا هند هم وجود داردو خيلي جدي و موثر است
* گفتيد ميان چرخه توليد و اكران، خللهايي وجود دارد. آيا تمام مشكلات سينماي ايران به عنوان يك صنعت و يك چرخه اقتصادي در همين زمان ميان توليد و اكران خلاصه ميشود، يا ضعفهاي ديگري هم مانند ضعف مديريت، ضعف نيروي انساني، ضعف امكانات يا دانش سينمايي و... و يا بحثي كه هر چند وقت يكبار مطرح ميشود همچون بحران فيلمنامه يا بازيگر تحصيلكرده و تكنيكي نيز به چشم ميخورد؟
- تمامي موضوعاتي كه اشاره كرديد از مؤلفههاي فعاليت سينمايي است و طبيعتا كم وكيف هريك از اينها در نتيجه محصول نهايي مهم هستند فقط هم اينها نيست بسياري پارامتر هاي ديگر را مي توانيم فهرست كنيم. براي مثال در سالهاي اول انقلاب چون از دوره پيش از انقلاب به دوره پس از انقلاب وارد مي شويم ميشويم، تمامي اين موضوعات مسئله است، ما در همه اين حوزه اعم از فيلمنامه توليد پشتيباني توليد نمايش ... مسئله ولي مديريت فرهنگي مديريت سينما بين سال هاي ٦١ تا ٦٤ در عرض ٣ تا ٤ سال با برنامه ريزي هايي ،شرايط بحراني و بي ساماني را به يك شرايط به سامان تبديل مي كند شرايط قابل تامل مي شود از آنجا به آينده نگاه كرد با وجود حساسيتهاي فرهنگي و اجتماعي پس از انقلاب وبر اساس خرابه هاي به اصطلاح فرهنگي پيش از انقلاب كه بسياري از داشته هايش ديگر فاقد ارزش و كارآمدي بودند، يك اساس و پايه جديدي شكل مي گيرد تبديل به سازماني جديد با ايدههايي جديد مي شود اين يك تجربه مهم و اساسي براي مديريت سينما ايران است. درس ها و تجارب بزرگي با خود دارد . البته در سال هاي پس از اين دوران و حتي در سال هاي اخير سيتما همچنان با بحران هاي نسبي ديگري مواجه بوده و هست در يك دوره بازيگري،يك دوره مضامين يك دوره تجهيزات در دوره دیگر فيلمنامه و... هريك مي تواند براي سينما مشكل آفرين باشند و حتي مسايل خيلي ريزتر از اينها كه شايد به چشم هم نمي آيند به عنوان نمونه سال گذشته در يك هفته كليدي پيش از جشنواره فجر، نوار 5/17 تبديل به يك بحران جدي براي سينماشده بود.
انچه كه براي ما بايد مهم باشد زمينه هاي بروز بحران و توجه به آن ها براي كاهش آسيب هاست و حتي تبديل آن ها به يك فرصت ها براي بهره برداري های كلان ،جوان بودن جامعه مي تواند يكي از اين عرصه ها باشد ،طي دو دهه گذشته در زمينه حضور بينالمللي سينماي ايران، سرمايهگذاري جدي انجام شده است و اين شرايط كالاي سينمايي را تبديل به كالايي جذاب و مورد توجه تبديل كردهايم.
در گذشته خانوادهها، حتي جوانان خود را از رفتن به سينما منع ميكردند ولي امروز توليد سينمايي و در كنار سينما بودن به يك ارزش اجتماعي – فرهنگي تبديل شده و اين تغيير، از دستاوردهاي مديريت فرهنگي و مديريت سينماي كشور است.
به عنوان نمونه در سالهاي اخير با تعداد زيادي از جوانان علاقه مند سينما و فيلمسازان قابل مواجه هستيم كه تلاش مي كنند فيلمهاي اول و يا دوم خود را بسازند و اين تعداد رو به افزايش است البته لزوماً فيلمهاي ساخته شده براي اكران ساخته نمي شوند و امروز بخشي از ظرفيت توليد سينماي ايران را شكل مي دهند. اين موضوع شايد در نگاه اوليه يك بحران تلقي شود چون فكر مي كنيم تعداي فيلم اكران نمي شود خوب از اول هم قرار نبوده كه اكران شود از زاويه ديك يك مشخصه رشد است اين همان شناسايي زمینه های هاي بروز بحران است كه وقتي حادث شود آنوقت مي توان شرايطي كه متواند بحراني شود به يك فرصت تبديل كنيم. منتها بايد مديريت شود.
در حقيقت امروز با شكلگيري و بلوغ و تكامل نسل سوم دست انركاران و هنرمندان و متخصصان سينماي ايران روبهرو هستيم. به عبارت ديگر امروز صنعت سينماي ايران توسط نسل سوم خود اداره مي شود. سينماي امروز ايران در تمامي عرصههاي فني و هنري همچون صداگذاري، تدوين، فيلمنامهنويسي، كارگرداني بازيگري و... شاهد حضور جدي و موثر اين نسل است نسلي كه روش ها و حرف هاي خاص خود را تجربه ميكند.
عدد ٢١٤ كه پيش از اين از آن يا دكرديم حالا اگر فقط روي كاغذ هم آن را نوشته باشيم يعني ٢١٤ كارگردان ٢١٤ فيلمنامه نويس ٢١٤ تهيه كننده ٢١٤ واحد سرمايه گروه فني و هنري فرصت شغلي ...
* وقتي چرخه اقتصادي سينماي آمريكا بررسي ميشود، هزينه توليد يكصد يا يكصد و پنجاه فيلم عدد مشخصي مانند n است. اما فروش اين فيلمها به بزرگتري همچون n + m ميرسد. اين موضوع نشانگر چرخه اقتصادي خوب و سودآور بودن اين سينما است. اين در حالي است كه شايد از ميان فيلمهاي ساخته شده تنها ده فيلم بسيار پرفروش وجود داشته باشد كه اين فيلمها علاوه بر كمك به صنعت سينماي آن كشور، عوامل فيلم را نيز بهرهمند ميكند. من ميخواهم بدانم كه آيا هزينه توليد يك فيلم به طور متوسط چقدر بوده و درآمد كلي فيلم شامل اكران، فروش تلويزيوني، فرش ويديويي، اكران احتمالي در خارج از كشور و... چه وضعيتي دارد؟
- من با مقايسه سينماي ايران با سينماي امريكا يا هر جاي ديگري موافق نيستم. سينماي ايران اول بايد با سينماي ايران مقايسه شود. وبعد هم بر اساس شاخصه هاي اجتماعي اقتصادي و فرهنگي با مدل هاي مشابه و هم سنگ خودش قياس شود تا نتيجه درست بدست آيد
در ايران به طور متوسط هزينه توليد يك فيلم بين 120 تا 150 ميليون تومان هست كه اين تابعي است از شرايط كلي اقتصادي و در هرسال نيز ممكن است تغيير كنددر يك حساب ساده هر فيلم حداقل در حدود سه برابر هزينه توليد خودبايد فروش داشته باشد كه بگوييم توليد آن اقتصادي بوده.،ولي گفتم همه فيلمها براي اكران توليد نمي شوند و تنها درصد مشخصي از توليد در سينماي ايران از ابتدا به اكران فكر ميكنند. بنابراين آن دسته از فيلمهايي را كه از ابتدا مناسبات اقتصادي و توليدي آنها براي اكران در نظر گرفته نشده است، نبايد در اين محاسبات لحاظ شوند. بايد توجه داشت كه برخي فيلمها براي فروش به تلويزيون يا مؤسسه رسانههاي تصويري و يا براي مخاطب خاص و حضور در جشنواره ها ساخته ميشوند و نبايد انتظار داشت كه در اكران درآمد كسب كند. در همه جا تقريبا اين فرمول صادق است،
براين اساس بايد بخشي را كه سينماي بدنه ناميده و در حقيقت بخش تجاري سينما را هدف گرفته است در نظر بگيريم كه در هرسال در اين بخش برخي فيلمها موفق بوده، تعدادي از فيلمها سربهسر شده و تعدادي ديگر نيز گيشه موفق ندارند . اما به هرحال فرصت هايي مثل پخش تلويزيوني پخش ويديويي و هواپيمايي حقوق فرهنگي و اخيرا تلاش هايي براي اكران و پخش خارجي .... بايد توجه داشته باشيم در يك دوره مثلا ٤-٥ ساله فهرست ثابت تهيه كنندگي چه تعدادي و چه كساني هستند اين در سينماي ايران يك منحني دارد اين نقطه مثبت سينماست فهرستي از تهيهكنندگان سينماي ايران و تهيه كننده و كارگردانان سينماي ايران را را ميتوان نام برد كه هر سال و حداقل هر دوسال يكبار فيلم جديد ميسازند و اين امر گوياي چرخه مثبت سينما ست
* سوال ديگري كه براي من مطرح است، حضور مديريت دولتي و به ويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت سينمايي در عرصه سينماي ايران است. برخي معتقدند كه اين حضور پررنگ بوده و نقش مالكيت سينماي ايران را ايفا ميكند و استدلال آنها اين است كه به محض كنار رفتن دولت يا معاونت سينمايي از حمايتهاي مادي و معنوي خود از سينما، اين سينما در زمينههاي توليد، اكران محتوا و... دچار مشكل خواهد شد و در واقع تسلط دولت بر سينما همواره مورد بحث بوده است و به گفته خود شما شايد زماني وضعيت ايدهآل در سينماي ايران پيش خواهد آمد كه دولت هر چه بيشتر كناره بگيرد. نظر شما درباره اين موضوع چيست؟
- ما نميتوانيم حضور و حمايتهاي دولتي را در سينماي ايران و به طور كلي در فرهنگ ناديده بگيريم. مگر اين حضور و حمايت در امر آموزش ويا خيلي از حوزه هاي ديگر وجود ندارد؟
اگر حمايت دولت در زمينه آموزش كم شود آيا مدارس غيرانتفاعي كه تعداد آنها يك يا دو درصد است ميتوانند وظيفه آموزش جامعه را بر عهده بگيرند؟ براي حركت و بالندگي فرهنگي در جامعه و سينما به عنوان بخشي از فرهنگ حمايت دولت الزامي است.
البته اين شايبه هم هميشه مطرح بوده كه اين دخالت ها ممكن اسن به جهت گيري ها و تحميل هايي منجر شود خوب در جاي خود قابل تامل است و ولي بهترين پاسخ را براي اين سئوال از تجزيه و تحليل موجودي سبد سينماي ايران در هر سال مي توانيم پيدا كنيم بايد ببنيم موجودی این سبد چیست و چه ترکیبی دارد؟. آيا تمامي فيلمهاي توليد شده در هرسال، فيلمهاي دولتي و و يكدست هستند؟ سينماي اجتماعي و انتقادي و وجود مضامين سياسي انتقادي انتقاد به بسياري از عرصه هاي جدي و چالش برانگيز از محور هايي محتوايي بسياري از فيلم توليد شده در سينماي ايران هستند سئوال شما و دغدغه شما مي تواند همچنان پابرجا باشد ولي تجزيه و تحليل مولفه هاي محتوايي و مضموني و موضوعي در سينماي ايران حكايتي غير از اين دارد
شما مجموعه آثار يكسال سينماي ايران را در جشنواره هر سال در كنار هم مي بينيد تنوع مضامين اختلاف نظرها ديدگاه هاي اجتماعي و فرهنگي و سياسي، جرح و تعدیل ها ا و آشتي ها را مي بينيد صف هاي طويل مردم براي ديدن فيلم ها تكرار سانس ها سانس هاي فوق العاده و بسياري معرفه هاي ديگر فكر مي كنيد اگراين سينما دولتي و يكسويه بود شاهد اين رخ دادها بوديد
البته اين فضا و حالات در حوزه فعاليت هاي فرهنگي هنري ذاتي است. بديهي است در كنار آن، چارچوبي نيز وجود دارد و همه هم خود را به چارچوب ها مقید می دانند.و توليد فيلمها بايد يك حداقل ها و ضوابطي را راعايت كنند دچار افراط و تفريط نشود.. بايد در مديريت فرهنگي سعه صدر داشته باشيم و از تذكرات ناراحت نشويم.
* آيا اين حمايت و پشتوانه دولتي به اندازه لازم اجرا ميشود و آيا در درازمدت به نفع سينماي ايران يا به ضرر سينماي ايران خواهد بود؟ به عنوان مثال سينماي شوروي سابق به دليل اتكاء انحصاري به دولت، وضعيت اقتصادي و اجتماعي آن از همپاشيده شد. آيا قرار است در سينماي ايران رفته رفته حمايتها يا نظارتهاي دولتي كم شود و در نهايت منجر به نوعي بلوغ در اين سينما شود كه تمامي چارچوبها و مقررات در آن رعايت شده و همچنين سينمايي فرهنگي ايجاد شود كه چرخه اقتصادي آن به خوبي در گردش بوده و بحرانهاي ايجاد شده در آن بحرانهايي ناخواسته است نه بحرانهايي كه معطوف به نبود برنامهريزي يا پيشگيريهاي انجام نشده باشد.
- اين سئوال شامل چند نكته است. در بخش نخست هيچ تعريفي از اندازه حمايت دولت در اين عرصه نيست. در حقيقت دولت وظيفه خود را انجام ميدهد. ولي چون مطالبات دائم در حال افزايش است هيچگاه سربهسر نخواهد شد و اين كمبود نه به معناي قصور كه به معناي رشد مطالبات است.
در بخش بعد ي كاش اسم شوروي به ميان نميآمد چون نسبتي كه ميان شوروي و سينما و نيز ادبيات فرهنگي، اجتماعي، سياسي خاصي كه در دوره معاصر و به ویژه تاریخ سینما ی جهان آن را شاخص کرده است.
ولي در بخش نظارت توجه داشته باشيد كه نظارت با حمايت يكسان نيست و اين كه به واسطه حمايت انجام شده، شاهد رشد نظارت باشيم، اينگونه نيست و در سينما ديده نميشود. چه بسا با وجود حمايت هاي دولت فيلمهايي ساخته ميشود كه نگاه انتقادی به مسایل دارند
. بنابراين صرف اعمال حمايت، توقعات و نظارت دولت را افزايش نميدهد.
طرحی در حوزه تحلیل محتوا ،موضوعات و مضامین بیش از 2500 عنوان فیلم سینمایی تولیدشده در سینمای ایران در حال مطالعه و بررسی دارم ، بخش عمده این تولیدات مربوط به بعد از انقلاب است ، جای توضیح آن فرصتی دیگر می خواهد ولی می خواهم بگویم بیشترین تنوع و تحول و تفاوت در فیلم های پس از انقلاب است . دقیقا در همین سال هایی که بیشترین حمایت ها دولتی از سینما ا نجام شده و می شود
نقد شرایط سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی، جسارت در بیان، به چالش کشیدن بسیاری موضوعات کلان ، مسایل اجتماعی و سیاسی روز، بحث های روشنفکری ، چالشبين مدرنيته و سنت و ... از انواع موضوعات آشنای سینمای امروز ایران و گوياي ساخته شدن انواع مضامين مختلف فيلم در سينما است.
زماني بايد نگران باشيم كه نوعي يكنواختي و یکرنگی ايجاد شود، به اين معني كه تنها فيلمهايي ساخته شود كه داراي يك ديدگاه خاص باشند
* سئوال من به طور مشخص اين است كه اگر زماني دولت و معاونت سينمايي براي مدتي محدود توليد و اكران فيلم را در اختيار توليدكنندگان قرار دهد و هيچگونه حمايت مالي و معنوي از فيلم انجام ندهد، آيا باز هم چرخه اقتصادي مناسبي وجود خواهد داشت؟
- در حال حاضر بخشي از سينماي ايران بدون هيچگونه حمايتي از سوي دولت به توليد و اكران فيلم ميپردازد ولي تعميم دادن اين موضوع به كل سينما كار درستي نيست. اينكه سينما نياز به حمايت نداشته باشد ايدهآل است ولي در هيچ كجاي دنيا چنين چيزي وجود ندارد.
يعني مسير آينده ما به گونهاي است كه اگر دولت تصميم به قطع حمايتهاي خود بگيرد. سينماي ايران ميتواند روي پاي خود بايستد و توليد و اكران كند؟
- در اين زمينه نميتوانم پاسخ صريحي داشته باشم. چون عرصه فرهنگ و اقتصاد فرهنگ از جنس ،اقتصاد عمومي است. در اقتصاد خصوصي روش هزینه و درآمد برقرار است ولی در اقتصاد دولتی هزینه لزوما به درآمد نباید منجر شود . از اول هم قرار نیست فعالیت درآمدازا باشد ، حالا یا انتظار نیست، یا توان و ظرفیت و آن وجود ندارد. اینگونه فعالیت ها جزو امور عمومی محسوب می شوند و از جمله وظایف دولت هاست . مثل آموزش عمومی، بهداشت عمومی ، امنیت عمومی، فرهنگ عمومی ، سینما هم جزیی ی از این تعریف است
البته این توجه و حمایت ها نسبی هستند حسب شرایط و ضرورت ها تعیین می شوند ، تغییر می کنند ، قابل اندازه گیری ومجاسبه هستند ، درجه بندی می شوند و سهم آنها از در آمد عمومی با توجه به ارزش افزوده فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی ملی و بین المللی مشخص می شود
درصد وابستگي اقتصاد عمومي به كمكهاي دولت همواره در مطالعات اقتصادي مورد توجه است. لذا به طور كلي و به لحاظ علمي نميتوان اين نظريه را پذيرفت كه روزي حمايتهاي دولت از سينما قطع شود به عبارت ديگر عرصه فرهنگ و سينما به عنوان بخشي از اين عرصه همواره بايد كمكپذير باشد.
به عنوان مثال در حال حاضر با سرمايهگذاري بسيار كلان معادل ٣٠٠ يا ٤00 هزار دلار دوربيني را خريداري كرده و به بهايي معادل يكصد يورو در روز آن را اجاره ميدهيم در حالي كه همين دوربين در اروپا روزانه اجارهاي معادل 1800 تا 2000 يورو دارد. اين تفاوت را چگونه باید توجیه کرد البته براساس مطالعاتی که انجام می شود مولفه های اقتصاد خرد سینما بررسی و میزان گرایش هریک از بخش ها با توجه به حجم سرمایه گذاری روش فعالیت و گردش مالی ودرآمدهای سالیانه توجیه سر مایه گذاری و نرخ استهلاک و...به اقتصاد خصوصی و اقتصاد عمومی معین می شود ، بر اين اساس ما ميتوانيم با آناليز اين ساختار مؤلفههايي را كه برای بخش خصوصي توجيه دارد مانند لابراتوار، صدا و تدوين و خیلی فعالیت های دیگر ، تصدی آن را به بخش حصوصی واگذار کنیم ولی توجه کنیم حمایت دولت قطع نمی شود ، بلکه نحوه آن تغییر می کند
مثلا هزینه کردن برای تکنولوژی جدید برای بخش حصوصی به راحتی نمی تواند توجیه داشته باشد دولت هم نمی تواند به سادگی به این نیاز بی تفاوت باشد . با اتخاذ روش هایی به هرترتیب این سوبسید و این تفاوت به بدنه سینما تزریق شود
۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه
۱۳۸۷ فروردین ۴, یکشنبه
سينماي ايران و روش هاي نوين اطلاع رساني
بنام خدا
محسن شمس كارشناس سينما و فارغ التحصيل كارشناسي ارشد پژوهش هنري مي باشد. وي در حوزه مديريت فرهنگي وهنري تا كنون مسئوليتهاي داشته است كه تصدي "اداره كل توليد وپشتيباني سينمايي كشور" و "مجري طرح جامع اطلاعات سينمايي "از اّخرين آنها است. همچنين در زمينه تاثير" تحولات تكنولوژيك در حوزه هنر ورسانه هاي تصويري" مطالعات وتحقيقاتي را انجام داده است،وهم اكنون نيز در دانشكده سينما و تئاتر مشغول تدريس است. در سالهاي اخير بيشتر توجه او بر ضرورت تبيين نگرش سيستمي در حوزه فعاليتهاي فرهنگي وهنري معطوف بوده است .طراحي و تنظيم مجموعه نرم افزارهاي"نظام فهرست برداري،نمايه سازي ،مستند سازي و طبقه بندي، اطلاعات فرهنگي و هنري وتاريخي" به منظور بكارگيري "دانش انفورماتيك" و "تكنو لوژي اطلاعات "در حوزه مطالعات وفعاليتهاي فرهنگي وهنري كشور: شامل اموال منقول و بناهاي فرهنگي وتاريخي ،مردم شناسي ،باستان شناسي ،هنرهاي سنتي ،زبان وگويش وطرح جامع اطلاعات سينمايي از اّن جمله هستند .آنچه در زير اّمده است ما حصل گفتگو با ايشان در خصوص چگونگي ارتباط سينماي ايران با تحولات و روشهاي اطلاع رساني جديد است
1- شما نسبت سينما وهنرهاي تصويري را با ابزارهاي اطلاع رساني چگونه مي بينيد ؟
-----------------------------------------------------
نسبت "سينما و هنرهاي تصويري" با "ابزارهاي اطلاع رساني "مثل نسبت ديگر نهادهاي فرهنگي و هنري با دانش اطلاع رساني است .البته براي درك بهتر اين مفهوم ابتدا بايد تصور ودرك خود رااز اين دو عبارت يعني" سينما وهنرهاي تصويري" و"ابزارهاي اطلاع رساني" روشن كنيم تا بهتر بتوانيم حوزه تاثير وتاثر اين دو مفهوم را نسبت به يكديگر بيان كنيم . اجازه بدهيد براي اين منظور يك مقدار زاويه نگاه را عوض كنيم ،تاثير روشهاي نو در حوزه سينما از جنبه هاي مختلف قابل بررسي است ،اهميت اين موضوع از اين نظر قابل توجه است كه توجه داشته باشيم، سينما خود يك "رسانه" است .هنر-صنعت سينما نيز از ابزارهاي اطلاع رساني تلقي مي شود. تاثير روشهاي نو هم در "ماهيت رسانه "يعني ماهيت سينما و ماهيت تصوير قابل بررسي است، و هم در مكانيزم هاي ارتباطي "سينما و مخاطب "يعني تاثير اين روش ها در ماهيت رسانه در مكانيزم ارتباطي سينما و مخاطب هم تحول ايجاد كرده است.به نظر من عدم توجه به اين تحول ماهيتي و تحول دروني ،نگاه ما را وبحث مارادر سطح نگه مي دارد.از اين نظر ما بايد بحث را از يك زاويه جامع تر بررسي كنيم. ببينيد "بررسي تاثير تحولات وكاركردهاي تكنولوژيك در حوزه فرهنگ "يا در "حوزه هنر - رسانه هاي شنيداري و ديداري " كه جنبه اطلاع رساني و ارتباط سينما با مخاطب هم مي تواند مورد بحث قرار گيرد.يعني براي ورود به بحث بايد بر سر يك مجموعه پيش فرض ها و قواعد كلي به اتفاق نظر برسيم وسپس بحث را در حوزه سينما ادامه دهيم. اين همان تغييرات در اصول و قواعد كلي است كه پيش از اين به أن اشاره كردم. ولي به هر حال اگر خواسته باشيم از فرصت كوتاه پيش اّمده نتيجه ايي گرفته باشيم، بايد بگويم تحولات بسيار عميق است. در حقيقت اين شرايط بيانگر تحقق زمينه گسترده عبور از يك نظام اطلاعاتي به يك نظام ديگري خواهد بود .سرعت و حجم تغييرات در اين عرصه به حد ي چشمگير است كه بسياري از اين نظريه هاو تعاريف علمي و فني كه محققان و نظريه پردازان پيش از اين براي تبين مفاهيم اين رسانه يا به عبارت كلي تر" صنعت تصوير "ترسيم كرده اند ،رفته رفته نقش واعتبار خود را از دست مي دهند (يا حتي داده اند .)سينما و تلويزيون بيش از هر چيز رسانه هاي فرا گيري براي ارتباط جمعي هستند .اينها هم يك هنر تلقي مي شوند وهم يك رسانه اما در هر حالت ، توجه داشته باشيم يك وسيله تكنولوژيك هستند.وتكنولوژي ماهيتي متغيردارد. همين مفهوم"هنر – رسانه" ازمفاهيمي است كه رفته رفته تحت تاثير تحولات تكنولوژيك ودرنتيجه تغيير نقش و كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي هنر – رسانه هاي تصويري بوجودأمده است. وهمواره نيز درحال تغيير است .
صنعت تصوير، سينما و تلويزيون طي دهه هاي اخير چگونگي درك وتصور ما را از محيط واز خودمان دگرگون كرده اند .اما امروز همه ما حجم گسترده اطلاعات را بدون اينكه از خود سئوال كنيم ،خيلي طبيعي مي پذيريم .در عرصه هاي فرهنگي وهنري جامعه اگر چه سينما تلويزيون و… رسانه هاي غالب هستند، اما همزمان با اّن ديگر رسانه هاي الكترونيك –ضبط وپخش صدا،كامپيوتر،چند رسانه ايها،اينترنت و… نيز در قرن حاضر پيشرفت و رشد كرده اند. و لحظه به لحظه ارتباط وتعامل رسانه ها با هم بيشتر شده است ،مواردي چون :افزايش برد در سينما و تلويزيون ،ازانفعال خارج شدن مخاطب وخدمات دو سويه ،افزايش قدرت انتخاب مخاطب ،تغيير در روشهاي نمايش، نزديك شدن ماهيت و كاربرد سينما وتلويزيون و نزديكتر شدن اّنها به ابعاد دنياي واقعي ،تحول در ماهيت تشكيل صدا و تصوير،موضوع ديجيتال ،تحول در ابزارها و روشهاي توليد تصاوير سينمايي وتلويزيوني درزمينه هاي تجهيزات فني ،لابراتوار ، تدوين وزير نويس فيلم ،تحول درنحوه ارسال ،انتقال وپخش اطلاعات صوتي تصويري ،فيبر نوري ،فشرده سازي،ماهواره ها ،تحول درنحوه ارائه محصولات صوتي تصويري :ديسكهاي فشرده ،نوارهاي ويدئويي ديجيتالي ،تحول در نمايش تصاوير: تغيير در ابعاد صفحه تلويزيون ،پرده هاي نمايش چند رسانه اي ها ،پخش موسيقي و…
در يك نگاه ،تحول و تغيير در ساختار رسانه ها بر روي جهت گيري ها وكاركردهاي هنري، فرهنگي ،اجتماعي اّنها نيز تاثيراتي بدنبال خود داشته است. با اين حال بايد توجه داشته باشيم ،رسانه هاي تصويري عليرغم وجود تفاوتهايي در نقش و كاركردهاي اّنها درچگونگي توليد وبكارگيري "عنصر تصويري" داراي مشتركات قابل توجهي هستند .واين مشتركات نيز همواره درحال افزايش بوده است.اّنچه بر پرده سينما ،صفحه تلويزيون ويا نمايشگر كامپيوتر،يك عكس ويا يك اثر گرافيكي چاپ شده مي بينيم ،مجموعه ايي از واحدهاي تصويري هستند كه بيانگر نسبت واحدهاي تصويري با معناي ذهني اّن هستند و اين را بنيان تصاوير مي شناسيم .ما اين نشانه هاي مختلف را درون قاب تصويرمي بينيم .درهرقاب تصويرماعكاسي شده نشانه هاي مختلف را مي بينيم .مثل پيشزمينه ،پسزمينه ،دكور،مكان، افراد ،اشيا ،حيوانات ،علايم تصويري ،حروف،تصاوير گرافيكي وديگر لوازم وعوامل صحنه ،تركيب واحدهاي اين عناصر مي شود ،تصوير يك قاب عكس ،پس هر يك از اين تصاوير،نشانه چيزهاست .همين چيزي كه درمعني شناسي تصوير درباره آن بحث مي كنند. از نظر ديگر اگر بخواهيم در يك "نظام انفورماتيكي "براي اين مدل و شرايط مثالي بزنيم ، مي توانيم واحدهاي هر نشانه تصويري را با يك بيت در نظام انفور ماتيكي و رايانه قياس كنيم. اينجا نقطه ها،ذرات و دانه هاي سياه و سفيد و رنگي دريك فرآيند فيزيك – اپتيك وشيميايي با هم تركيب مي شوند و يك تصوير را تشكيل مي دهند.در نظام انفورماتيكي و رايانه ،در يك فرآيند الكترونيك – ديجتال ما "bit ها"(ويا به عبارتي ديگرpixel ها)راكنار هم قرار مي دهيم .تا "byte ها" ها و علايم تصويري(bit map )حروف (bitmapped fount)را تشكيل دهيم .اين همان عملي است كه ما در بحث نمونه برداري تبديل اطلاعات و فشرده سازي اّن را دنبال مي كنيم .يعني ساخت مدل انفورماتيكي و يا ديجتالي يك نشانه ، يك قاب تصوير، يك آواي صوتي ويا يك متن. خوب وقتي توانستيم تا اين حد تغيير ايجاد كنيم. يعني بتوانيم امكان و قابليت جديدي از رسانه سينما وساير هنر-رسانه هاي شنيداري وديداري در اختيار داشته باشيم در نتيجه تحول و تغيير در روشهاي اطلاع رساني وارتباط با مخاطب نيز اجتناب ناپذير خواهد شد.مثل اينكه تا ديروز ما اين قابليت ها را به حالت "جامد ومايع "دراختيارداشتيم وامروز به حالت" گاز" هم دراختيار داريم . خوب طبيعي است كه نحوه توليد ، نگهداري و ذخيره سازي ،توزيع وانتقال وبهره برداري از آن هم تغيير كند. يعني شما ببينيد اينكه فيلم سينمايي خود را مي توانيد روي CD و يا DVD ارائه كنيد، اين يك امكان تحول يافته است ، ويااينكه اكنون مي توانيم فيلم سينمايي رااز طريق انتقال ما هواره ايي سيگنالهاي ديجيتالي بصورت همزمان در سالنهاي سينما در نقاط مختلف دنيا نمايش دهيم يك تحول است .يا ارائه ونمايش فيلم با استفاده از روش "ام پي 4" از طريق اينترنت .يا همين عملي كه اخيرا درايران رسم شده است .ويديو تصوير برداري مي كنند وبعد اّ ن را روي نوار سلولوييدي منتقل مي كنند.هرچنداين روش در ايران با اشتباهات و سو تعبيرهاي دركاربرد هاي سينمايي آن صورت مي پذيرد ولي خود يك تحول است.عمل پردازش ديجتالي اصوات و تصاوير، و بسياري از اين مفاهيم ومصاديق مي شود فهرست كرد، كه از حوصله اين گفتگو خارج است .
2-آيا سينماي ايران در بهره برداري از اين قابليتها موفق بوده است ؟
---------------------------------------------------
ببينيد تصويري كه از تحولات بيش از اين ارائه كرديم ،نتيجه و محصول يك مجموعه فرآيندهاي اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي در جوامع خاصي است .اّيا اين تحولات نتيجه پاسخ به نيازهاي فرهنگي ،اجتماعي وهنري آن جوامع بوده است ؟وياضرورت تحولات علمي وفني باعث بروز اين شرايط جديد فرهنگي ،اجتماعي وهنري شده است؟ . همانطور كه "سينماي ايران "نيز نتيجه فرآيند اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي "جامعه امروزايران" است .ويا "فيلمفارسي " نتيجه يك مقطع خاص ديگري از تاريخ اجتماعي معا صر اين جامعه است.به هر ترتيب در پاسخ سئوال شما مي خواهم اين سئوال را مطرح كنم، نسبت "سينماي ايران" واساسا"جامعه ايران" ويا "حوزه فرهنگي ما "با اين تحولات چگونه است ؟يعني بينيم سينماي ما كجاي اين ماجرا قرار دارد؟يا ذات "سينماي ايران " ويا به شكل كلان آن "حوزه فرهنگي ما" بايد ضرورت تحول را احساس كرده باشد؟ ويا در برخورد و تعامل با آنها ، اين رفتارها را،ضرورتا آموخته ويا خواهيم آموخت؟.مي خواهم بگويم به هر صورت كه باشد، اين "تعامل و مراوده "؟آداب و اصولي دارد . آيا نظام آموزشي ما تغيير كرده است ؟ يا كتابهاي جديد تخصصي در حوزه سينما ترجمه شده است ؟اساتيد جديدي تربيت كرده ايم؟ دانشجوي دوره تحصيلات تكميلي به خارج فرستاده ايم وحالا بر گشته است؟ساختار تشكيلات،برنامه ها و مديريت سينماي ما تغيير بنيادي و اثر گذاري را پشت سر گذاشته است؟زمينه جذب وبكارگيري نيروهاي جوانترو تحصيل كرده دانشگاهي را فراهم كرده ايم؟ كيفيت و كميت سرمايه گذاري ما در اين زمينه ها تغيير كرده است ؟نوع اّموزش ومطالعات دست اندركاران سينمايي تغيير عمده ايي كرده است؟دوره هاي آموزشي ويژه ايي را برگزار كرده ايم؟ تجهيزات و تكنولوژي توليد در كشور دچار تحول محسوسي شده است؟ نظريه ها و تئوري هاي جديد علمي در اين حوزه ترجمه ،توليد ومنتشر كرده ايم ؟ اراده و برنامه جامعي براي انتقال و آموزش سازمان يافته اين مجموعه تحولات ارايه كرده ايم ؟تلاشي براي "لوكاليزه كردن "اين "رفتارهاي جهاني "داشته ايم؟افق روشني دراين زمينه ها ارايه كرده ايم ؟بهرحال اين سئوالات مطرح است.پاسخ اين سئوالات ، پاسخ سئوال شما خواهد بود.
عليرغم تحولات وتغييرات گسترده در اين حوزه ها ما شاهد كمترين اثرات بنيادي درحوزه هاي رفتاري داخل خودمان هستيم . نمونه هايي كه شما به صورتهاي مختلف درحوزه سينما به عنوان رفتارهاي جديد مشاهده مي كنيد ، نتيجه برخوردهاي اتفاقي ويا همان ضرورتها يي است كه پيش از اين اشاره كردم . يعني چه بخواهيم و نخواهيم اين اتفاق ، تغيير و تحول در اثر اين ضرورت ها بوقوع خواهد پيوست.همين حداقل هم نتيجه برنامه ريزي و اراده ما نيست . ما مجبوريم كه بپذيريم .به همين دلايل در برخورد با اين تحولات درشرايط انفعالي قرار
مي گيريم.
از يك نگاه ديگراز نظر اقتصادي سينماي ايران وبخش غالب نهادهاوفعاليتهاي فرهنگي وهنري ما وابسته به حمايتها و هدايتهاي دولتي است .البته اين نظر جاي بحث و تامل دارد. ولي به هر حال وابسته ترين بخش سينماي ايران ،بخش فني و بخش تكنو لوژيك سينمااست .كه ما كمترين توجه و سرمايه گذاري را در اين بخش طي سالهاي اخير داشته ايم. عدم ارتباط و بهره برداري صنعت سينماي ايران از تحولات تكنولوژيك و قابليتهاي اّن و اتخاذ تاكتيكهاي مناسب در زير مجموعه هاي اين صنعت در اّينده ما را در شرايط بحراني قرار خواهد داد.
3-در بهره برداري از اين تحولات جه مشكلات و موانعي را مي بينيد ؟
---------------------------------------------------
در پاسخ سئوال قبلي بخشي از اين نكات را اشاره كرديم ولي يك نكته عمده و اساسي وجود دارد وآن اين است كه ما باور نداريم ،"سينما هنر تكنولوژيك "است حالا شما همين خط را بگيريدوبقيه مسايل را تحليل كنيد. اين عدم باوروتوجه كافي ،باعث عدم برنامه ريزي جامع وايجادحساسيتهاي لازم شده است و پس از گذشت سالها ما با يك "بي توجهي انباشته" مواجه هستيم .
4-وضعيت حضور سينماي ايران را در شبكه اينترنت چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
--------------------------------------------------------
اول سئوال مي كنم ما چه تصوري ازسينماي ايران داريم؟ مدل سازماني ما براي اين موضوع چيست ؟ آيا سينماي ايران را يك سازمان مي بينيم ؟اّيا براي اين سازمان يك سيستم قايل هستيم ؟ اجزاي اين سيستم چيست ؟ تحليل انتروپي(ضريب ميرايي وپايداري) ما از اين سيستم چه وضعيتي دارد.مثبت است؟منفي است؟صفراست؟ البته من تا حدودي روي اين موضوع كار كرده ام كه حالا اين سئوالات را مطرح مي كنم. مي خواهم بگويم اين سيستم و اين سازمان اشكال دارد. حالا اينكه منطبق با نيازها ي روز هست يا نيست ؟ ضريب پايداري مثبت است يا منفي ؟بحثي ديگري است. اما اين كه هست اشكال دارد. ساختار سازماني ، تشكيلات وسيستم مديريت در سينماي ايران مشكل دارد. چرا اين سئوالات را مطرح كردم ،چون شما سئوال كرديد" حضور سينماي ايران در شبكه اينترنت" خوب هيچ فكر كرده ايد اينترنت چيست ؟ اينترنت نتيجه چه رفتاري است ؟ اينترنت نتيجه يك "رفتار سيستمي" است .اينترنت نتيجه يك رفتار سازماني در سطح جهان است. البته فرقي نمي كند، اين رفتار در حوزه پزشكي باشد، يا حوزه نظامي ،يا حوزه اقتصادي ، ويا حوزه فرهنگي ويا هنري .به هر ترتيب اينترنت نتيجه و ضرورت وجود يك "مدل سازماني" و "مديريت سيستمي"است. شك نكنيد. اينترنت طبقه صدم يك ساختمان است كه شما نمي توانيد قبل از اينكه از نود ونه طبقه قبل تصوري داشته باشيد از طبقه صدم اّن صحبت كنيد."اينترنت" "پلوپز"و"يخچال"نيست كه صرف اينكه آن را واردكرديم،خريديم،دو شاخه آن را به شبكه برق رساني وصل كريم بگوييم ازحالا ديگه "آب يخ "و"ته ديگ "مي خوريم."نظام شبكه ايي"،"جامعه اطلاعاتي" مدل "شبيه سازي شده تجربه هاي جامعه بشري" است .يعني شبيه سازي شده مجموعه رفتار هاي اصلاح شده و بهينه شده در حوزه مناسبات انساني ، اجتماعي ، فرهنگي ، هنري ،تاريخي وجغرافيا يي است.يعني اين رفتارها طي سالها روي آن كار شده است .جنبه هاي مختلف و حالتهاي مختلف آن در ارتباط هاي گسترده انسان-انسان وسپس بتدريج وبه آرامي درارتباط انسان-ماشين-انسان تجربه شده است. اينترنت آينه و بازتاب اين رفتارهادر مدل "پست مدرنيستي"در دوره كنوني يعني دوره "فرا صنعتي "است. مدل "مدرنيستي" آن شكل گيري وساخت همان مدل هاي سيستمي است كه در" دوره صنعتي" اتفاق افتاده است. ما بايد واكنش خودمان را نسبت به اين تحولات اجتماعي ارزيابي و مدلسازي كنيم .اينترنت يك بسته نرم افزاري ويا سخت افزاري نيست. اينترنت يك "جريان" است.اينترنت يك "فرهنگ" است .اينترنت يك نظام چند لايه "HYPER LINK"و" HYPER MEDIA"توجه به لايه ها ي متعدد و بسترهاي مختلف اين پديده براي شناخت و درك آن اجتناب ناپذير است.
حالا كه صحبت به اينجا كشيده شد اشاره به يك نكته را ضروري مي دانم .ما تا صحبت از اينترنت مي كنيم . واژه"ISP" يا واژه "كافي نت" ،"مودم"،"IE5"و…به ذهن ما راه مي يابد.تقريبا بقيه واژه ها و مفاهيمي كه ما از اين موضوع با آن آشنا هستيم نيز از هين جنس است .يعني از جنس ابزارها و امكانات براي دسترسي به"اطلاعات"و"منابع اطلاعاتي"عموم اين مفاهيم درهمان مفهوم اول يعني INTERNET SERVICE PROVIDING در واقع اينها ضرورتها و زير ساختهاي فني و تكنولوژيك براي توسعه "تكنولوژي اطلاعات"هستند .ولي هيچ گاه فكر كرده ايم "اطلاعات "چيست ؟ "منابع اطلاعاتي" چيست؟روش توليد آن چگونه است ؟ چگونه توزيع و بهره برداري مي شود؟ يعني "محتو"يي(CONTENT) كه بايد در درون اين شبكه جاري شود چيست ؟شكل ومدل اين "محتوا" درحوزه "كشاورزي "چگونه است؟درحوزه "سياسي "چگونه است ؟درحوزه "تجارت" چگونه است ؟درحوزه "فرهنگ و هنر" چگونه است ؟ در حوره" تاريخ و جغرافيا" چگونه است؟در حوزه "سينما "چگونه است ؟ اين همان نودونه طبقه ايي است كه به آن اشاره كردم.مشكل عمده وبحران اساسي ما در برخورد با تكنولوژي اطلاعات همين جاست. يعني عدم تفكيك بين اين دو حوزه وعدم توجه كافي به حوزه" توليد محتوا "نه فقط در حوزه "سينما" بلكه در حوزه عمومي فرهنگ وهنر وساير حوزهاي اجتماعي و اقتصادي هم كم وبيش همين وضعيت را داريم.
البته شما يك حركتها و رفتارهايي را در شبكه اينترنت به نام "سينماي ايران "و با مرتبط با "سينماي ايران" مي بينيد ولي اّيا واقعا اين بازتاب يا تصوير "سينماي ايران" است ؟نه اين رفتارها جزيي وفردي هستند،كه منجر به ايجاد يك سيستم ونظام اطلاع رساني وگردش اطلاعات نمي شود.يعني پشتوانه و بنياد سيستمي و سازماني ندارد. ضمن اينكه اطلاعات ارائه شده عمدتا قديمي ، كهنه و سوخته است. يعني شما همين اطلاعات را خيلي ارزان تر وراحت تر در همين هفته نامه ها ومجلات وكتابها مي توانيد پيدا كنيد. اّيا اسكن كردن تصوير مجله و قرار دادن آن روي شبكه اينترنت " تكنولوژي اطلاعات" است ؟نه اسم اين مي تواند، يك سرگرمي،دست گرمي وتمرين ابتدايي براي اّشنايي با قابليتهاي اينترنت باشد .
به نظر من مشكل اساسي ما در عدم وجود يك نظام جامع فهرست برداري ، مستند سازي و طبقه بندي اطلاعات فرهنگي وهنري است البته در حوزه هاي مختلف "فرهنگ وهنر" مي شود درباره اين مهم صحبت كرد. ولي در حوزه "سينما "هنوز يك "نظام فيلم نگاري "جامع ومانع نداريم ،كه برسر مفاهيم و مشخصه هاي كاربردي "سينما "به توافق رسيده باشيم..صحبت از"هرم نيروي انساني"، "هستي شناسي " ،"سبك شناسي" "تحولات و رويدادهاي ملي و بين المللي سينماي ايران" نمي كنم .صحبت ازروش" تجزيه وتحليل فيلمنامه" و"فيلمهاي ساخته شده" نمي كنم . فقط به عنوان بندي فيلمهاي ايراني توجه كنيد. به كتابهاي سينمايي كه در اّن فيلم هاي سينمايي فهرست شده هم نگاه كنيد. همين تاريخ بيست ساله اخير را بررسي كنيد.اسناد ومدارك رسمي را هم نگاه كنيد. تفاوت ها ، اشكالات واغلاط را خيلي سريع متوجه مي شويد. متصدي تنظيم شناسنامه فرهنگي و هنري اهالي سينماي ايران كجاست ؟تعريف مشاغل و حرف سينماي ايران چگونه انجام مي شود؟ اين تعاريف چگونه رسميت مي يابند؟ اسامي كه 1-2 تا 6 اسم حقيقي و حقوقي در پايان فيلم به عنوان "تهيه كننده" از اّنها ياد مي شود، چه اعتبارحرفه ايي وعملياتي دارند ؟ اّيا مي شود يك فيلم شش نفر "تهيه كننده" داشته باشد ؟ عنوان "تهيه كننده "يك عنوان حرفه اي است اّيا هر كسي مي تواند اّن رااحرازكند؟ اّيا اينها سرمايه گذارهستند؟ مالك هستند؟
هويت و اعتبار حقوقي يك اثر هنري در جامعه ما چگونه تعيين مي شود؟ در حوزه سينما يك اثر هنري متشكل از بسياري اّثار هنري ديگر است اينها چگونه از هم تفكيك مي شوند؟ چگونه حقوق مادي و هنري اجزا تبين مي شود؟كجا بايد اينها را ثبت كنيم ؟وبه دعاوي رسيدگي شود؟نمي خواهم بگويم هيچ چيز نيست. يك كارها يي انجام مي شود، ولي اّن چه كه هست قابليت "توليد اطلاعات" به مفهوم كاربردي اّن را ندارد.
مرجع توليد اطلاعات صحيح و قابل استناد كجاست ؟اداره كل نظارت، فيلم خانه ملي ايران، موزه سينما،خانه سينما، پروانه ساخت،پروانه نمايش و…. همه اين مراكز فعال هستند .ولي وقتي يافته هاي خود را كنار هم مي گذاريم با هم انطباق ندارند.اطلاعات قابل استناد نيست.
فقط يك لايه را اشاره كردم ، هر چه عميق تر مي شويم عمق مسئله بيشتر نمايان مي شود.
اين هيچ ارتباطي به اينترنت ومباحثي از اين دست ندارد. يك رفتار است.يك خصلت است ،يك دانش است. يك فهم علمي وياوظيفه اداري و اجتماعي است؟ نمي دانم.هرچه مي خواهيد اسم آن را بگذاريد.تعلق به اين دوره وأن دوره ،اينجا و أنجا هم ندارد.فقط اين را مي دانم ،هروقت توانستيم به همين مسايل ظاهرا ساده و ابتدايي پاسخ دهيم ، رفتار خود را به يك سازمان و يك سيستم نزديك كرده ايم ،مي توانيم بگوييم در مسير و جهت "جامعه اطلاعاتي "و" جامعه شبكه ايي "گام برداشته ايم .
در حوزه هاي مختلف فعاليتهايي انجام مي شود ولي مثل جزيره هاي نامربوط و نامرتبط به هم عمل مي كنيم. نظام ارتباطات ونظام گردش اطلاعات نداريم و چرخ توليد اطلاعات ما تبين نشده است كه حساسيتهاي لازم را نسبت به اطلاعات داشته باشد ."فردمحور" هستيم تا "اطلاعات محور"ويا "سيستم محور" يا"سازمان محور"اين بيماري است . بايد علاج شود. ما بايد از خود سئوال كنيم كه اّيا اطلاعات نياز داريم يا نداريم؟ تا فردي ،مديري ، كه راس اين هرم ويا سازمان قرار گرفته است ،از خود سئوال نكند كه اطلاعات نياز داريم يا نداريم ؟ وقابليت لازم براي كارشناسي اطلاعات را نداشته باشد.اطلاعات در يك سيستم توليد وبه گردش نمي افتد. اين سئوال نشانه ميزان اهميت و حساسيت يك سازمان براي اطلاعات است. نظام توليد و مصرف اطلاعات مثل نظام توليد دريك كارخانه است .نظام ورودي ،نظام پردازش و نظام خروجي خاص خود را دارد .اين يك طراحي ،مهندسي ومعماري اطلاعات مي خواهد. نياز به يك طرح جامع دارد .نه فقط در حوزه سينما بلكه در حوزه هنرها ودر حوزه عمومي فرهنگ بايد بتوانيم اين معماري و نظام ساختارگرايانه و كاربردي را ارايه كنيم .
5-اّيا در ارتباط با حضور سينماي ايران در شبكه جهاني اينترنت برنامه اي داريد ؟
--------------------------------------------------------
طبيعي است وقتي جسارت مي كنيم اينگونه يك موضوع را مورد انتقاد و نقد قرار مي دهيم، بايد جوابي هم براي اين سئوال شما داشته باشيم. جواب شما در يك كلمه بله است .اما اينكه اين برنامه چه هدفي را دنبال مي كند بايد توضيحات بيشتري ارايه كنم.
ابتدا بايد نگاه شما را تصحيح كنم. هدف ما حضور در اينترنت نبوده ونيست البته معتقد هستيم، نظامي را كه طراحي و اجرا خواهيم كرد، حضور در اينترنت را هم بدنبال خواهد داشت. همانطور كه پيش از اين هم اشاره كردم ، اينترنت نتيجه يك رفتار ويا يك مجموعه رفتاري است. پس تأكيد ما در اين مطالعه و برنامه بر روي شناسايي ،طراحي ،تبين و بهينه سازي اين رفتارها تنظيم شده است .اين رفتارها در سينما چيست؟ و چگونه معني مي شود؟ چگونه مصداق پيدا مي كند ؟…مطالعات خود را از مرحله فيلمنامه نويسي ، پيش توليد ، توليد ، پس از توليد ،نمايش، حضورملي و بين المللي آغاز كرديم. در هر يك از مراحل اين فرآيند، توجه ما به نكات مشترك و كليدي آنها بوده است: "اهالي سينماي ايران"، "فيلم هاي سينماي ايران" ، "رويدادهاي سينماي ايران"، "مراكز ودفاتر سينمايي" و تنظيم و تبين مناسبات و ارتباطات بين آنها.اينها محورهاي "ماتريس"ما هستند. سؤالات بسياري را در اين زمينه ها طرح كريم . و سعي كرديم پاسخ هاي مناسبي براي هر يك پيدا كنيم. خيلي با حوصله ،الآن هم خيلي اصرارنداريم كه عجله كنيم. به نتيجه رسيدن ،وپاسخ صحيح ارايه كردن براي ما بسيار اهميت داشته است. حضور يك فرد در سينماي ايران چگونه تعريف مي شود؟ اين فرد چه مشاغل و حرفي دارد؟ويا در آينده خواهد داشت؟ اين مشاغل چه تركيبي دارن؟درچه فيلم هايي حضور داشته ؟و يا خواهد داشت؟ يك اثر سينمايي را چگونه فهرست برداري ، مستند سازي و نمايه سازي كنيم؟ يك فيلم سينمايي چگونه فيلم نگاري مي شود؟ چه مشخصات و اطلاعاتي را بايد از يك فيلم داشته باشيم ؟اطلاعات در كجا توليد مي شود ؟اطلاعات كدام بخش مستند تر است ؟ از وقوع رويداد ها چگونه كسب اطلاع كنيم؟ مثل يك كودكي كه متولد مي شود ،براي او شناسنامه صادر مي كنند، رشد مي كند، مدرسه مي رود، تحصيل مي كند، مريض مي شود، بيمارستان مي رود ،دانشگاه مي رود و وارد جامعه مي شود و… ما بايد بتوانيم در تمام اين مسير حضور داشته باشيم و اطلاعات آنرا برداشت و ثبت كنيم .درپايان اين مرحله موفق شديم روشهايي را طراحي كنيم كه در آن بتوانيم هرم نيروي انساني ،فهرست جامع فيلم هاي بلند،كوتاه و مستند سينماي ايران ،رويدادهاي ملي و بين المللي و همچنين هستي شناسي سينماي ايران از نظر گونه ،مضمون ،وموضوعات وبسياري كليد واژه هاي ديگر رابه يك شكل تحليلي و ساختاري تبين و به يك نظام جامع علمي برسيم.
تلاش ما در اين مرحله ارايه يك نظام ومعماري و ساختا گرايانه از اطلاعات سينمايي بوده است.كه فكر مي كنم توفيق داشته ايم. در مرحله بعد ايجاد يك نظام گردش درون سيستمي با هدف تبين يك MIS يعني نظام گردش اطلاعات مديريت بوده است.اگر بتوانيم اين گردش را ايجاد كنيم، مثل اين است كه قلب سيستم را راه انداخته ايم ،اين خيلي مهم است. رمز بقا ،عامل بقا ،سيستم، همين حساسيت سيستمي است.ما بدن راوجسم راوكالبد را طراحي كرده ايم. قلب سيستم، همين مفهوم حساسيت سيستمي است.ضريب پايداري سيستم از همين جا تعيين مي شود.البته اين مهم تا اندازه اي به مخاطب شناسي سيستم هم بر مي گردد .ما بايد بدانيم براي چه گروهي؟ كجا؟ چه وقت ؟بايد اطلاعات توليد كنيم ؟اين مهم است حساسيت بيخودي درست نمي شود.بايد منطق خودش را داشته باشد. كه بايد روي أن كار كنيم .البته به شكل نمونه سازي اين كار انجام شده است . ولي هنوز راضي نيستيم. نارساييهايي دارد بايد أن را برطرف كنيم .
پس از اين مرحله است كه مي توانيم با يك پشتيباني خوب اطلاعاتي ،يعني يك بانك اطلاعات جامع با گزارش گيري مناسب و روشهاي ورود اطلاعات با اميد به آينده نسبت به انتقال و انعكاس مستمر اطلاعات بر روي اينترنت اميدوار باشيم. در اين زمينه هم كارهايي صورت گرفته ، يعني پايگاه اينترنتي را آماده كرده ايم بانكهاي اطلاعاتي كه به روش "SQL" و
" ASP" بصورت أزمايشي روي اينترنت قرار گرفته است و در حال بررسي و رفع نواقص هستيم.تا زماني كه بتوانيم اطلاعات را به شكل علمي ،قابل استناد به هنگام و مستمر توليد كنيم .آنوقت احساس مي كنيم كاري انجام داده ايم.بايد احساس كنيم حرف جديدي براي گفتن داريم وگرنه نه وقت خودرا تلف مي كنيم ونه وقت مخاطب را . يك نام ثبت كردن، چهار تا عكس و دو صفحه متن را بر روي اينترنت قرار دادن تكنولوژي اطلاعات نيست. بايد بفهميم كه پيام چيست ؟ رسانه ايي به نام اينترنت با كتاب ، مجله و هفته نا مه چه تفاوتي دارد؟ بايد بتوانيم نقش اطلاعات را در زندگي روزانه لمس كنيم. داشتن و نداشتن آن را بفهميم و بدانيم چه تفاوتي در نگاه و رفتار ما مي تواند ايجاد كند ؟.
محسن شمس كارشناس سينما و فارغ التحصيل كارشناسي ارشد پژوهش هنري مي باشد. وي در حوزه مديريت فرهنگي وهنري تا كنون مسئوليتهاي داشته است كه تصدي "اداره كل توليد وپشتيباني سينمايي كشور" و "مجري طرح جامع اطلاعات سينمايي "از اّخرين آنها است. همچنين در زمينه تاثير" تحولات تكنولوژيك در حوزه هنر ورسانه هاي تصويري" مطالعات وتحقيقاتي را انجام داده است،وهم اكنون نيز در دانشكده سينما و تئاتر مشغول تدريس است. در سالهاي اخير بيشتر توجه او بر ضرورت تبيين نگرش سيستمي در حوزه فعاليتهاي فرهنگي وهنري معطوف بوده است .طراحي و تنظيم مجموعه نرم افزارهاي"نظام فهرست برداري،نمايه سازي ،مستند سازي و طبقه بندي، اطلاعات فرهنگي و هنري وتاريخي" به منظور بكارگيري "دانش انفورماتيك" و "تكنو لوژي اطلاعات "در حوزه مطالعات وفعاليتهاي فرهنگي وهنري كشور: شامل اموال منقول و بناهاي فرهنگي وتاريخي ،مردم شناسي ،باستان شناسي ،هنرهاي سنتي ،زبان وگويش وطرح جامع اطلاعات سينمايي از اّن جمله هستند .آنچه در زير اّمده است ما حصل گفتگو با ايشان در خصوص چگونگي ارتباط سينماي ايران با تحولات و روشهاي اطلاع رساني جديد است
1- شما نسبت سينما وهنرهاي تصويري را با ابزارهاي اطلاع رساني چگونه مي بينيد ؟
-----------------------------------------------------
نسبت "سينما و هنرهاي تصويري" با "ابزارهاي اطلاع رساني "مثل نسبت ديگر نهادهاي فرهنگي و هنري با دانش اطلاع رساني است .البته براي درك بهتر اين مفهوم ابتدا بايد تصور ودرك خود رااز اين دو عبارت يعني" سينما وهنرهاي تصويري" و"ابزارهاي اطلاع رساني" روشن كنيم تا بهتر بتوانيم حوزه تاثير وتاثر اين دو مفهوم را نسبت به يكديگر بيان كنيم . اجازه بدهيد براي اين منظور يك مقدار زاويه نگاه را عوض كنيم ،تاثير روشهاي نو در حوزه سينما از جنبه هاي مختلف قابل بررسي است ،اهميت اين موضوع از اين نظر قابل توجه است كه توجه داشته باشيم، سينما خود يك "رسانه" است .هنر-صنعت سينما نيز از ابزارهاي اطلاع رساني تلقي مي شود. تاثير روشهاي نو هم در "ماهيت رسانه "يعني ماهيت سينما و ماهيت تصوير قابل بررسي است، و هم در مكانيزم هاي ارتباطي "سينما و مخاطب "يعني تاثير اين روش ها در ماهيت رسانه در مكانيزم ارتباطي سينما و مخاطب هم تحول ايجاد كرده است.به نظر من عدم توجه به اين تحول ماهيتي و تحول دروني ،نگاه ما را وبحث مارادر سطح نگه مي دارد.از اين نظر ما بايد بحث را از يك زاويه جامع تر بررسي كنيم. ببينيد "بررسي تاثير تحولات وكاركردهاي تكنولوژيك در حوزه فرهنگ "يا در "حوزه هنر - رسانه هاي شنيداري و ديداري " كه جنبه اطلاع رساني و ارتباط سينما با مخاطب هم مي تواند مورد بحث قرار گيرد.يعني براي ورود به بحث بايد بر سر يك مجموعه پيش فرض ها و قواعد كلي به اتفاق نظر برسيم وسپس بحث را در حوزه سينما ادامه دهيم. اين همان تغييرات در اصول و قواعد كلي است كه پيش از اين به أن اشاره كردم. ولي به هر حال اگر خواسته باشيم از فرصت كوتاه پيش اّمده نتيجه ايي گرفته باشيم، بايد بگويم تحولات بسيار عميق است. در حقيقت اين شرايط بيانگر تحقق زمينه گسترده عبور از يك نظام اطلاعاتي به يك نظام ديگري خواهد بود .سرعت و حجم تغييرات در اين عرصه به حد ي چشمگير است كه بسياري از اين نظريه هاو تعاريف علمي و فني كه محققان و نظريه پردازان پيش از اين براي تبين مفاهيم اين رسانه يا به عبارت كلي تر" صنعت تصوير "ترسيم كرده اند ،رفته رفته نقش واعتبار خود را از دست مي دهند (يا حتي داده اند .)سينما و تلويزيون بيش از هر چيز رسانه هاي فرا گيري براي ارتباط جمعي هستند .اينها هم يك هنر تلقي مي شوند وهم يك رسانه اما در هر حالت ، توجه داشته باشيم يك وسيله تكنولوژيك هستند.وتكنولوژي ماهيتي متغيردارد. همين مفهوم"هنر – رسانه" ازمفاهيمي است كه رفته رفته تحت تاثير تحولات تكنولوژيك ودرنتيجه تغيير نقش و كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي هنر – رسانه هاي تصويري بوجودأمده است. وهمواره نيز درحال تغيير است .
صنعت تصوير، سينما و تلويزيون طي دهه هاي اخير چگونگي درك وتصور ما را از محيط واز خودمان دگرگون كرده اند .اما امروز همه ما حجم گسترده اطلاعات را بدون اينكه از خود سئوال كنيم ،خيلي طبيعي مي پذيريم .در عرصه هاي فرهنگي وهنري جامعه اگر چه سينما تلويزيون و… رسانه هاي غالب هستند، اما همزمان با اّن ديگر رسانه هاي الكترونيك –ضبط وپخش صدا،كامپيوتر،چند رسانه ايها،اينترنت و… نيز در قرن حاضر پيشرفت و رشد كرده اند. و لحظه به لحظه ارتباط وتعامل رسانه ها با هم بيشتر شده است ،مواردي چون :افزايش برد در سينما و تلويزيون ،ازانفعال خارج شدن مخاطب وخدمات دو سويه ،افزايش قدرت انتخاب مخاطب ،تغيير در روشهاي نمايش، نزديك شدن ماهيت و كاربرد سينما وتلويزيون و نزديكتر شدن اّنها به ابعاد دنياي واقعي ،تحول در ماهيت تشكيل صدا و تصوير،موضوع ديجيتال ،تحول در ابزارها و روشهاي توليد تصاوير سينمايي وتلويزيوني درزمينه هاي تجهيزات فني ،لابراتوار ، تدوين وزير نويس فيلم ،تحول درنحوه ارسال ،انتقال وپخش اطلاعات صوتي تصويري ،فيبر نوري ،فشرده سازي،ماهواره ها ،تحول درنحوه ارائه محصولات صوتي تصويري :ديسكهاي فشرده ،نوارهاي ويدئويي ديجيتالي ،تحول در نمايش تصاوير: تغيير در ابعاد صفحه تلويزيون ،پرده هاي نمايش چند رسانه اي ها ،پخش موسيقي و…
در يك نگاه ،تحول و تغيير در ساختار رسانه ها بر روي جهت گيري ها وكاركردهاي هنري، فرهنگي ،اجتماعي اّنها نيز تاثيراتي بدنبال خود داشته است. با اين حال بايد توجه داشته باشيم ،رسانه هاي تصويري عليرغم وجود تفاوتهايي در نقش و كاركردهاي اّنها درچگونگي توليد وبكارگيري "عنصر تصويري" داراي مشتركات قابل توجهي هستند .واين مشتركات نيز همواره درحال افزايش بوده است.اّنچه بر پرده سينما ،صفحه تلويزيون ويا نمايشگر كامپيوتر،يك عكس ويا يك اثر گرافيكي چاپ شده مي بينيم ،مجموعه ايي از واحدهاي تصويري هستند كه بيانگر نسبت واحدهاي تصويري با معناي ذهني اّن هستند و اين را بنيان تصاوير مي شناسيم .ما اين نشانه هاي مختلف را درون قاب تصويرمي بينيم .درهرقاب تصويرماعكاسي شده نشانه هاي مختلف را مي بينيم .مثل پيشزمينه ،پسزمينه ،دكور،مكان، افراد ،اشيا ،حيوانات ،علايم تصويري ،حروف،تصاوير گرافيكي وديگر لوازم وعوامل صحنه ،تركيب واحدهاي اين عناصر مي شود ،تصوير يك قاب عكس ،پس هر يك از اين تصاوير،نشانه چيزهاست .همين چيزي كه درمعني شناسي تصوير درباره آن بحث مي كنند. از نظر ديگر اگر بخواهيم در يك "نظام انفورماتيكي "براي اين مدل و شرايط مثالي بزنيم ، مي توانيم واحدهاي هر نشانه تصويري را با يك بيت در نظام انفور ماتيكي و رايانه قياس كنيم. اينجا نقطه ها،ذرات و دانه هاي سياه و سفيد و رنگي دريك فرآيند فيزيك – اپتيك وشيميايي با هم تركيب مي شوند و يك تصوير را تشكيل مي دهند.در نظام انفورماتيكي و رايانه ،در يك فرآيند الكترونيك – ديجتال ما "bit ها"(ويا به عبارتي ديگرpixel ها)راكنار هم قرار مي دهيم .تا "byte ها" ها و علايم تصويري(bit map )حروف (bitmapped fount)را تشكيل دهيم .اين همان عملي است كه ما در بحث نمونه برداري تبديل اطلاعات و فشرده سازي اّن را دنبال مي كنيم .يعني ساخت مدل انفورماتيكي و يا ديجتالي يك نشانه ، يك قاب تصوير، يك آواي صوتي ويا يك متن. خوب وقتي توانستيم تا اين حد تغيير ايجاد كنيم. يعني بتوانيم امكان و قابليت جديدي از رسانه سينما وساير هنر-رسانه هاي شنيداري وديداري در اختيار داشته باشيم در نتيجه تحول و تغيير در روشهاي اطلاع رساني وارتباط با مخاطب نيز اجتناب ناپذير خواهد شد.مثل اينكه تا ديروز ما اين قابليت ها را به حالت "جامد ومايع "دراختيارداشتيم وامروز به حالت" گاز" هم دراختيار داريم . خوب طبيعي است كه نحوه توليد ، نگهداري و ذخيره سازي ،توزيع وانتقال وبهره برداري از آن هم تغيير كند. يعني شما ببينيد اينكه فيلم سينمايي خود را مي توانيد روي CD و يا DVD ارائه كنيد، اين يك امكان تحول يافته است ، ويااينكه اكنون مي توانيم فيلم سينمايي رااز طريق انتقال ما هواره ايي سيگنالهاي ديجيتالي بصورت همزمان در سالنهاي سينما در نقاط مختلف دنيا نمايش دهيم يك تحول است .يا ارائه ونمايش فيلم با استفاده از روش "ام پي 4" از طريق اينترنت .يا همين عملي كه اخيرا درايران رسم شده است .ويديو تصوير برداري مي كنند وبعد اّ ن را روي نوار سلولوييدي منتقل مي كنند.هرچنداين روش در ايران با اشتباهات و سو تعبيرهاي دركاربرد هاي سينمايي آن صورت مي پذيرد ولي خود يك تحول است.عمل پردازش ديجتالي اصوات و تصاوير، و بسياري از اين مفاهيم ومصاديق مي شود فهرست كرد، كه از حوصله اين گفتگو خارج است .
2-آيا سينماي ايران در بهره برداري از اين قابليتها موفق بوده است ؟
---------------------------------------------------
ببينيد تصويري كه از تحولات بيش از اين ارائه كرديم ،نتيجه و محصول يك مجموعه فرآيندهاي اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي در جوامع خاصي است .اّيا اين تحولات نتيجه پاسخ به نيازهاي فرهنگي ،اجتماعي وهنري آن جوامع بوده است ؟وياضرورت تحولات علمي وفني باعث بروز اين شرايط جديد فرهنگي ،اجتماعي وهنري شده است؟ . همانطور كه "سينماي ايران "نيز نتيجه فرآيند اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي "جامعه امروزايران" است .ويا "فيلمفارسي " نتيجه يك مقطع خاص ديگري از تاريخ اجتماعي معا صر اين جامعه است.به هر ترتيب در پاسخ سئوال شما مي خواهم اين سئوال را مطرح كنم، نسبت "سينماي ايران" واساسا"جامعه ايران" ويا "حوزه فرهنگي ما "با اين تحولات چگونه است ؟يعني بينيم سينماي ما كجاي اين ماجرا قرار دارد؟يا ذات "سينماي ايران " ويا به شكل كلان آن "حوزه فرهنگي ما" بايد ضرورت تحول را احساس كرده باشد؟ ويا در برخورد و تعامل با آنها ، اين رفتارها را،ضرورتا آموخته ويا خواهيم آموخت؟.مي خواهم بگويم به هر صورت كه باشد، اين "تعامل و مراوده "؟آداب و اصولي دارد . آيا نظام آموزشي ما تغيير كرده است ؟ يا كتابهاي جديد تخصصي در حوزه سينما ترجمه شده است ؟اساتيد جديدي تربيت كرده ايم؟ دانشجوي دوره تحصيلات تكميلي به خارج فرستاده ايم وحالا بر گشته است؟ساختار تشكيلات،برنامه ها و مديريت سينماي ما تغيير بنيادي و اثر گذاري را پشت سر گذاشته است؟زمينه جذب وبكارگيري نيروهاي جوانترو تحصيل كرده دانشگاهي را فراهم كرده ايم؟ كيفيت و كميت سرمايه گذاري ما در اين زمينه ها تغيير كرده است ؟نوع اّموزش ومطالعات دست اندركاران سينمايي تغيير عمده ايي كرده است؟دوره هاي آموزشي ويژه ايي را برگزار كرده ايم؟ تجهيزات و تكنولوژي توليد در كشور دچار تحول محسوسي شده است؟ نظريه ها و تئوري هاي جديد علمي در اين حوزه ترجمه ،توليد ومنتشر كرده ايم ؟ اراده و برنامه جامعي براي انتقال و آموزش سازمان يافته اين مجموعه تحولات ارايه كرده ايم ؟تلاشي براي "لوكاليزه كردن "اين "رفتارهاي جهاني "داشته ايم؟افق روشني دراين زمينه ها ارايه كرده ايم ؟بهرحال اين سئوالات مطرح است.پاسخ اين سئوالات ، پاسخ سئوال شما خواهد بود.
عليرغم تحولات وتغييرات گسترده در اين حوزه ها ما شاهد كمترين اثرات بنيادي درحوزه هاي رفتاري داخل خودمان هستيم . نمونه هايي كه شما به صورتهاي مختلف درحوزه سينما به عنوان رفتارهاي جديد مشاهده مي كنيد ، نتيجه برخوردهاي اتفاقي ويا همان ضرورتها يي است كه پيش از اين اشاره كردم . يعني چه بخواهيم و نخواهيم اين اتفاق ، تغيير و تحول در اثر اين ضرورت ها بوقوع خواهد پيوست.همين حداقل هم نتيجه برنامه ريزي و اراده ما نيست . ما مجبوريم كه بپذيريم .به همين دلايل در برخورد با اين تحولات درشرايط انفعالي قرار
مي گيريم.
از يك نگاه ديگراز نظر اقتصادي سينماي ايران وبخش غالب نهادهاوفعاليتهاي فرهنگي وهنري ما وابسته به حمايتها و هدايتهاي دولتي است .البته اين نظر جاي بحث و تامل دارد. ولي به هر حال وابسته ترين بخش سينماي ايران ،بخش فني و بخش تكنو لوژيك سينمااست .كه ما كمترين توجه و سرمايه گذاري را در اين بخش طي سالهاي اخير داشته ايم. عدم ارتباط و بهره برداري صنعت سينماي ايران از تحولات تكنولوژيك و قابليتهاي اّن و اتخاذ تاكتيكهاي مناسب در زير مجموعه هاي اين صنعت در اّينده ما را در شرايط بحراني قرار خواهد داد.
3-در بهره برداري از اين تحولات جه مشكلات و موانعي را مي بينيد ؟
---------------------------------------------------
در پاسخ سئوال قبلي بخشي از اين نكات را اشاره كرديم ولي يك نكته عمده و اساسي وجود دارد وآن اين است كه ما باور نداريم ،"سينما هنر تكنولوژيك "است حالا شما همين خط را بگيريدوبقيه مسايل را تحليل كنيد. اين عدم باوروتوجه كافي ،باعث عدم برنامه ريزي جامع وايجادحساسيتهاي لازم شده است و پس از گذشت سالها ما با يك "بي توجهي انباشته" مواجه هستيم .
4-وضعيت حضور سينماي ايران را در شبكه اينترنت چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
--------------------------------------------------------
اول سئوال مي كنم ما چه تصوري ازسينماي ايران داريم؟ مدل سازماني ما براي اين موضوع چيست ؟ آيا سينماي ايران را يك سازمان مي بينيم ؟اّيا براي اين سازمان يك سيستم قايل هستيم ؟ اجزاي اين سيستم چيست ؟ تحليل انتروپي(ضريب ميرايي وپايداري) ما از اين سيستم چه وضعيتي دارد.مثبت است؟منفي است؟صفراست؟ البته من تا حدودي روي اين موضوع كار كرده ام كه حالا اين سئوالات را مطرح مي كنم. مي خواهم بگويم اين سيستم و اين سازمان اشكال دارد. حالا اينكه منطبق با نيازها ي روز هست يا نيست ؟ ضريب پايداري مثبت است يا منفي ؟بحثي ديگري است. اما اين كه هست اشكال دارد. ساختار سازماني ، تشكيلات وسيستم مديريت در سينماي ايران مشكل دارد. چرا اين سئوالات را مطرح كردم ،چون شما سئوال كرديد" حضور سينماي ايران در شبكه اينترنت" خوب هيچ فكر كرده ايد اينترنت چيست ؟ اينترنت نتيجه چه رفتاري است ؟ اينترنت نتيجه يك "رفتار سيستمي" است .اينترنت نتيجه يك رفتار سازماني در سطح جهان است. البته فرقي نمي كند، اين رفتار در حوزه پزشكي باشد، يا حوزه نظامي ،يا حوزه اقتصادي ، ويا حوزه فرهنگي ويا هنري .به هر ترتيب اينترنت نتيجه و ضرورت وجود يك "مدل سازماني" و "مديريت سيستمي"است. شك نكنيد. اينترنت طبقه صدم يك ساختمان است كه شما نمي توانيد قبل از اينكه از نود ونه طبقه قبل تصوري داشته باشيد از طبقه صدم اّن صحبت كنيد."اينترنت" "پلوپز"و"يخچال"نيست كه صرف اينكه آن را واردكرديم،خريديم،دو شاخه آن را به شبكه برق رساني وصل كريم بگوييم ازحالا ديگه "آب يخ "و"ته ديگ "مي خوريم."نظام شبكه ايي"،"جامعه اطلاعاتي" مدل "شبيه سازي شده تجربه هاي جامعه بشري" است .يعني شبيه سازي شده مجموعه رفتار هاي اصلاح شده و بهينه شده در حوزه مناسبات انساني ، اجتماعي ، فرهنگي ، هنري ،تاريخي وجغرافيا يي است.يعني اين رفتارها طي سالها روي آن كار شده است .جنبه هاي مختلف و حالتهاي مختلف آن در ارتباط هاي گسترده انسان-انسان وسپس بتدريج وبه آرامي درارتباط انسان-ماشين-انسان تجربه شده است. اينترنت آينه و بازتاب اين رفتارهادر مدل "پست مدرنيستي"در دوره كنوني يعني دوره "فرا صنعتي "است. مدل "مدرنيستي" آن شكل گيري وساخت همان مدل هاي سيستمي است كه در" دوره صنعتي" اتفاق افتاده است. ما بايد واكنش خودمان را نسبت به اين تحولات اجتماعي ارزيابي و مدلسازي كنيم .اينترنت يك بسته نرم افزاري ويا سخت افزاري نيست. اينترنت يك "جريان" است.اينترنت يك "فرهنگ" است .اينترنت يك نظام چند لايه "HYPER LINK"و" HYPER MEDIA"توجه به لايه ها ي متعدد و بسترهاي مختلف اين پديده براي شناخت و درك آن اجتناب ناپذير است.
حالا كه صحبت به اينجا كشيده شد اشاره به يك نكته را ضروري مي دانم .ما تا صحبت از اينترنت مي كنيم . واژه"ISP" يا واژه "كافي نت" ،"مودم"،"IE5"و…به ذهن ما راه مي يابد.تقريبا بقيه واژه ها و مفاهيمي كه ما از اين موضوع با آن آشنا هستيم نيز از هين جنس است .يعني از جنس ابزارها و امكانات براي دسترسي به"اطلاعات"و"منابع اطلاعاتي"عموم اين مفاهيم درهمان مفهوم اول يعني INTERNET SERVICE PROVIDING در واقع اينها ضرورتها و زير ساختهاي فني و تكنولوژيك براي توسعه "تكنولوژي اطلاعات"هستند .ولي هيچ گاه فكر كرده ايم "اطلاعات "چيست ؟ "منابع اطلاعاتي" چيست؟روش توليد آن چگونه است ؟ چگونه توزيع و بهره برداري مي شود؟ يعني "محتو"يي(CONTENT) كه بايد در درون اين شبكه جاري شود چيست ؟شكل ومدل اين "محتوا" درحوزه "كشاورزي "چگونه است؟درحوزه "سياسي "چگونه است ؟درحوزه "تجارت" چگونه است ؟درحوزه "فرهنگ و هنر" چگونه است ؟ در حوره" تاريخ و جغرافيا" چگونه است؟در حوزه "سينما "چگونه است ؟ اين همان نودونه طبقه ايي است كه به آن اشاره كردم.مشكل عمده وبحران اساسي ما در برخورد با تكنولوژي اطلاعات همين جاست. يعني عدم تفكيك بين اين دو حوزه وعدم توجه كافي به حوزه" توليد محتوا "نه فقط در حوزه "سينما" بلكه در حوزه عمومي فرهنگ وهنر وساير حوزهاي اجتماعي و اقتصادي هم كم وبيش همين وضعيت را داريم.
البته شما يك حركتها و رفتارهايي را در شبكه اينترنت به نام "سينماي ايران "و با مرتبط با "سينماي ايران" مي بينيد ولي اّيا واقعا اين بازتاب يا تصوير "سينماي ايران" است ؟نه اين رفتارها جزيي وفردي هستند،كه منجر به ايجاد يك سيستم ونظام اطلاع رساني وگردش اطلاعات نمي شود.يعني پشتوانه و بنياد سيستمي و سازماني ندارد. ضمن اينكه اطلاعات ارائه شده عمدتا قديمي ، كهنه و سوخته است. يعني شما همين اطلاعات را خيلي ارزان تر وراحت تر در همين هفته نامه ها ومجلات وكتابها مي توانيد پيدا كنيد. اّيا اسكن كردن تصوير مجله و قرار دادن آن روي شبكه اينترنت " تكنولوژي اطلاعات" است ؟نه اسم اين مي تواند، يك سرگرمي،دست گرمي وتمرين ابتدايي براي اّشنايي با قابليتهاي اينترنت باشد .
به نظر من مشكل اساسي ما در عدم وجود يك نظام جامع فهرست برداري ، مستند سازي و طبقه بندي اطلاعات فرهنگي وهنري است البته در حوزه هاي مختلف "فرهنگ وهنر" مي شود درباره اين مهم صحبت كرد. ولي در حوزه "سينما "هنوز يك "نظام فيلم نگاري "جامع ومانع نداريم ،كه برسر مفاهيم و مشخصه هاي كاربردي "سينما "به توافق رسيده باشيم..صحبت از"هرم نيروي انساني"، "هستي شناسي " ،"سبك شناسي" "تحولات و رويدادهاي ملي و بين المللي سينماي ايران" نمي كنم .صحبت ازروش" تجزيه وتحليل فيلمنامه" و"فيلمهاي ساخته شده" نمي كنم . فقط به عنوان بندي فيلمهاي ايراني توجه كنيد. به كتابهاي سينمايي كه در اّن فيلم هاي سينمايي فهرست شده هم نگاه كنيد. همين تاريخ بيست ساله اخير را بررسي كنيد.اسناد ومدارك رسمي را هم نگاه كنيد. تفاوت ها ، اشكالات واغلاط را خيلي سريع متوجه مي شويد. متصدي تنظيم شناسنامه فرهنگي و هنري اهالي سينماي ايران كجاست ؟تعريف مشاغل و حرف سينماي ايران چگونه انجام مي شود؟ اين تعاريف چگونه رسميت مي يابند؟ اسامي كه 1-2 تا 6 اسم حقيقي و حقوقي در پايان فيلم به عنوان "تهيه كننده" از اّنها ياد مي شود، چه اعتبارحرفه ايي وعملياتي دارند ؟ اّيا مي شود يك فيلم شش نفر "تهيه كننده" داشته باشد ؟ عنوان "تهيه كننده "يك عنوان حرفه اي است اّيا هر كسي مي تواند اّن رااحرازكند؟ اّيا اينها سرمايه گذارهستند؟ مالك هستند؟
هويت و اعتبار حقوقي يك اثر هنري در جامعه ما چگونه تعيين مي شود؟ در حوزه سينما يك اثر هنري متشكل از بسياري اّثار هنري ديگر است اينها چگونه از هم تفكيك مي شوند؟ چگونه حقوق مادي و هنري اجزا تبين مي شود؟كجا بايد اينها را ثبت كنيم ؟وبه دعاوي رسيدگي شود؟نمي خواهم بگويم هيچ چيز نيست. يك كارها يي انجام مي شود، ولي اّن چه كه هست قابليت "توليد اطلاعات" به مفهوم كاربردي اّن را ندارد.
مرجع توليد اطلاعات صحيح و قابل استناد كجاست ؟اداره كل نظارت، فيلم خانه ملي ايران، موزه سينما،خانه سينما، پروانه ساخت،پروانه نمايش و…. همه اين مراكز فعال هستند .ولي وقتي يافته هاي خود را كنار هم مي گذاريم با هم انطباق ندارند.اطلاعات قابل استناد نيست.
فقط يك لايه را اشاره كردم ، هر چه عميق تر مي شويم عمق مسئله بيشتر نمايان مي شود.
اين هيچ ارتباطي به اينترنت ومباحثي از اين دست ندارد. يك رفتار است.يك خصلت است ،يك دانش است. يك فهم علمي وياوظيفه اداري و اجتماعي است؟ نمي دانم.هرچه مي خواهيد اسم آن را بگذاريد.تعلق به اين دوره وأن دوره ،اينجا و أنجا هم ندارد.فقط اين را مي دانم ،هروقت توانستيم به همين مسايل ظاهرا ساده و ابتدايي پاسخ دهيم ، رفتار خود را به يك سازمان و يك سيستم نزديك كرده ايم ،مي توانيم بگوييم در مسير و جهت "جامعه اطلاعاتي "و" جامعه شبكه ايي "گام برداشته ايم .
در حوزه هاي مختلف فعاليتهايي انجام مي شود ولي مثل جزيره هاي نامربوط و نامرتبط به هم عمل مي كنيم. نظام ارتباطات ونظام گردش اطلاعات نداريم و چرخ توليد اطلاعات ما تبين نشده است كه حساسيتهاي لازم را نسبت به اطلاعات داشته باشد ."فردمحور" هستيم تا "اطلاعات محور"ويا "سيستم محور" يا"سازمان محور"اين بيماري است . بايد علاج شود. ما بايد از خود سئوال كنيم كه اّيا اطلاعات نياز داريم يا نداريم؟ تا فردي ،مديري ، كه راس اين هرم ويا سازمان قرار گرفته است ،از خود سئوال نكند كه اطلاعات نياز داريم يا نداريم ؟ وقابليت لازم براي كارشناسي اطلاعات را نداشته باشد.اطلاعات در يك سيستم توليد وبه گردش نمي افتد. اين سئوال نشانه ميزان اهميت و حساسيت يك سازمان براي اطلاعات است. نظام توليد و مصرف اطلاعات مثل نظام توليد دريك كارخانه است .نظام ورودي ،نظام پردازش و نظام خروجي خاص خود را دارد .اين يك طراحي ،مهندسي ومعماري اطلاعات مي خواهد. نياز به يك طرح جامع دارد .نه فقط در حوزه سينما بلكه در حوزه هنرها ودر حوزه عمومي فرهنگ بايد بتوانيم اين معماري و نظام ساختارگرايانه و كاربردي را ارايه كنيم .
5-اّيا در ارتباط با حضور سينماي ايران در شبكه جهاني اينترنت برنامه اي داريد ؟
--------------------------------------------------------
طبيعي است وقتي جسارت مي كنيم اينگونه يك موضوع را مورد انتقاد و نقد قرار مي دهيم، بايد جوابي هم براي اين سئوال شما داشته باشيم. جواب شما در يك كلمه بله است .اما اينكه اين برنامه چه هدفي را دنبال مي كند بايد توضيحات بيشتري ارايه كنم.
ابتدا بايد نگاه شما را تصحيح كنم. هدف ما حضور در اينترنت نبوده ونيست البته معتقد هستيم، نظامي را كه طراحي و اجرا خواهيم كرد، حضور در اينترنت را هم بدنبال خواهد داشت. همانطور كه پيش از اين هم اشاره كردم ، اينترنت نتيجه يك رفتار ويا يك مجموعه رفتاري است. پس تأكيد ما در اين مطالعه و برنامه بر روي شناسايي ،طراحي ،تبين و بهينه سازي اين رفتارها تنظيم شده است .اين رفتارها در سينما چيست؟ و چگونه معني مي شود؟ چگونه مصداق پيدا مي كند ؟…مطالعات خود را از مرحله فيلمنامه نويسي ، پيش توليد ، توليد ، پس از توليد ،نمايش، حضورملي و بين المللي آغاز كرديم. در هر يك از مراحل اين فرآيند، توجه ما به نكات مشترك و كليدي آنها بوده است: "اهالي سينماي ايران"، "فيلم هاي سينماي ايران" ، "رويدادهاي سينماي ايران"، "مراكز ودفاتر سينمايي" و تنظيم و تبين مناسبات و ارتباطات بين آنها.اينها محورهاي "ماتريس"ما هستند. سؤالات بسياري را در اين زمينه ها طرح كريم . و سعي كرديم پاسخ هاي مناسبي براي هر يك پيدا كنيم. خيلي با حوصله ،الآن هم خيلي اصرارنداريم كه عجله كنيم. به نتيجه رسيدن ،وپاسخ صحيح ارايه كردن براي ما بسيار اهميت داشته است. حضور يك فرد در سينماي ايران چگونه تعريف مي شود؟ اين فرد چه مشاغل و حرفي دارد؟ويا در آينده خواهد داشت؟ اين مشاغل چه تركيبي دارن؟درچه فيلم هايي حضور داشته ؟و يا خواهد داشت؟ يك اثر سينمايي را چگونه فهرست برداري ، مستند سازي و نمايه سازي كنيم؟ يك فيلم سينمايي چگونه فيلم نگاري مي شود؟ چه مشخصات و اطلاعاتي را بايد از يك فيلم داشته باشيم ؟اطلاعات در كجا توليد مي شود ؟اطلاعات كدام بخش مستند تر است ؟ از وقوع رويداد ها چگونه كسب اطلاع كنيم؟ مثل يك كودكي كه متولد مي شود ،براي او شناسنامه صادر مي كنند، رشد مي كند، مدرسه مي رود، تحصيل مي كند، مريض مي شود، بيمارستان مي رود ،دانشگاه مي رود و وارد جامعه مي شود و… ما بايد بتوانيم در تمام اين مسير حضور داشته باشيم و اطلاعات آنرا برداشت و ثبت كنيم .درپايان اين مرحله موفق شديم روشهايي را طراحي كنيم كه در آن بتوانيم هرم نيروي انساني ،فهرست جامع فيلم هاي بلند،كوتاه و مستند سينماي ايران ،رويدادهاي ملي و بين المللي و همچنين هستي شناسي سينماي ايران از نظر گونه ،مضمون ،وموضوعات وبسياري كليد واژه هاي ديگر رابه يك شكل تحليلي و ساختاري تبين و به يك نظام جامع علمي برسيم.
تلاش ما در اين مرحله ارايه يك نظام ومعماري و ساختا گرايانه از اطلاعات سينمايي بوده است.كه فكر مي كنم توفيق داشته ايم. در مرحله بعد ايجاد يك نظام گردش درون سيستمي با هدف تبين يك MIS يعني نظام گردش اطلاعات مديريت بوده است.اگر بتوانيم اين گردش را ايجاد كنيم، مثل اين است كه قلب سيستم را راه انداخته ايم ،اين خيلي مهم است. رمز بقا ،عامل بقا ،سيستم، همين حساسيت سيستمي است.ما بدن راوجسم راوكالبد را طراحي كرده ايم. قلب سيستم، همين مفهوم حساسيت سيستمي است.ضريب پايداري سيستم از همين جا تعيين مي شود.البته اين مهم تا اندازه اي به مخاطب شناسي سيستم هم بر مي گردد .ما بايد بدانيم براي چه گروهي؟ كجا؟ چه وقت ؟بايد اطلاعات توليد كنيم ؟اين مهم است حساسيت بيخودي درست نمي شود.بايد منطق خودش را داشته باشد. كه بايد روي أن كار كنيم .البته به شكل نمونه سازي اين كار انجام شده است . ولي هنوز راضي نيستيم. نارساييهايي دارد بايد أن را برطرف كنيم .
پس از اين مرحله است كه مي توانيم با يك پشتيباني خوب اطلاعاتي ،يعني يك بانك اطلاعات جامع با گزارش گيري مناسب و روشهاي ورود اطلاعات با اميد به آينده نسبت به انتقال و انعكاس مستمر اطلاعات بر روي اينترنت اميدوار باشيم. در اين زمينه هم كارهايي صورت گرفته ، يعني پايگاه اينترنتي را آماده كرده ايم بانكهاي اطلاعاتي كه به روش "SQL" و
" ASP" بصورت أزمايشي روي اينترنت قرار گرفته است و در حال بررسي و رفع نواقص هستيم.تا زماني كه بتوانيم اطلاعات را به شكل علمي ،قابل استناد به هنگام و مستمر توليد كنيم .آنوقت احساس مي كنيم كاري انجام داده ايم.بايد احساس كنيم حرف جديدي براي گفتن داريم وگرنه نه وقت خودرا تلف مي كنيم ونه وقت مخاطب را . يك نام ثبت كردن، چهار تا عكس و دو صفحه متن را بر روي اينترنت قرار دادن تكنولوژي اطلاعات نيست. بايد بفهميم كه پيام چيست ؟ رسانه ايي به نام اينترنت با كتاب ، مجله و هفته نا مه چه تفاوتي دارد؟ بايد بتوانيم نقش اطلاعات را در زندگي روزانه لمس كنيم. داشتن و نداشتن آن را بفهميم و بدانيم چه تفاوتي در نگاه و رفتار ما مي تواند ايجاد كند ؟.
سينماي ايران و پديده ديجيتال، فرصت یا تهدید
سينماي ايران و پديده ديجيتال،
فرصت يا تهديد
همراه با ارائه :
گزارش اجمالي از روند توليد درسينماي ايران طي سال هاي 1370 تا 1381و بررسي تطبيقي فيلمسازي و فيلمساري ديجيتال
محسن شمس (كارشناس ارشد پژوهش هنر، كارشناس سينما ، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي)
محسن شمس كارشناس سينما و فارغ التحصيل كارشناسي ارشد پژوهش هنري است. وي در حوزه مديريت فرهنگي وهنري تا كنون مسئوليت هايي داشته است كه تصدي "اداره كل توليد وپشتيباني سينمايي كشور" (80 -76) و "مجري طرح جامع اطلاعات سينمايي "(80)از اّخرين آنها است.طي سالهاي 75-72 نيز با مديريت توليد بنياد سينمايي فارابي همكاري داشته است .
وي همچنين در زمينه تاثير" تحولات تكنولوژيك در حوزه هنر ورسانه هاي تصويري" مطالعات وتحقيقاتي را انجام داده است،وي كه تدريس در دانشگاه را نيز در سابقه خود دارد. در سالهاي اخير بيشتر توجهش بر ضرورت تبيين نگرش سيستمي در حوزه فعاليتهاي فرهنگي وهنري معطوف بوده است .مطالعات درباره رايانه اي كردن فرآيند توليد فيلم “ مديريت تجهيزات فني “خدمات فني و...ازآن جمله هستند.پژوهش براي مدل سازي تاريخ سينماي ايران (درمحيط انفورماتيكي)، تبين هرم نيروي انساني سينما واصطلاحنامه تخصصي – موضوعي سينماي ايران هم اينك زيرنظر وي در حال انجام است.
واژگان كليدي: سينماي ايران،سينماي ديجيتال،تاريخ سينما ، توليد فيلم
مقاله «سينماي ايران و پديده ديجيتال،فرصت يا تهديد» ضمن ارايه نگاهي تاريخي به سير تحولات فني هنر – صنعت سينما با طرح ديدگاه هاي مختلف دست اندركاران و صاحب نظران سينمايي در حوزه كاربرد امكانات ديجيتال در سينماي جهان و ايران سعي در تبين ضرورت ها و اصول كلي اين رشته از دانش بشري دارد.
همچنين مقاله با تاكيد برطرح مسايل نو در حوزه سينما بعنوان يك ضرورت اجتناب ناپذير، با نگاهي انتقادي به رويدادهاي سال هاي اخير در سينماي ايران ،آسيب شناسي و بررسي اثرات اين روند را براي صيانت از «سينماي ملي» پيشنهاد مي نمايد.
سينماي ايران و پديده ديجيتال،
فرصت يا تهديد
همراه با ارائه :
گزارش اجمالي از روند توليد درسينماي ايران طي سال هاي 1370 تا 1381و بررسي تطبيقي فيلمسازي و فيلمساري ديجيتال
محسن شمس (كارشناس ارشد پژوهش هنر، كارشناس سينما ، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي
نيويورك – سال 2001 ميلادي
وقتي در يك روز مطبوع تابستاني در ساحل آرام و زيبايي قدم مي زنيد،شن ها را زير پاي خود مي بينيد و گوش ماهي ها را هنگام راه رفتن خرد مي كنيد، گرماي دلپذير آفتاب را برفراز سرتان حس مي كنيد،اما هرگز سرتان را بلند نمي كنيد. زيرا اگر سرتان را بالا بگيريد موج هاي عظيمي را خواهيد ديد كه به بلندي آسمان خراش ها هستند و احتمال دارد آرامش با شكوهتان را تهديد كنند.
خيلي مضحك است كه مردم سرشان را بالا نمي گيرند شايد اين هم از خصوصيات هزاره باشد. شايد مردم مي ترسند، اگر به آينده توجه كنند يا اگر از آن چه مي ترسند صحبت كنند،همه چيز تغيير كند و آينده اي دلهر آور و پر تشويش داشته باشند.
«گادفري چشاير»
« سينما،تماشاخانه ديجيتالي- هفته نامه سينما جهان شهريور1380»
نيويورك - اوايل دهه شصت ميلادي
در اين لحظه درتاريخ سينما نمي توان پيش بيني كرد كه آيا «عكس متغير» در آينده شيوه متداول خواهد شد يا نه، يا اينكه در ظرف چند سال آينده صنعت سينمااين شيوه را اتخاذ خواهد كرد يا نخواهد كرد. اين امر بستگي دارد به آنكه فيلم هاي بعدي اين شيوه ، هنرمدانه ساخته شوند و مردم از آن پشتيباني كنند، و اين امكان نيز هميشه است كه اختراعات جالب تري كه شايد اكنون در مرحله آزمايش باشند به ميدان بيايند،زيرا كه هميشه اين سه عامل، يعني مخترع، هنرمند و تماشاگر هستند كه راه فيلم را معين مي كنند .اين سه عامل بر يكديگر تاثير متقابل دارند.سينما رااز مرزهاي سكوت گذرانده و به عرصه صدا و رنگ و فراخناي پرده هاي جديد كشانده اند. همين عوامل ممكن ساخته اند كه سينما از صورت شهر فرنگ بدوي تكامل يايد و به شكل هنري كه بر دل و جان مردم سراسر جهان مي نشيند در آيد. شگفت اينجاست كه همه اين كار در ظرف شصت سال سال صورت گرفته است.
امروز صنعت سينما بار ديگر در حال تحول و تطور است. يك بار ديگر مخترعان بعد ديگري از واقعيت در اختيار سينما گران گذارده اند تا آن را به كار برند، تماشاگران در همه جا علايم علاقه و اشتياق ار خود نشان داده اند. بار ديگر هنرمندان، ضرورت پديد آوردن فن ها و شيوه هايي كه دامنه هنر سينما را گسترش و حيات و حركت آن را افزايش خواهد داد. روبرو شده اند اين مساله اي است كه همراه هر پيشرفت فني و هر تغييري در وسايل اساسا تهيه فيلم مطرح خواهد شد . اما اين مسئله ايي است كه كه كارگردانان ها در گذشته به حل آن توفيق يافته اند و ناچار در سال هاي دراز آينده نيز از حل آن عاجز نخواهند بود. زيرا كه استعداد و تغيير و تطور و رشد ، ذات هر هنر زنده است، خاصه هنر سنما كه زنده ترين هنر هااست.
«آرتور نايت»
«،تاريخ سينما ، 1354»
نيويورك - سال 2001ميلادي
كسي ازما نخواهدپرسيد، آيا با تغييرات موافقيم ياخير، سرشماري گسترده ايي برگزارنخواهد شد كه آيا دوست داريم به جاي سينمافقط با ويديو فيلم ببينيم يا نه؟ مصرف كننده ها بدون هيچ شكايتي ازسالن هاي سينما دورخواهندشدواين دليلي نخواهدداشت مگر تصاويركهنه سلولوييدي.درمجموع حضورسينما اكنون در بهترين شرايط است و دلايل روشني دردست داريم كه نشان مي دهد، تماشاگران دوست دارند همين شكل فعلي فيلم سلولوييدي حفظ شود.اما تمام تغييرات را اين دو مورد روشن موجب خواهند شد . تكنولوژي و پول .
جورج لوكاس معتقد است كه فيلم مثل تلگراف يك پديده قرن نوزدهمي است.از دهه 1850 كه عكاسي اختراع شد .مخترعين در پي اين بودند كه راهي بيابند تا بتوان عكس ها را متحرك كرد. دستيار تابغه توماس اديسن،ويليام كندي لوري ديكسن، نوار سلولوييدي سوراخ سوراخي راباامولوسيون عكاسي آغشته كرد و باچرخاندن آن توانست فيلم متحركي بسازد.
در تاريخ سينما آمده است كه در دسامبر 1895 برادران لومير فرانسوي براي اولين بار فيلم ساخت خود را درزيرزمين گراند كافه پاريس به نمايش عمومي گذاردند. درآمريكا ابتدا نمايش فيلم قرار بود به صورت غير انتفاعي و بدون سود مالي اجرا شود.اما خيلي زود تغيير عقيده دادند.
دوربين،پروژكتور،نوار سلولوييدي و ديگر وسايل اصلي ساخت و نمايش فيلم درطول يك قرن تغيير چنداني نكرد.البته بااضافه شدن صدابه تصويردرسينماتحول بزرگي به وجود آمد، اما رنگ،تصويروايداسكرين،،صداي استريو،وغيره بيشتر جنبه تزييني داشته است .
سيستم نمايش فيلم ديجتالي نير مانند پروژكتورهاي قديم از درون اتاقكي از پشت تماشاگر به روي پرده فرستاده مي شود.اما تصاوير از طريق نور دهي به نوار سلولوييدي تهيه نمي شود. براي هر پخش كننده اي هزينه تهيه كپي هاي مختلف از يك فيلم، حمل و نقل آسيب هاي احتمالي و غيره بسيار سنگين است . وقتي سيستم ديجتالي به طور كامل جايگزين شود، ديگر نيازي به تهيه كپي نخواهد بود و ساخت آن كه بر اساس امواج و علايم ماهوره ايي است به پخش كننده امكان مي دهد كه يك كپي واحد را بتوان در چندين سينما مخابره و به نمابش در آورد.اين شكل نمايش،امكان برنامه ريزي آسان و دقيقي به پخش كننده مي دهد.
درآن زمان بيشتر فيلم ها در تقطيع هاي سينمايي ساخته خواهد شد، زيرا مردم به اين تصاوير عادت كرده اند،اما انتشار آن از طريق ماهواره اي خواهد بود كه هرنوع بهر برداري را ممكن مي كند. تصاوير اصلي تبديل به اطلاعات ديجتالي مي شوند، سپس مجددا تبديل به رنگ هاي اصلي شده و از طريق پروژكتورهايي با لنزهاي خاص به روي پرده مي افتد. اواخر ژوين 1999اين سيستم جديد در شهرهاي لس آنجلس، نيوجرزي و و نيويورك اجرا شد و فيلم هاي جنگ هاي ستاره اي:اپيزود اول، تهديد شيح و يك همسر ايده آل با اين تكنو لوژي به نمايش درآمد.تارزان كمپاني ديسني در ژوييه به همين طريق پخش شد.
...وقتي نمايش هاي ديجتالي شروع شود، همه سردرگم خواهيم شد.تصور كنيد كه همه اصطلاحات را بايد تغيير داد.اكنون جشنواره فيلم، مدرسه فيلم، منتقد فيلم و غيره داريم، اما پس از اين ديگر فيلمي وجود نخواهد داشت. مرور فيلم چه خواهد شد؟ نقد فيلم ؟...
... به نظر من پس از اين اتفاقات، سينما هم پديده ايي مثل ديدار نهايي كشتي، مسابقه هاي بسكتبال NBA،تور موسيقي پاپ، مراسم ازدواج فلان شاهزاده، مراسم بازديد شخصيتي ملي از بنايي تاريخي و ... خواهد شده و سطح آن تا فيلم هفته پايين خواهد آمد.
همه اينها را در تلويزيون مي بينيم، اما تاثير شگفت انگيزي برما ندارد.آن چه كه سينما را خاص مي كند، محدويت ها و نكات منحصر به فردي چون فيلمنامه، كارگردان، لوكيشن، بازيگر و ...به عنوان يك فناوري دقيق و ويژه است. سينماي ديجتالي همه اين ها را از بن عوض خواهد كرد. به نظر من پس از انقلاب ديجتالي دو مساله عمده پيش مي آيد:
1 ) تماشاخانه هاي ديجتالي همه امكانات تلويزيون از جمله پخش زنده و مستقيم را دارا خواهند بود.
2 ) بايد به مردم چيزي متفاوت از تلويريون خانه هايشان نشان داد تا حاضر به تحمل طي مسير سينما و پرداخت هزينه فيلم شد.
اما تنها تلويزيون نيست كه بر سينما تاثير خواهد گذاشت. انقلاب ديجيتالي امكان ارتباط دوطرفه را برقرار مي كند. وبه لطف رايانه هاي شخصي هركسي مي تواند از خانه خود شكل فيلم ها را تغيير دهد.هر بچه ايي مي تواند در آن دخل تصرف كند، ارتباط دو طرفه تلفني برقرار شود. صحنه هاي قابل تغيير به وجود بيايد و ديگر همه چيز مانند بازي هاي رايانه ايي جنگ خليج فارس ، معما ، شما در صندلي خلبان و ... خواد بود.
براي پيچيده نويس ترين مولفان نيز مشكل به وجود خواهد آمد. فرقي نمي كند كه نويسنده يك موضوع كم هزينه باشند يا مثلا اثري كه اسپيلبزگ بخواهد آن را بسازد براي هر اثري مي توان صدها نسخه و شكل تازه ساخت، نسخه شب جمعه، نسخه يك شنبه بعد و نسخعه تازه ايي براي روز چهارشنبه!اين جهنم مجموعه داران و تاريخ نگاران است . تصور كنيد كه كسي بخواهد همه اين چيزها را گرد آوري كند!هيچ فيلم جدي وجود نخواد داشت. البته وجود خواهد داشت، اما براي تماشاكردنش بايد تلويزيون را خاموش كرد و به مراكز هنري مراجعه كرد.
بيش از يكي دو دهه طول نخواهد كشيد كه آخرين سينماي آمريكا نير تبديل به تماشاخانه اي ديجتالي بشود و سينما تاثبر خود را از دست بدهد. پس براي ديدن فيم واقعي و نه آن چه به غلط فيلم ناميده خواهد شد.مي بايست به موزه هنرهاي معاصر يا موزه تصاوير متحرك رجوع كرد. قطعا آن چه بر نوار سلولوييد ثبت شده علي رغم تعلق داشتن به دوره ايي كهن هنوز محبوب و مورد علاقه مردم خواهد بود. اگر كودكي داريد كه تازه به را افتاده، پس بزودي موقعيتي خواهيد يافت تا برايش چگونگي يك فيلم سينمايي را تعريف كنيد.
اكنون تهديد شبح،يك همسر ايده آل و تارزان به طريق ديجيتالي به نمايش درآمده اند.آيا مي توانيد مردمي را تصور كنيد كه در پاييز 1927 به تماشاي آوازه خوان جاز نشسته اند؟با تماشاي اين فيلم همه تصورات آن ها از سينما به هم ريخت و از آن پس پديده ايي به نام «ناطق» وارد دنياي آنها شد.ما اين پديده جديد كه سينما يمان را ويران خواد كرد چه خواهيم ناميد؟
آن چه كه لازم است بفهميم،تغيير سينما با چيزي شبيه به تكنولوژي تلويزيوني است.طبيعي است كه تماشاخانه بيشتروبرنامه هايشان متنوع ترخواهد شد.امكان پخش برنامه زنده از رسانه اي چون تلويزيون ديگر محدوديت هاي فيلم هاي بلند داستاني را نخواهد داشت . مي توان مراسم بزرگ و جالب مثلا اسكار، انواع كنسرت هاي زنده،مسابقات ورزشي و... رادر سطحي وسيع بر پرده ايي عريض و با كيفيتي فوق العاده ديد.
«گادفري چشاير»
« سينما،تماشاخانه ديجيتالي- هفته نامه سينما جهان شهريور1380»
تهران - 1371 شمسي
پرداختن به هنر هرگز جدااز پرداختن به علم نبوده و در دوران مختلف تاريخ اگر چه رابطه علم و هنر اشكال مختلفي به خود گرفته ولي هرگز قطع نشده. امروزه در پي تكامل ابزاري كه هنرمند براي كار خود از آن بهره مي گيرد و با توليد هنر هايي مثل سينما كه ابزار پيچيده تر و حساس تر را وسيله كار خود قرار مي دهند. اشراف هنرمند به دانش استفاده از اين ابزار بيش از پيش اهميت پيدا كرده ، چنانكه خلاقيت توانايي هاي او در بسياري موارد از علم و دانش قابل تفكيك نيست .
شايد سينما كه هم هنر محسوب مي شود هم صنعت،ضمن اينكه فيلم حاصل كار جمعي از هنرمندان متخصص با مهارت هاي مختلف است . آنچه به صورت يك بدنه واحد بر پرده ظاهر مي شود از پاره هايي مجموع آمده كه هر كدام نتيجه دانش و ذوق در يك زمينه خاص است و هركدام در جذابيت فيلم اهميت بسزايي دارند.
«محمد آلادپوش»
«منابع نور مصنوعي در سينما، 1371- پايان نامه تحصيلي »
تهران – 1376 شمسي
شكل گيري هنرها همواره در طول زمان بر اساس شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، تحت تاثير پيشرفت ها و تحولات تكنولوژيك بوده است. بر اين اساس ارتباط نزديكي بين علوم،فنون و هنرها وجود دارد. گاه ضرورت هاي تكامل تكنولوژيك منجر به تغييري در نظام زيبا شناسي يك هنر مي شود. گاه ضرورت هاي زيبا شناختي تكنولوژي تازه اي را طلب مي كند و غالبا تكامل تكنولوژيكي، خود حاصل عوامل ايديولوژيك و اقتصادي است از اين نظر ما پيوسته با تغيير و تحول در مفاهيم و تعابير اين حوزه از اندبشه بشري روبرو هستيم. اين روند بويژه در سال هاي پاياني قرن بيستم ازاهميت و دامنه زيادي برخودار بوده است. درك چگونگي سيرتكامل و شكل گيري هنرها(ي تصويري) بدون دانش عمومي از تكنو لوژي هاي آنها مشكل است. توجه به اين روند در اين سال ها ، بيانگر تحقق زمينه گسترده عبور از يك نظام و جريان اطلاعاتي – ارتباطي (به منزله يك زبان بياني) به نظام ديگر خواهد بود.از عناصر اصلي اين جريان عنصر«تصوير»است.
«محسن شمس»
«صنعت تصوير، سير تحولات با نگاهي به آينده 1376 پايان نامه تحصيلي»
تهران - 1380 شمسي
با وجود تمام مزيت ها و امكاناتي كه سينماي ديجيتال در اختيار دارد به جرات مي توان گفت سينماي ديجيتال نخواهد توانست جاي نگاتيو را درسينماي جهان بگيرد تنها مي توان گفت سالن هاي سينما جاي ديجيتال را در خودشان باز كرده اند. كساني كه سيستم هاي ضبط ديجيتال را طراحي كرده و ساخته اند به پخش سينمايي ديجيتال هم فكر كرده اند و سالن هايي طراحي كرده اند كه با تكيه به يك سيستم پخش مركزي (برادكست) فيلم هايي را كه به صورت ديجيتال ساخته شده اند هم زمان در چندين سالن سينما و تنها با يك پخش كننده اي ماهواره اي مركزي نمايش دهند اين در حالي است كه سيستم پخش آپاراتي سينماي ايران- در بهترين حالت ممكن- مربوط به دو دهه ي گذشته است .
در نهايت ذكر دوباره ي اين نكته مهم به نظر مي رسد كه سينماي ديجتال نوع جديدي از سينماست كه قرار نيست جاي نگاتيو را پر كند و خود تعاريف و محدوده هايي جدا از سينماي نگاتيو پيدا كرده. اين نوع سينما تفكر،انديشه ،طراحي ،دانش و فن خاص خود را مي طلبد كه مواردي با سينماي نگاتيو نزديكي و در مواردي هم فرسنگ ها فاصله دارد.
«تورج اصلاني»
« واردات دوربين بدون دانش، سينماي نو شماره نهم 1380»
تهران - 1380 شمسي
من سيستم ديجيتال را نمي پسندم با اينكه ار اولين نفراتي هستم كه با آن در ايران كار كرده ام. توصيه خاصي در كار نيست. حداقل در مورد اين سيستمي كه در اختبار ما هست و با توجه به مراحل پس از توليد آن مثل تبديل به نگاتيو و ...اصلا مريتي ندارد.فقط شايد سبكي آن بتواند به عنوان يك مزيت در نظر گرفته شود كه خيلي از فيلم بردارها سبكي را نمي پسندد. دوربين هر قدر سنگين تر باشد،حركاتش نرم تر است.روي سه پايه راحت تر مي نشيند و حتي براي حركت روي دست هم مناسب تر است .
«محمدرضا سكوت»
«دوربين هاي ديجيتال جاي ابزار سنتي سينما را نمي گيرند، سينماجهان شماره چهل1380»
تهران – 1381 شمسي
بحث كاربرد ديجيتال در سينما و اساسا دگرگون شدن سيستم فيلم به مقوله ويديو و حال در شكل تكنولوژيك ترش ديجيتال، بحثي است كه كم و بيش مي شود گفت جهان سينما را فرا گرفته و دلشوره هايي گاهي ابراز شده راجع به اين كه آيا اين تكنولوژي جاي كاربرد سلو لوييد را درسينما خواهد گرفت و آيا آن را كامل تر خواهد كرد؟ پاره اي به لحاظ مفهومي و به لحاظ شيوه ساختاري نسبت به آن انتقاداتي دارند، از جمله اين كه سينما را به سمت و سوي يك نوع سهل پذيري و يك نوع ساده نگري حركت خواهد داد. پاره اي نيز اعتقاد دارند كه امكاناتي كه اين مقوله سر راه فيلمسازها قرار مي دهد شرايطي را فراهم كي كند كه آنها بتوانند هر نوع ايده اي را به فيلم تبديل كنند، خاصه در شكل سينماي مولف و يابه اصطلاخ سينماي هنري كه خب اين مباحث را كم وبيش شنيده ايم از جمله مثلا نهضت دگما كه سردمدارانش بر اين باورند كه فيلمساز با اين امكانات مي تواند هر نوع ايده ايي را با مخارج ارزان و. با بودجه كم به فيلم تبديل كند و يسياري نقطه نظر هاي ديگر مثلا در CAMERA IMAGEسال 2000مايكل چيمينو يك بيانيه بلند راجع به خطر ديجيتال در سينما مطرح كرد.
از ديدگاه خودمان و در جغرافياي خودمان اگر بخواهيم به اين مقوله نگاه كنيم ،من دو ديدگاه هست كه قابل بررسي است: يكي نگرش صرفه جويانه يا تقليل بودجه و ديدگاه ساختار به اصطلاح ارزان تر در سينماست كه بنيه سينماي ايران اين بحث را پيش مي كشد.
در ايران مسير هايي كه مي توانند سينماي ارزان را مطرح كنند، قابل توجه فيلمسازان بوده و بسيارديده ايم كه شكل هاي مختلفش توسط فيلمسازهاي متعددي از جمله در راس شان كيارستمي به تجربه رسيده و تلاش هايي در اين زمينه اتفاق افتاده مثل حذف پاره ايي از مقولات تخصصي، حذف پاره ايي از عناصر جانبي و اين تا حدي پيش رفت كه ديگر در فيلم ده شاهد اين بوديم كه نه تنها گريم و صحنه و نور و بقيه مقولات، بلكه مي شود گفت به تعبير خود كيارستمي حتي كارگردان هم از شكل ساختاري سينما كنار رفت.
اين ديدگاه را از ناحيه تهيه كنندگان ايراني اگر مورد ارزيابي قرار بدهيم... به عدم شناخت دقيق آنها از اين مقوله بر مي گردد. ديدگاه تهيه كننده ايراني در كار با دوربين ديجتال بر مي گردد به اين كه مثلا نور را به شكل قابل توجهي تقليل مي دهد و مصالح ارزان تري را در اختيار فيلمبردار و نهاينا تهيه كننده قرار مي دهد.
سينماي هنري كه ساختار خودش را درگرو مفهوم مي داند به مقوله تكنيك در اجرا توجه دارد،براحتي مي تواند با اين قضايا كنار بيايد ولي سينماي حرفه ايي كه اسا سا بنيادش بر يك جور ساختار فني تر است وقتي با اين مقوله روبرو مي شود دچار گرفتاري هايي مي شود.كه حداقل من در نجربيات خودم طي يكسال گذشته آنها را لمس كرده ام.
دو فيلمي كه من سال گذشته كار كردم مي شود گفت به لحاظ ساختاري در دو مقوله كا ملا متفاوت ارزيابي مي شود، يك فيلم كاملا با ساختار دگما گونه بدون به اصطلح نور پردازي هنري و ساختار بصري ويژه از جمله عدم كاربرد نور و تركيب و دكور و ...فيلم ديگري كه دقيقا با شكل و ساختار حرفه ايي يك روش را پيش روي خودش قرار مي دهد كه سعي بكند از مقوله ديجيتال بهربرداري كاربرد نگاتيو 35 را داشته باشد. همين جا تكليف برخورد ما با اين قضيه روشن مي شود.
در ساختاري مثل فيلم آبادان تكنولوژي ديجتال برزگ ترين كمك را مي كندو بهترين بهره برداري را مي شود از اين سيستم كرد،.... اما در شكل دوم يعني شكل ساختار حرفه ايي در سينما با امكانات تكنيكي قابل توجه و به اصطلاح بكارگيري عناصر گوناگون در شكل و قالب تعرف شده خودشان،آن وقت ما يك سري مسايل و مشكلاتي روبرو مي شويم.
متاسفانه آن چه در ايران در سينماي ديجيتال ايران وجود دارد، از دوربين ها و سلير امكانات گرفته تا مكانيزمي كه براي تبديل شدن به 35 م. م. هست اساسا براي كاربردهاي حرفه ايي نيست ... كيفيتي كه به دست مي آيد فاصله بسيار زيادي دارد با كيفيتي كه از طريق نگاتيو به آن دست پيدا مي كنيم.
در فرنگ براي اين نوع كار اساسا با تكنيك HD كار مي كنند كه به لحاظ رزلوشون و ويژگي هاي بصري و ساختاري و تصويري به كلي متفاوت است با سيستم هايي كه براي كارهاي مستند و تلويزيوني يا خبرياستفاده مي كنند.
سيستم HDنه تنها مكانيزم تكنيكي و جنس تصويرش به كلي متفاوت با سيستم هاي معمول نه چندان حرفه ايي موجود در ايران است . بلكه امكانات گسترده تري را در اجزا با خودش به همراه مي آورد.
در سينماي ايران مفهوم كلي و عبارت عمومي اين واژه يعني ديجتال هنوز در ايران جا نيفتاده چون اسا سا اگر قرار بشود به آن سمت و سو حركت كنيم،آن وقت تفاوت عمده ايي در بودجه با سيستم نگانيو پيدا نخواهيم كرد. به دليل قيمت هاي بسيار بالاي دوربين هاي HD، عدسي هاي بسيار متنوع و بسيار گران اين سيستم و همچنين سيستم تبديل ديجتال به 35 م. م. كه هم موادش و هم سيستم و دستگاهي كه الان در دنيا وجود دارد ربطي به سيستمي كه در ايران اتفاق مي افتد ندارد.
«محمود كلاري»
«درباره تصوير برداري ديجيتال در سينماي ايران، صنعت سينما شماره ششم 1381»
تهران – 1381
عليرغم وجود يك چرخه فعال توليد در اين سال ها ما شاهد يك توسعه نايافتگي در اين بخش هستيم ريشه اين مسئله كجاست؟ دانش و تئوري كجا بايد توليد شود ؟ مسئوليت اين امر با كجاست ؟ در چه حوزه هايي ما نياز به طرح مباحث جديد داريم ؟ وظيفه محيط هاي آموزشي ما نسبت به تامين اين نيازها چيست ؟ به منابع آموزشي نگاه كنيد، وضعيت ترجمه و انتشار كتابهاي جديد، در طول يك دهه اخير تقريبا هيچ كتاب جديدي در حوزه مسايل فني و تكنولوژي ترجمه و چاپ نشده است. و اين در حالي است كه تاثير تحولات تكنولوژيكي در حوزه هاي مختلف توليد يك امر اجتناب پذير شده است. مباحث جديد در حوزه صداي ديجتال ، تدوين ديجتال، پردازش ديجتالي تصاوير ... تنها منبع تامين نيازهاي تئوريك اين حوزه تجربه هاي شخصي افراد است. و چگونه بايد تكنولوژي جديد را تئوريزه كنيم و در حوزه سينماي داخلي آن را نشر دهيم؟ وآن را به يك جريان بالنده و حاضر تبديل كنيم ؟
با توجه به گستردگي حوزه تحولات، اين وضعيت پيامدهاي علمي، اقتصادي و فرهنگي متفاوتي مي تواند داشته باشد. ببينيد از طرح جدي مسئله تدوين غير خطي تقريبا يك دهه مي گذرد، طرح اين موضوع در كشور ما هم در همين حدود است. قابليت ها و امكاناتي كه اين روش مي تواند در فرآيند توليد داشته باشد بر كسي پوشيده نيست و تجربه هاي موفقي در بخش خصوصي در اين زمينه داشته ايم . ولي اين فرآيند يك حلقه مفقوده دارد و آن امكان تبديل اطلاعات حاشيه فيلم به رمزهاي زماني ويديويي و بالعكس است . كه سرمايه گذاري در اين رمينه كه سرمايه گذاري ناچيزي هم است حتما بايد توسط جايي صورت بگيرد كه امكان تله سينماي پيشرفته را دارد . ولي اتفاقي نمي افتد.
در زمينه تبديل اين نوارهاي ويديو برروي نوار سلولوييد ، و اطلاق فيلم سينمايي به آنها . كه بحث درباره آن از حوصله اين فرصت خارج است . يك طبي ايجاد مي شود . موجي راه مي افتد . غير علمي و غير حرفه ايي بعد آن را سينماي(به اصطلاح) ديجيتال مي ناميم . هيچ كس هم نه نقد مي كند و نه بررسي . اشكالي ندارد بازار دنبال منافع و مطامع خودش است و ولي آنجايي كه بحث سرمايه ملي و سينماي ملي پيش مي آيد وظيفه چه كسي و يا چه نهادي است كه جلوي بروز يك انحراف را بگيرد؟ وازاتلاف زمان وفرصت هاوامكانات جلو گيري كند. و يا حداقل مسئله را رفته رفته به مسير صحيح هدايت كند.
طرح تحولات وآشنايي باآن اجتناب پذير شده، شما نشانه هاي اين تغيير رفتاررادربدنه سينما مي توانيد مشاهده كنيد. ولي مهم مديريت كيفي و كمي روند اين تحول است . هر نوع امر ترويجي و توسعه ايي اگر مطالعات لازم را پشت سر نداشته باشد. مديريت متناسب با گستردگي و اهميت موضوع را نداشته باشد . ضرورتانتيجه مطلوب در پي نخواهد داشت، ضمن اينكه هزينه هاي اين تغييررفتارنيزبالاخواهدبود. مثال تبديل ويديو به ديجيتال مصداق اين امر است. جريان صدا گزاري ديجتال مصداق همين امر است. و .... از سوي ديگر وضعيت پر شتاب تحولات تكنو لوژي را درجهان در نظر بگيريد. سرعت آن شتاب و سرعت حركت ما؟
«محسن شمس»
«صنعت سينما، در پي يافتن جايگاه سينما ملي، ،صنعت سينما،شماره پنجم 1381»
تهران – 1381
نكته ديگري كه در مجموع توليدات امسال سينما نظر را به خود جلب مي كند ، توليد فيلم سينمايي به طريقه تصوير برداري ويديويي و انتقال آن به فيلم 35 م. م. ،با استفاده از امكانات كامپيوتر است . كه اصطلاحا به آن ديجيتال مي گويند . (كه بررسي ابعاد متفاوت و ماهيت اين فرآيند و ارتباط آن با يك مقوله حرفه ايي به نام سينما يك ضرورت است .) اين توليد نسبت به سال گذشته دو برابر شده است . سال گذشته حدود 7 عنوان فيلم به اين شيوه تصوير برداري شده است . و امسال حدودا 15 فيلم . يكي از دلايل متراكم شدن توليد در سال هاي اخير (و احتمالا سال هاي آتي ) همين موضوع است .البته ازنظر من اين يك زنگ خطر براي سينماي ايران است . با توجه به استفاده از وسايل ويديويي غير حرفه ايي (وغيرمتعارف) براي چنين فرآيندي در سينماي ايران ،رشد اين روند به مصلحت سينما نيست .
«محسن شمس»
«صنعت سينما، موج سينماي جوان در حوزه حرفه اي، ،صنعت سينما،شماره هفتم 1381»
فرصت يا تهديد
همراه با ارائه :
گزارش اجمالي از روند توليد درسينماي ايران طي سال هاي 1370 تا 1381و بررسي تطبيقي فيلمسازي و فيلمساري ديجيتال
محسن شمس (كارشناس ارشد پژوهش هنر، كارشناس سينما ، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي)
محسن شمس كارشناس سينما و فارغ التحصيل كارشناسي ارشد پژوهش هنري است. وي در حوزه مديريت فرهنگي وهنري تا كنون مسئوليت هايي داشته است كه تصدي "اداره كل توليد وپشتيباني سينمايي كشور" (80 -76) و "مجري طرح جامع اطلاعات سينمايي "(80)از اّخرين آنها است.طي سالهاي 75-72 نيز با مديريت توليد بنياد سينمايي فارابي همكاري داشته است .
وي همچنين در زمينه تاثير" تحولات تكنولوژيك در حوزه هنر ورسانه هاي تصويري" مطالعات وتحقيقاتي را انجام داده است،وي كه تدريس در دانشگاه را نيز در سابقه خود دارد. در سالهاي اخير بيشتر توجهش بر ضرورت تبيين نگرش سيستمي در حوزه فعاليتهاي فرهنگي وهنري معطوف بوده است .مطالعات درباره رايانه اي كردن فرآيند توليد فيلم “ مديريت تجهيزات فني “خدمات فني و...ازآن جمله هستند.پژوهش براي مدل سازي تاريخ سينماي ايران (درمحيط انفورماتيكي)، تبين هرم نيروي انساني سينما واصطلاحنامه تخصصي – موضوعي سينماي ايران هم اينك زيرنظر وي در حال انجام است.
واژگان كليدي: سينماي ايران،سينماي ديجيتال،تاريخ سينما ، توليد فيلم
مقاله «سينماي ايران و پديده ديجيتال،فرصت يا تهديد» ضمن ارايه نگاهي تاريخي به سير تحولات فني هنر – صنعت سينما با طرح ديدگاه هاي مختلف دست اندركاران و صاحب نظران سينمايي در حوزه كاربرد امكانات ديجيتال در سينماي جهان و ايران سعي در تبين ضرورت ها و اصول كلي اين رشته از دانش بشري دارد.
همچنين مقاله با تاكيد برطرح مسايل نو در حوزه سينما بعنوان يك ضرورت اجتناب ناپذير، با نگاهي انتقادي به رويدادهاي سال هاي اخير در سينماي ايران ،آسيب شناسي و بررسي اثرات اين روند را براي صيانت از «سينماي ملي» پيشنهاد مي نمايد.
سينماي ايران و پديده ديجيتال،
فرصت يا تهديد
همراه با ارائه :
گزارش اجمالي از روند توليد درسينماي ايران طي سال هاي 1370 تا 1381و بررسي تطبيقي فيلمسازي و فيلمساري ديجيتال
محسن شمس (كارشناس ارشد پژوهش هنر، كارشناس سينما ، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي
نيويورك – سال 2001 ميلادي
وقتي در يك روز مطبوع تابستاني در ساحل آرام و زيبايي قدم مي زنيد،شن ها را زير پاي خود مي بينيد و گوش ماهي ها را هنگام راه رفتن خرد مي كنيد، گرماي دلپذير آفتاب را برفراز سرتان حس مي كنيد،اما هرگز سرتان را بلند نمي كنيد. زيرا اگر سرتان را بالا بگيريد موج هاي عظيمي را خواهيد ديد كه به بلندي آسمان خراش ها هستند و احتمال دارد آرامش با شكوهتان را تهديد كنند.
خيلي مضحك است كه مردم سرشان را بالا نمي گيرند شايد اين هم از خصوصيات هزاره باشد. شايد مردم مي ترسند، اگر به آينده توجه كنند يا اگر از آن چه مي ترسند صحبت كنند،همه چيز تغيير كند و آينده اي دلهر آور و پر تشويش داشته باشند.
«گادفري چشاير»
« سينما،تماشاخانه ديجيتالي- هفته نامه سينما جهان شهريور1380»
نيويورك - اوايل دهه شصت ميلادي
در اين لحظه درتاريخ سينما نمي توان پيش بيني كرد كه آيا «عكس متغير» در آينده شيوه متداول خواهد شد يا نه، يا اينكه در ظرف چند سال آينده صنعت سينمااين شيوه را اتخاذ خواهد كرد يا نخواهد كرد. اين امر بستگي دارد به آنكه فيلم هاي بعدي اين شيوه ، هنرمدانه ساخته شوند و مردم از آن پشتيباني كنند، و اين امكان نيز هميشه است كه اختراعات جالب تري كه شايد اكنون در مرحله آزمايش باشند به ميدان بيايند،زيرا كه هميشه اين سه عامل، يعني مخترع، هنرمند و تماشاگر هستند كه راه فيلم را معين مي كنند .اين سه عامل بر يكديگر تاثير متقابل دارند.سينما رااز مرزهاي سكوت گذرانده و به عرصه صدا و رنگ و فراخناي پرده هاي جديد كشانده اند. همين عوامل ممكن ساخته اند كه سينما از صورت شهر فرنگ بدوي تكامل يايد و به شكل هنري كه بر دل و جان مردم سراسر جهان مي نشيند در آيد. شگفت اينجاست كه همه اين كار در ظرف شصت سال سال صورت گرفته است.
امروز صنعت سينما بار ديگر در حال تحول و تطور است. يك بار ديگر مخترعان بعد ديگري از واقعيت در اختيار سينما گران گذارده اند تا آن را به كار برند، تماشاگران در همه جا علايم علاقه و اشتياق ار خود نشان داده اند. بار ديگر هنرمندان، ضرورت پديد آوردن فن ها و شيوه هايي كه دامنه هنر سينما را گسترش و حيات و حركت آن را افزايش خواهد داد. روبرو شده اند اين مساله اي است كه همراه هر پيشرفت فني و هر تغييري در وسايل اساسا تهيه فيلم مطرح خواهد شد . اما اين مسئله ايي است كه كه كارگردانان ها در گذشته به حل آن توفيق يافته اند و ناچار در سال هاي دراز آينده نيز از حل آن عاجز نخواهند بود. زيرا كه استعداد و تغيير و تطور و رشد ، ذات هر هنر زنده است، خاصه هنر سنما كه زنده ترين هنر هااست.
«آرتور نايت»
«،تاريخ سينما ، 1354»
نيويورك - سال 2001ميلادي
كسي ازما نخواهدپرسيد، آيا با تغييرات موافقيم ياخير، سرشماري گسترده ايي برگزارنخواهد شد كه آيا دوست داريم به جاي سينمافقط با ويديو فيلم ببينيم يا نه؟ مصرف كننده ها بدون هيچ شكايتي ازسالن هاي سينما دورخواهندشدواين دليلي نخواهدداشت مگر تصاويركهنه سلولوييدي.درمجموع حضورسينما اكنون در بهترين شرايط است و دلايل روشني دردست داريم كه نشان مي دهد، تماشاگران دوست دارند همين شكل فعلي فيلم سلولوييدي حفظ شود.اما تمام تغييرات را اين دو مورد روشن موجب خواهند شد . تكنولوژي و پول .
جورج لوكاس معتقد است كه فيلم مثل تلگراف يك پديده قرن نوزدهمي است.از دهه 1850 كه عكاسي اختراع شد .مخترعين در پي اين بودند كه راهي بيابند تا بتوان عكس ها را متحرك كرد. دستيار تابغه توماس اديسن،ويليام كندي لوري ديكسن، نوار سلولوييدي سوراخ سوراخي راباامولوسيون عكاسي آغشته كرد و باچرخاندن آن توانست فيلم متحركي بسازد.
در تاريخ سينما آمده است كه در دسامبر 1895 برادران لومير فرانسوي براي اولين بار فيلم ساخت خود را درزيرزمين گراند كافه پاريس به نمايش عمومي گذاردند. درآمريكا ابتدا نمايش فيلم قرار بود به صورت غير انتفاعي و بدون سود مالي اجرا شود.اما خيلي زود تغيير عقيده دادند.
دوربين،پروژكتور،نوار سلولوييدي و ديگر وسايل اصلي ساخت و نمايش فيلم درطول يك قرن تغيير چنداني نكرد.البته بااضافه شدن صدابه تصويردرسينماتحول بزرگي به وجود آمد، اما رنگ،تصويروايداسكرين،،صداي استريو،وغيره بيشتر جنبه تزييني داشته است .
سيستم نمايش فيلم ديجتالي نير مانند پروژكتورهاي قديم از درون اتاقكي از پشت تماشاگر به روي پرده فرستاده مي شود.اما تصاوير از طريق نور دهي به نوار سلولوييدي تهيه نمي شود. براي هر پخش كننده اي هزينه تهيه كپي هاي مختلف از يك فيلم، حمل و نقل آسيب هاي احتمالي و غيره بسيار سنگين است . وقتي سيستم ديجتالي به طور كامل جايگزين شود، ديگر نيازي به تهيه كپي نخواهد بود و ساخت آن كه بر اساس امواج و علايم ماهوره ايي است به پخش كننده امكان مي دهد كه يك كپي واحد را بتوان در چندين سينما مخابره و به نمابش در آورد.اين شكل نمايش،امكان برنامه ريزي آسان و دقيقي به پخش كننده مي دهد.
درآن زمان بيشتر فيلم ها در تقطيع هاي سينمايي ساخته خواهد شد، زيرا مردم به اين تصاوير عادت كرده اند،اما انتشار آن از طريق ماهواره اي خواهد بود كه هرنوع بهر برداري را ممكن مي كند. تصاوير اصلي تبديل به اطلاعات ديجتالي مي شوند، سپس مجددا تبديل به رنگ هاي اصلي شده و از طريق پروژكتورهايي با لنزهاي خاص به روي پرده مي افتد. اواخر ژوين 1999اين سيستم جديد در شهرهاي لس آنجلس، نيوجرزي و و نيويورك اجرا شد و فيلم هاي جنگ هاي ستاره اي:اپيزود اول، تهديد شيح و يك همسر ايده آل با اين تكنو لوژي به نمايش درآمد.تارزان كمپاني ديسني در ژوييه به همين طريق پخش شد.
...وقتي نمايش هاي ديجتالي شروع شود، همه سردرگم خواهيم شد.تصور كنيد كه همه اصطلاحات را بايد تغيير داد.اكنون جشنواره فيلم، مدرسه فيلم، منتقد فيلم و غيره داريم، اما پس از اين ديگر فيلمي وجود نخواهد داشت. مرور فيلم چه خواهد شد؟ نقد فيلم ؟...
... به نظر من پس از اين اتفاقات، سينما هم پديده ايي مثل ديدار نهايي كشتي، مسابقه هاي بسكتبال NBA،تور موسيقي پاپ، مراسم ازدواج فلان شاهزاده، مراسم بازديد شخصيتي ملي از بنايي تاريخي و ... خواهد شده و سطح آن تا فيلم هفته پايين خواهد آمد.
همه اينها را در تلويزيون مي بينيم، اما تاثير شگفت انگيزي برما ندارد.آن چه كه سينما را خاص مي كند، محدويت ها و نكات منحصر به فردي چون فيلمنامه، كارگردان، لوكيشن، بازيگر و ...به عنوان يك فناوري دقيق و ويژه است. سينماي ديجتالي همه اين ها را از بن عوض خواهد كرد. به نظر من پس از انقلاب ديجتالي دو مساله عمده پيش مي آيد:
1 ) تماشاخانه هاي ديجتالي همه امكانات تلويزيون از جمله پخش زنده و مستقيم را دارا خواهند بود.
2 ) بايد به مردم چيزي متفاوت از تلويريون خانه هايشان نشان داد تا حاضر به تحمل طي مسير سينما و پرداخت هزينه فيلم شد.
اما تنها تلويزيون نيست كه بر سينما تاثير خواهد گذاشت. انقلاب ديجيتالي امكان ارتباط دوطرفه را برقرار مي كند. وبه لطف رايانه هاي شخصي هركسي مي تواند از خانه خود شكل فيلم ها را تغيير دهد.هر بچه ايي مي تواند در آن دخل تصرف كند، ارتباط دو طرفه تلفني برقرار شود. صحنه هاي قابل تغيير به وجود بيايد و ديگر همه چيز مانند بازي هاي رايانه ايي جنگ خليج فارس ، معما ، شما در صندلي خلبان و ... خواد بود.
براي پيچيده نويس ترين مولفان نيز مشكل به وجود خواهد آمد. فرقي نمي كند كه نويسنده يك موضوع كم هزينه باشند يا مثلا اثري كه اسپيلبزگ بخواهد آن را بسازد براي هر اثري مي توان صدها نسخه و شكل تازه ساخت، نسخه شب جمعه، نسخه يك شنبه بعد و نسخعه تازه ايي براي روز چهارشنبه!اين جهنم مجموعه داران و تاريخ نگاران است . تصور كنيد كه كسي بخواهد همه اين چيزها را گرد آوري كند!هيچ فيلم جدي وجود نخواد داشت. البته وجود خواهد داشت، اما براي تماشاكردنش بايد تلويزيون را خاموش كرد و به مراكز هنري مراجعه كرد.
بيش از يكي دو دهه طول نخواهد كشيد كه آخرين سينماي آمريكا نير تبديل به تماشاخانه اي ديجتالي بشود و سينما تاثبر خود را از دست بدهد. پس براي ديدن فيم واقعي و نه آن چه به غلط فيلم ناميده خواهد شد.مي بايست به موزه هنرهاي معاصر يا موزه تصاوير متحرك رجوع كرد. قطعا آن چه بر نوار سلولوييد ثبت شده علي رغم تعلق داشتن به دوره ايي كهن هنوز محبوب و مورد علاقه مردم خواهد بود. اگر كودكي داريد كه تازه به را افتاده، پس بزودي موقعيتي خواهيد يافت تا برايش چگونگي يك فيلم سينمايي را تعريف كنيد.
اكنون تهديد شبح،يك همسر ايده آل و تارزان به طريق ديجيتالي به نمايش درآمده اند.آيا مي توانيد مردمي را تصور كنيد كه در پاييز 1927 به تماشاي آوازه خوان جاز نشسته اند؟با تماشاي اين فيلم همه تصورات آن ها از سينما به هم ريخت و از آن پس پديده ايي به نام «ناطق» وارد دنياي آنها شد.ما اين پديده جديد كه سينما يمان را ويران خواد كرد چه خواهيم ناميد؟
آن چه كه لازم است بفهميم،تغيير سينما با چيزي شبيه به تكنولوژي تلويزيوني است.طبيعي است كه تماشاخانه بيشتروبرنامه هايشان متنوع ترخواهد شد.امكان پخش برنامه زنده از رسانه اي چون تلويزيون ديگر محدوديت هاي فيلم هاي بلند داستاني را نخواهد داشت . مي توان مراسم بزرگ و جالب مثلا اسكار، انواع كنسرت هاي زنده،مسابقات ورزشي و... رادر سطحي وسيع بر پرده ايي عريض و با كيفيتي فوق العاده ديد.
«گادفري چشاير»
« سينما،تماشاخانه ديجيتالي- هفته نامه سينما جهان شهريور1380»
تهران - 1371 شمسي
پرداختن به هنر هرگز جدااز پرداختن به علم نبوده و در دوران مختلف تاريخ اگر چه رابطه علم و هنر اشكال مختلفي به خود گرفته ولي هرگز قطع نشده. امروزه در پي تكامل ابزاري كه هنرمند براي كار خود از آن بهره مي گيرد و با توليد هنر هايي مثل سينما كه ابزار پيچيده تر و حساس تر را وسيله كار خود قرار مي دهند. اشراف هنرمند به دانش استفاده از اين ابزار بيش از پيش اهميت پيدا كرده ، چنانكه خلاقيت توانايي هاي او در بسياري موارد از علم و دانش قابل تفكيك نيست .
شايد سينما كه هم هنر محسوب مي شود هم صنعت،ضمن اينكه فيلم حاصل كار جمعي از هنرمندان متخصص با مهارت هاي مختلف است . آنچه به صورت يك بدنه واحد بر پرده ظاهر مي شود از پاره هايي مجموع آمده كه هر كدام نتيجه دانش و ذوق در يك زمينه خاص است و هركدام در جذابيت فيلم اهميت بسزايي دارند.
«محمد آلادپوش»
«منابع نور مصنوعي در سينما، 1371- پايان نامه تحصيلي »
تهران – 1376 شمسي
شكل گيري هنرها همواره در طول زمان بر اساس شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، تحت تاثير پيشرفت ها و تحولات تكنولوژيك بوده است. بر اين اساس ارتباط نزديكي بين علوم،فنون و هنرها وجود دارد. گاه ضرورت هاي تكامل تكنولوژيك منجر به تغييري در نظام زيبا شناسي يك هنر مي شود. گاه ضرورت هاي زيبا شناختي تكنولوژي تازه اي را طلب مي كند و غالبا تكامل تكنولوژيكي، خود حاصل عوامل ايديولوژيك و اقتصادي است از اين نظر ما پيوسته با تغيير و تحول در مفاهيم و تعابير اين حوزه از اندبشه بشري روبرو هستيم. اين روند بويژه در سال هاي پاياني قرن بيستم ازاهميت و دامنه زيادي برخودار بوده است. درك چگونگي سيرتكامل و شكل گيري هنرها(ي تصويري) بدون دانش عمومي از تكنو لوژي هاي آنها مشكل است. توجه به اين روند در اين سال ها ، بيانگر تحقق زمينه گسترده عبور از يك نظام و جريان اطلاعاتي – ارتباطي (به منزله يك زبان بياني) به نظام ديگر خواهد بود.از عناصر اصلي اين جريان عنصر«تصوير»است.
«محسن شمس»
«صنعت تصوير، سير تحولات با نگاهي به آينده 1376 پايان نامه تحصيلي»
تهران - 1380 شمسي
با وجود تمام مزيت ها و امكاناتي كه سينماي ديجيتال در اختيار دارد به جرات مي توان گفت سينماي ديجيتال نخواهد توانست جاي نگاتيو را درسينماي جهان بگيرد تنها مي توان گفت سالن هاي سينما جاي ديجيتال را در خودشان باز كرده اند. كساني كه سيستم هاي ضبط ديجيتال را طراحي كرده و ساخته اند به پخش سينمايي ديجيتال هم فكر كرده اند و سالن هايي طراحي كرده اند كه با تكيه به يك سيستم پخش مركزي (برادكست) فيلم هايي را كه به صورت ديجيتال ساخته شده اند هم زمان در چندين سالن سينما و تنها با يك پخش كننده اي ماهواره اي مركزي نمايش دهند اين در حالي است كه سيستم پخش آپاراتي سينماي ايران- در بهترين حالت ممكن- مربوط به دو دهه ي گذشته است .
در نهايت ذكر دوباره ي اين نكته مهم به نظر مي رسد كه سينماي ديجتال نوع جديدي از سينماست كه قرار نيست جاي نگاتيو را پر كند و خود تعاريف و محدوده هايي جدا از سينماي نگاتيو پيدا كرده. اين نوع سينما تفكر،انديشه ،طراحي ،دانش و فن خاص خود را مي طلبد كه مواردي با سينماي نگاتيو نزديكي و در مواردي هم فرسنگ ها فاصله دارد.
«تورج اصلاني»
« واردات دوربين بدون دانش، سينماي نو شماره نهم 1380»
تهران - 1380 شمسي
من سيستم ديجيتال را نمي پسندم با اينكه ار اولين نفراتي هستم كه با آن در ايران كار كرده ام. توصيه خاصي در كار نيست. حداقل در مورد اين سيستمي كه در اختبار ما هست و با توجه به مراحل پس از توليد آن مثل تبديل به نگاتيو و ...اصلا مريتي ندارد.فقط شايد سبكي آن بتواند به عنوان يك مزيت در نظر گرفته شود كه خيلي از فيلم بردارها سبكي را نمي پسندد. دوربين هر قدر سنگين تر باشد،حركاتش نرم تر است.روي سه پايه راحت تر مي نشيند و حتي براي حركت روي دست هم مناسب تر است .
«محمدرضا سكوت»
«دوربين هاي ديجيتال جاي ابزار سنتي سينما را نمي گيرند، سينماجهان شماره چهل1380»
تهران – 1381 شمسي
بحث كاربرد ديجيتال در سينما و اساسا دگرگون شدن سيستم فيلم به مقوله ويديو و حال در شكل تكنولوژيك ترش ديجيتال، بحثي است كه كم و بيش مي شود گفت جهان سينما را فرا گرفته و دلشوره هايي گاهي ابراز شده راجع به اين كه آيا اين تكنولوژي جاي كاربرد سلو لوييد را درسينما خواهد گرفت و آيا آن را كامل تر خواهد كرد؟ پاره اي به لحاظ مفهومي و به لحاظ شيوه ساختاري نسبت به آن انتقاداتي دارند، از جمله اين كه سينما را به سمت و سوي يك نوع سهل پذيري و يك نوع ساده نگري حركت خواهد داد. پاره اي نيز اعتقاد دارند كه امكاناتي كه اين مقوله سر راه فيلمسازها قرار مي دهد شرايطي را فراهم كي كند كه آنها بتوانند هر نوع ايده اي را به فيلم تبديل كنند، خاصه در شكل سينماي مولف و يابه اصطلاخ سينماي هنري كه خب اين مباحث را كم وبيش شنيده ايم از جمله مثلا نهضت دگما كه سردمدارانش بر اين باورند كه فيلمساز با اين امكانات مي تواند هر نوع ايده ايي را با مخارج ارزان و. با بودجه كم به فيلم تبديل كند و يسياري نقطه نظر هاي ديگر مثلا در CAMERA IMAGEسال 2000مايكل چيمينو يك بيانيه بلند راجع به خطر ديجيتال در سينما مطرح كرد.
از ديدگاه خودمان و در جغرافياي خودمان اگر بخواهيم به اين مقوله نگاه كنيم ،من دو ديدگاه هست كه قابل بررسي است: يكي نگرش صرفه جويانه يا تقليل بودجه و ديدگاه ساختار به اصطلاح ارزان تر در سينماست كه بنيه سينماي ايران اين بحث را پيش مي كشد.
در ايران مسير هايي كه مي توانند سينماي ارزان را مطرح كنند، قابل توجه فيلمسازان بوده و بسيارديده ايم كه شكل هاي مختلفش توسط فيلمسازهاي متعددي از جمله در راس شان كيارستمي به تجربه رسيده و تلاش هايي در اين زمينه اتفاق افتاده مثل حذف پاره ايي از مقولات تخصصي، حذف پاره ايي از عناصر جانبي و اين تا حدي پيش رفت كه ديگر در فيلم ده شاهد اين بوديم كه نه تنها گريم و صحنه و نور و بقيه مقولات، بلكه مي شود گفت به تعبير خود كيارستمي حتي كارگردان هم از شكل ساختاري سينما كنار رفت.
اين ديدگاه را از ناحيه تهيه كنندگان ايراني اگر مورد ارزيابي قرار بدهيم... به عدم شناخت دقيق آنها از اين مقوله بر مي گردد. ديدگاه تهيه كننده ايراني در كار با دوربين ديجتال بر مي گردد به اين كه مثلا نور را به شكل قابل توجهي تقليل مي دهد و مصالح ارزان تري را در اختيار فيلمبردار و نهاينا تهيه كننده قرار مي دهد.
سينماي هنري كه ساختار خودش را درگرو مفهوم مي داند به مقوله تكنيك در اجرا توجه دارد،براحتي مي تواند با اين قضايا كنار بيايد ولي سينماي حرفه ايي كه اسا سا بنيادش بر يك جور ساختار فني تر است وقتي با اين مقوله روبرو مي شود دچار گرفتاري هايي مي شود.كه حداقل من در نجربيات خودم طي يكسال گذشته آنها را لمس كرده ام.
دو فيلمي كه من سال گذشته كار كردم مي شود گفت به لحاظ ساختاري در دو مقوله كا ملا متفاوت ارزيابي مي شود، يك فيلم كاملا با ساختار دگما گونه بدون به اصطلح نور پردازي هنري و ساختار بصري ويژه از جمله عدم كاربرد نور و تركيب و دكور و ...فيلم ديگري كه دقيقا با شكل و ساختار حرفه ايي يك روش را پيش روي خودش قرار مي دهد كه سعي بكند از مقوله ديجيتال بهربرداري كاربرد نگاتيو 35 را داشته باشد. همين جا تكليف برخورد ما با اين قضيه روشن مي شود.
در ساختاري مثل فيلم آبادان تكنولوژي ديجتال برزگ ترين كمك را مي كندو بهترين بهره برداري را مي شود از اين سيستم كرد،.... اما در شكل دوم يعني شكل ساختار حرفه ايي در سينما با امكانات تكنيكي قابل توجه و به اصطلاح بكارگيري عناصر گوناگون در شكل و قالب تعرف شده خودشان،آن وقت ما يك سري مسايل و مشكلاتي روبرو مي شويم.
متاسفانه آن چه در ايران در سينماي ديجيتال ايران وجود دارد، از دوربين ها و سلير امكانات گرفته تا مكانيزمي كه براي تبديل شدن به 35 م. م. هست اساسا براي كاربردهاي حرفه ايي نيست ... كيفيتي كه به دست مي آيد فاصله بسيار زيادي دارد با كيفيتي كه از طريق نگاتيو به آن دست پيدا مي كنيم.
در فرنگ براي اين نوع كار اساسا با تكنيك HD كار مي كنند كه به لحاظ رزلوشون و ويژگي هاي بصري و ساختاري و تصويري به كلي متفاوت است با سيستم هايي كه براي كارهاي مستند و تلويزيوني يا خبرياستفاده مي كنند.
سيستم HDنه تنها مكانيزم تكنيكي و جنس تصويرش به كلي متفاوت با سيستم هاي معمول نه چندان حرفه ايي موجود در ايران است . بلكه امكانات گسترده تري را در اجزا با خودش به همراه مي آورد.
در سينماي ايران مفهوم كلي و عبارت عمومي اين واژه يعني ديجتال هنوز در ايران جا نيفتاده چون اسا سا اگر قرار بشود به آن سمت و سو حركت كنيم،آن وقت تفاوت عمده ايي در بودجه با سيستم نگانيو پيدا نخواهيم كرد. به دليل قيمت هاي بسيار بالاي دوربين هاي HD، عدسي هاي بسيار متنوع و بسيار گران اين سيستم و همچنين سيستم تبديل ديجتال به 35 م. م. كه هم موادش و هم سيستم و دستگاهي كه الان در دنيا وجود دارد ربطي به سيستمي كه در ايران اتفاق مي افتد ندارد.
«محمود كلاري»
«درباره تصوير برداري ديجيتال در سينماي ايران، صنعت سينما شماره ششم 1381»
تهران – 1381
عليرغم وجود يك چرخه فعال توليد در اين سال ها ما شاهد يك توسعه نايافتگي در اين بخش هستيم ريشه اين مسئله كجاست؟ دانش و تئوري كجا بايد توليد شود ؟ مسئوليت اين امر با كجاست ؟ در چه حوزه هايي ما نياز به طرح مباحث جديد داريم ؟ وظيفه محيط هاي آموزشي ما نسبت به تامين اين نيازها چيست ؟ به منابع آموزشي نگاه كنيد، وضعيت ترجمه و انتشار كتابهاي جديد، در طول يك دهه اخير تقريبا هيچ كتاب جديدي در حوزه مسايل فني و تكنولوژي ترجمه و چاپ نشده است. و اين در حالي است كه تاثير تحولات تكنولوژيكي در حوزه هاي مختلف توليد يك امر اجتناب پذير شده است. مباحث جديد در حوزه صداي ديجتال ، تدوين ديجتال، پردازش ديجتالي تصاوير ... تنها منبع تامين نيازهاي تئوريك اين حوزه تجربه هاي شخصي افراد است. و چگونه بايد تكنولوژي جديد را تئوريزه كنيم و در حوزه سينماي داخلي آن را نشر دهيم؟ وآن را به يك جريان بالنده و حاضر تبديل كنيم ؟
با توجه به گستردگي حوزه تحولات، اين وضعيت پيامدهاي علمي، اقتصادي و فرهنگي متفاوتي مي تواند داشته باشد. ببينيد از طرح جدي مسئله تدوين غير خطي تقريبا يك دهه مي گذرد، طرح اين موضوع در كشور ما هم در همين حدود است. قابليت ها و امكاناتي كه اين روش مي تواند در فرآيند توليد داشته باشد بر كسي پوشيده نيست و تجربه هاي موفقي در بخش خصوصي در اين زمينه داشته ايم . ولي اين فرآيند يك حلقه مفقوده دارد و آن امكان تبديل اطلاعات حاشيه فيلم به رمزهاي زماني ويديويي و بالعكس است . كه سرمايه گذاري در اين رمينه كه سرمايه گذاري ناچيزي هم است حتما بايد توسط جايي صورت بگيرد كه امكان تله سينماي پيشرفته را دارد . ولي اتفاقي نمي افتد.
در زمينه تبديل اين نوارهاي ويديو برروي نوار سلولوييد ، و اطلاق فيلم سينمايي به آنها . كه بحث درباره آن از حوصله اين فرصت خارج است . يك طبي ايجاد مي شود . موجي راه مي افتد . غير علمي و غير حرفه ايي بعد آن را سينماي(به اصطلاح) ديجيتال مي ناميم . هيچ كس هم نه نقد مي كند و نه بررسي . اشكالي ندارد بازار دنبال منافع و مطامع خودش است و ولي آنجايي كه بحث سرمايه ملي و سينماي ملي پيش مي آيد وظيفه چه كسي و يا چه نهادي است كه جلوي بروز يك انحراف را بگيرد؟ وازاتلاف زمان وفرصت هاوامكانات جلو گيري كند. و يا حداقل مسئله را رفته رفته به مسير صحيح هدايت كند.
طرح تحولات وآشنايي باآن اجتناب پذير شده، شما نشانه هاي اين تغيير رفتاررادربدنه سينما مي توانيد مشاهده كنيد. ولي مهم مديريت كيفي و كمي روند اين تحول است . هر نوع امر ترويجي و توسعه ايي اگر مطالعات لازم را پشت سر نداشته باشد. مديريت متناسب با گستردگي و اهميت موضوع را نداشته باشد . ضرورتانتيجه مطلوب در پي نخواهد داشت، ضمن اينكه هزينه هاي اين تغييررفتارنيزبالاخواهدبود. مثال تبديل ويديو به ديجيتال مصداق اين امر است. جريان صدا گزاري ديجتال مصداق همين امر است. و .... از سوي ديگر وضعيت پر شتاب تحولات تكنو لوژي را درجهان در نظر بگيريد. سرعت آن شتاب و سرعت حركت ما؟
«محسن شمس»
«صنعت سينما، در پي يافتن جايگاه سينما ملي، ،صنعت سينما،شماره پنجم 1381»
تهران – 1381
نكته ديگري كه در مجموع توليدات امسال سينما نظر را به خود جلب مي كند ، توليد فيلم سينمايي به طريقه تصوير برداري ويديويي و انتقال آن به فيلم 35 م. م. ،با استفاده از امكانات كامپيوتر است . كه اصطلاحا به آن ديجيتال مي گويند . (كه بررسي ابعاد متفاوت و ماهيت اين فرآيند و ارتباط آن با يك مقوله حرفه ايي به نام سينما يك ضرورت است .) اين توليد نسبت به سال گذشته دو برابر شده است . سال گذشته حدود 7 عنوان فيلم به اين شيوه تصوير برداري شده است . و امسال حدودا 15 فيلم . يكي از دلايل متراكم شدن توليد در سال هاي اخير (و احتمالا سال هاي آتي ) همين موضوع است .البته ازنظر من اين يك زنگ خطر براي سينماي ايران است . با توجه به استفاده از وسايل ويديويي غير حرفه ايي (وغيرمتعارف) براي چنين فرآيندي در سينماي ايران ،رشد اين روند به مصلحت سينما نيست .
«محسن شمس»
«صنعت سينما، موج سينماي جوان در حوزه حرفه اي، ،صنعت سينما،شماره هفتم 1381»
تصويرعشاير در سينماي ايران
تصویر عشایر در سینمای ایران
با نگاهي به روش شناسي مطالعات فيلم شناسي سينماي ايران
و معرفي نرم افزار سيمرغ، بانک اطلاعات تاريخ سينماي ايران
محسن شمس
aftaban@yahoo.com
(کارشناس سينما، کارشناس ارشد پزوهشي هنر، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي و هنري)
کليدواژه: فهرست نويسي, مستندسازي,طبقه بندي, معماري اطلاعات, معني شناسي, اصطلاحنامه, فيلم شناسي, سينماي ايران, ميراث شنيداري و ديداري, حافظه جمعي, حافظه ديجيتالي, حافظه جهاني,
خلاصه: ....
مقدمه :
اين مطالعه(نرم افزار فهرست نويسي،مستند سازي،نمايه سازي و طبقه بندي ميراث شنيداري و ديداري معاصر ايران)با هدف بهينه سازي روش هاي مديريت اطلاعات فرهنگي و روش شناسي مطالعات سينمايي با استفاده ازدانش تکنولوژي اطلاعات تنظيم شده است. توجه به مطالعات:مردم شناسي، قوم شناسي، اجتماعي، فرهنگي و... بخشي ازاين مطالعه جامع است که در اين نوشتاربه آن توجه شده است
· طرح ديدگاه كلي :
...حافظه،شخصيت فردرامي سازدوشخصيت افرادوسنت ها،شخصيت جمعي يك گروه اجتماعي، يک قوم ويک ملت را تشكيل مي دهند.ما با حافظه مان زندگي مي كنيم وزندگي معنوي ما درحقيقت تلاش براي حفظ گذشته وپيوندآن به آينده است. باظهورهزاره جديدنظرمردم به گذشته وآينده نيزتغييركرده است.جوامع پيشرفته دنيادرهزاره جديدمي كوشند،باتوجه بيشتربه فرهنگ وتاريخ،زمينه پيشرفت خودرادرآينده هموارتر سازند.امروزه فرهنگ،عناصرومظاهر فرهنگي جزء مهم ترين ابزارها و امكانات براي پيشرفت يك كشور است.
...هويت فرهنگي يك ملت و حفظ آن و توجه به موضوع حافظه جمعي در نظام هاي اجتماعي از جايگاه ويژه ايي برخورداراست .اين حافظه گذشته و حال را به هم گره مي زندو آينده را نيز ترسيم مي كند.حافظه مستند- تاريخي يك ملت (در قالب اشياء،مكتوبات،نوارهاي صوتي،فيلم هاو...) ،بخشي از حافظه فرهنگي وحافظه فرهنگي بخشي از حافظه ملي وحافظه ملي يك كشور،بخشي از حافظه جهاني محسوب مي شود.برنامه حافظه جهاني به عنوان رهيافتي جديد براي ايجاد تسهيل در حفظ جنبه هاي متفاوت ميراث بشري از طريق بكارگيري فن آوري مناسب در سطح جهان در همين راستا،تدوين و پي گيري مي شود.
...ميراث فرهنگي وجنبه هاي مختلف آن بخش مهمي از اين حافظه را تشكيل داده و بازتاب واقعي تنوع انسان، زبان و فرهنگ هاي مختلف است . ميراث فرهنگي اعم از ميراث مادي و معنوي ,شناسنامه تاريخي و هويت يك قوم،يك ملت،و يك كشور است.اگر مي خواهيم به گذشته تذكر پيدا كنيم شناسنامه تاريخي ما ميراث فرهنگي ماست. تكيه بر گذشته و احساس هويت تاريخي مقدمه تلاش براي ساختن بهتر امروز و فرداست.
فيلم خانه ها،مراكزنگهداري وبايگاني اسناد،كتابخانه ها،نوارخانه ها، ها،موزه هاو هريك به تنهايي بخش هاي ارزشمندي ازميراث مستند، حافظه و خاطرات فردي و جمعي يك جامعه را در خود حفظ كرده اند.يك صدسال پيش اين مراکز صرفا مكان هايي براي ارضاي كنجكاوي افراد بودند.امروز،مراکز نگهداري اسناد فرهنگي و هنري به عنوان جزيي از يك جامعه و شاخص يك ملت در جهان محسوب مي شوند. جامعه ايي را تصور كنيد كه از گذشته خود شواهدي در اختيار نداشته باشد.ملتي را در نظر بگيريد كه تصوير شيي براي توضيح تاريخ خود نداشته باشد تا بتواند براي نسل هاي آينده باورها،روياها يا دستاوردها هايش را بيان كند.سرزميني را در نظرآوريد كه در آن موسيقي نواخته نشده باشد،آوازي خوانده نشده باشد،فيلمي ساخته نشده باشد و تابلو و اثر هنري خلق نشده باشد و هنر،تاريخ و علوم آن را كسي بخاطر نياورد.سرزميني را تصور كنيد كه عرضه فرهنگ هاي ديگري درآن مجاز نباشد،در چنين سرزميني مديريت و برنامه ريزي فرهنگي وجود ندارد.
جهاني شدن شامل تراکم دنيا به عنوان يک کل و از طرف ديگر در پايه گذاري فرهنگ جهاني از طريق جامعه اطلاعاتي است. جهاني شدن با مشارکت تمامي فرهنگ ها، تمدن ها، و ومذاهب به وقوع خواهد پيوست و نوعي توازن و يکپارچگي انتظارات و رفتارها را در پي خواهد داشت
هم اكنون،كتابخانه ها، فيلم خانه ها،آرشيوهاو...با دگرگوني هاي مهمي روبرو هستند. تكنولوژي اطلاعات اين مراكز را به عرصه هاي جديدي از همكاري هاي ملي و منطقه ايي و بين المللي و حضور در شبكه ها مي كشاند.رقمي شدن موضوعات فرهنگي و هنري و تاريخي يكپارچگي مفاهيم در حوزه مديريت ميراث فرهنگي را تسريع كرده و با از ميان برداشتن مرزهاي جغرافيايي،هر موزه، فيلمخانه و مركزنگهداري اسناد فرهنگي و هنري به بخشي از ميراث فرهنگي جهاني و حافظه جهاني تبديل خواهد شد .با متمركز ساختن فعاليت هاي خود بر ايجاد چنين روندهايي بر تقويت ساز و كارهاي كثرت گرايي فرهنگي،گسترش جريان آزاد اطلاعات،محتواي جديدي به گفت و گوي ميان تمدني بدهيم و بر روند كنوني همگرايي بين فرهنگ ها تاكيد كنيم.
سينماي ايران تاريخي يکصد ساله دارد. از عمر سينماي مستندبيش از يکصد سال و سينماي داستاني بيش از 75 سال و از حضور تلويزيون بيش از چهار دهه مي گذرد به تعبير ديگر بيش از يکصد سال که ايرانيان فرصت ثبت و ضبط فرهنگ ملي خود را بر روي نوارهاي سلولوئيدي، نوارهاي مغناطيسي صوتي و تصويري پيدا کرده اند، اين فرصت نه فقط ميراث ملي اين سرزمين بلکه بخشي از ميراث منطقه ايي و جهاني امروز بشريت است.
در طول اين سال ها، با همه فراز و نشيب ها، هنر- صنعت تصوير به يکي از جدي ترين مقوله هاي فرهنگي(در قياس با ساير هنرها) تبديل شد. وبه ويژه در سال هاي اخير"سينماي ايران" توانست چهره اي تازه ايي ازاين سرزمين براي جهانيان تصوير کند
سينما در ايران مثل خيلي از جاهاي ديگر با فيلم مستند آغاز شد.وباز موضوعات اين فيلم انسان، جامعه و زندگي بود. از فيلم هاي مستندابراهيم خان عکاسباشي (1900-1899)1279 تا بيست و پنج سال بعد، فيلم جاوداني "علف" در سال(1924)1304که توسط دوفيلمساز غير ايراني تهيه شد و موضوع آن کوچ طايفه بابا احمدي از ايل بختياري از يک سوي زردکوه از منطقه سردسير به سمت ديگر اين کوه منطقه گرمسير و عبور نزديک به پنجاه هزار نفر زن و مرد کودک به همرا نيم ميليون راس بز و گوسفند و اسب براي رسيدن به علف زارهاي سبز و خرم، حرکتي از ميان رودخانه خروشان کارون صخره هاي صعب العبور و دره هاي خطرناک و قله هاي پربرف.. فيلمي در رديف آثار فلاهرتي از اولين آثار مستند تاريخ سينما و تا امروزاز مجموع رکوردهاي ثبت شده بيش از 4000 عنوان فيلم مستند ثبت شده است و از اين ميزان حدود 600 عنوان فيلم مردم شناسي نمايه شده که حدود 150 عنوان فيلم مشخصا درموضوع قوم شناسي اقوام و ايلات ايراني است فاصله سال هاي 1304 تا 1342 يعني سالي که فيلم مستند واقعيت گراي شقايق هاي سوزان توسط هوشنگ شفتي در اداره کل امور سينمايي کشور در موضوع کوچ عشاير ايل بختياري از اقوام لر از ييلاق به قشلاق ساخته مي شود، فيلمي درباره عشاير ثبت نشده است در اين دوره 40 ساله جز چند مورد فيلم مردم شناسي درباره زندگي ايرانيان، زندگي مردم در سواحل چابکسر احيانا تصاويري در مجموعه اخبار ايران دراين سل ها تصاوير ديگري ثبت نشده است.اما اين وضعيت طي دهه 40 و 50 با ورود نيروهاي جديد و سازمان هاي فرهنگي و هنري و توجه به برنامه هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي شکل ديگري به خود مي گيرد.از فيلم هاي اين دوره با گرايش مردم شناسي مي توان بعد از شقايق سوزان به فيلم مشک(دانشگاه تهران)1344 فيلم بلوط و فيلم دهدشت/1346 / نادر افشار نادري مجموعه فيلم هاي رقص هاي محلي از اقوام مختلف ساختع شده طي سال هاي 1349تا 1350 در اداره کل امور سينمايي اين روند طي دهه 50 تا سال 1357 که تحولات سياسي اجتماعي جامعه ايراني را دگرگون مي کند رشد نسبتا فزاينده دارد در سال هاي اوليه انقلاب رشداين روند محدود است و برخي کارها ي توليد ده توسط سازمان صدا و سيما ثبت شده است . با شکل گير سازمان هاي جديد در بخش سينماي مستند و نيمه حرفه ايي در اواسط دهه 60 اين روند سيري رو به رشد مي يابد که در طول دهه 70 نيز حفظ مي شود در اواخر دهه 70 با توجه به ورود دوربين هاي ديجيتال به بازار و برنامه ريزي انجام شده و همچنين توجه جشنواره هاي داخلي رفته رفته اين روند با افزايش قابل توجهي روبرو شده است
...بيش از 2500 عنوان فيلم بلند سينمايي، بيش از 10000عنوان فيلم کوتاه،مستند، داستاني و انيميشن و هزاران ساعت برنامه و مجموعه تلويزيوني تاسيس بيش از يک هزار مرکز خدمات فني سينمايي و بيش از500 سالن نمايش و تربيت ده ها هزار هنرمند و متخصص و ده ها عنوان مجله و صدها عنوان کتاب سينمايي و هزاران برگ سند در طول يک قرن حاصل تلاش هاي سياه و سفيد و رنگي اين دوران است.
تاکنون بيش از13000 عنوان ازاين آثار و همچنين 25000نفر از هنرمندان و متخصصان و30000اصطلاح و کليد واژه در بانک اطلاعات تاريخ سينماي ايران فهرست نويسي،مستندسازي و طبقه بندي شده است. و البته همچنان کار ادامه دارد پپيش بيني مي شود اين اطلاعات تا مرحله تکميلي ظرف 3سال آينده به بيش از 3 برابر اين مقدار برسد. اکنون دسترسي به بخش هايي از آن در محيط اينترنت فراهم مي شود
تلاش مي شود تا در کنار اين روند مناسبات افراد باهم، ارتباطات افراد با فيلم ها و سازمان ها و همچنين ظرفيت هاي معنايي و مفهومي فيلم ها وارتباط انها با رويدادهاي تاريخي و اجتماعي و سياسي نيز مطالعه و فهرست نويسي شوند
اين فيلم ها مي توانند کوتاه يا بلند مستند گزارشي يا داستاني ويا انيميشن و يايک برنامه و سريال تلويزيوني باشند
به هرصورت انچه که مهم است، اين است که اين تصاوير، تصويرزندگي هستند و انسان بازيگر و محور اصلي اين زندگي است. از اين رو شناسايي و طبقه بندي انچه ثبت شده است بهترين ابزار مطالعات مردم شناسي و انسان شناسي معاصر ايران است.
روش شناسي مطالعات مردم شناسي و فرهنگي و همچنين روش شناسي سينماي مردم شناسي و تطبيق اين دو با هم از موضوعاتي است که اين مطالعه در پي يافتن پاسخي در خور براي آن است
تهيه اصطلاحنامه هاي جامع وتخصصي براي طبقه بندي و ذخيره سازي سريع ترو دسترسي بهتر از روش هايي است که کتابداران و خلف امروزين آنها يعني تکنولوژيست هاي اطلاعاتي براي مديريت اطلاعات توصيه مي کنند
در حال حاضر تهيه اصطلاحنامه تخصصي سينماي ايران با رويکردي تحليلي و معني شناسانه از منظر هستي شناسي از ديگر اهداف طرح معرفي شده است که گام هايي دز اين زمينه برداشته شده
سئوال اين است که دامنه معاني و مفاهيم در سينماي ايران چيست ؟ از سوي ديگر ،اين دامنه، يعني آنچه تاکنون ثبت و ضبط شده است، با دامنه مفاهيم و معاني در حوزه فرهنگي، تاريخي، اجتماعي و تمدني ايران به طور عمده و به طوراخص ويژگي معنوي سينماي ايران و نظام معناشناسي و سبک شناسي و زيبايي شناسي سينماي ايران چه انطباق و ارتباطي دارد
تصوير سينماي ايران به عنوان آينه تمام نماي جامعه ايراني چگونه است؟ سينما،محصول قرن بيستم است، بشر در قرن بيستم توانست معني و معاني خود را رنگ خود را صداي خود را زبان خود را با سينما تصوير کند وثبت کند امکاني که تاپيش از آن براي او ميسر نبود. تا پيش از اين فقط بدنه سفال ها و کاشي ها و سنگ نبشته ها.... اين امکان را براي او فراهم مي کردند که ما نتيجه آن را در موزه ها مي بينيم
اما دوربين ها سريع تر عميق تر گسترده تر و پرشتاب تر از هميشه تاريخ به لحظه لحظه زندگي و به جاي جاي جغرافياي حضور انسان نفوذ کردند و ثبت کردند تاريخ را و سياست را جنگ را و صلح را دراين سال ها تصوير ما چگونه بوده است؟ زندگي ما چگونه بوده؟ است جايگاه عناصر فرهنگي عناصر مردم شناسي؟ تصوير اقوام؟ لباس؟ خوراک؟ آداب ؟آيين؟ و مناسک ما چگونه بوده است؟انسان معاصر ايراني چگونه زندگي مي کرده،شهر ايراني در اين سا ل ها چه روند و چه رشدي داشته است سينماگران ايراني و غير ايراني چه بخش هايي از آن را پويش کرده اند دوربين ها،کجاها رفته اند؟ و کجا ها نرفته اند؟ و کجاها بايد بروند؟ اين ها بخش هايي از سئوال هايي ست که نرم افزار سيمرغ دنبال روش شناسي براي پاسخ هاي آنهاست البته بخش هايي آماده شده و بخش هايي در حال آماده شدن است.سر عنوان هاي اصلي براي تقسيم بندي موضوعي که تاکنون شناسايي و فهر ست شده اند عبارتند از:
- آموزشي92
- اجتماعي1453
- اخلاقي1
- ارتباطات39
- افسانه ايي1
- اقتصادي17
- انقلاب اسلامي31
- ايران شناسي192
- باستان شناسي4
- پزشکي17
- پليسي43
- تاريخي370
- جنايي9
- دفاع مقدس177
- ديني46
- روان شناسي4
- سياسي181
- صنعت210
- عرفاني5
- علمي39
- فرهنگي120
- فلسفي12
- کشاورزي58
- کودک و نوجوان115
- محيط زيست176
- مردم شناسي802
- معماري8
- مشاهير216
- ميراث فرهنگي391
- نظامي92
- هنرهاي سنتي106
- ورزش186
...اين ها موضوعات اصلي هستند هر يک از اين ها به نوبه خود به سر عنوان هاي فرعي ديگري تقسيم مي شوند مثلا شاخه مردم شناسي را بررسي مي کنيم. گفتني است اعداد مقابل سر عنوان ها نشانگر فراواني آن هاست . در طول مطالعه برخي از سرعنوان ها که از فراواني کمتري برخوردار هستند در سرعنوان هاي اصلي ديگري ترکيب شده اند. براي تقسيم بندي مضمون و گونه شناسي نيز سرعنوان هاي مستقل ديگري در نظر گرفته شده است.
- آب3
- آداب رسوم150
- آموزش1
- ادبيات شفاهي17
- اديان6
- اسب4
- اسطوره شناسي8
- اقوام169
- باورها4
- بازي و سرگرمي9
- بهداشت1
- پوشاک19
- بيماري و درمان1
- خوردني ها17
- دفاع مقدس
- دادوستد3
- راه و جاده1
- سفرنامه1
- قنات12
- قوم شناسي2
- کوچ16
- گاه شماري1
- گياهان دارويي1
- مسکن6
- مشاغل36
- معيشت131
- موسيقي34
- ورزش16
- هنرهاي سنتي66
درادامه مي توانيم زيرشاخه هاي فرعي هريک ازشاخه هاي يادشده رانيز بررسي کنيم براي نمونه شاخه اقوام را پي مي گيريم:
- ايل بختياري12
- ايل بهلولي1
- ايل دشت مغان1
- ايل قشقايي
- 6ايل کرمانج1
- بازماندگان کادوسيشمال کشور1
- بلوچ6
- تالش13
- ترکمن20
- طائفه کشکولي(فيرزوزآباد)1
- عرب1
- عرب(عشائر خوزستان)2
- عشائر بوشهر2
- عشائر خليج فارس1
- عشائر شرق1
- فارس2
- قزاق1
- گدارها1
- کرد18
- گرجي1
- لر48
البته هنوز کار طبقه بندي بسياري از رکوردهاتمام نشده است تاکنون اطلاعات 13500 عنوان فيلم از کاتولوگ ها، مجلات، روزنامه ها و گزارش هاي روزانه جمع آوري شده است . بسياري از عناوين اطلاعات کمتري درباره شرح،محتواو موضوع فيلم با خود دارند و تکميل اين بخش ها زمان بيشتري مي خواهد. پس از ثبت انچه در طول يکصدساله اخير روي داده پيش بيني مي شود سالي 1500 تا 200 عنوان جديد به مجموعه اضافه شود. شرحي از فيلم، عوامل فني و هنري، نظرات و نقدهاي فيلم، کتابشناسي، کلمات کليدي درباره موضوع، مضمون،گونه، وضعيت نمايش، وضعيت توليد ،جشنواره ها و ... از هر فيلم نيز به هر رکورد اضافه مي شود
اين روند ادامه دارد تاکنون ده ها هزار کلمه به همين ترتيب نمايه شده در بانک اطلاعات ثبت و طبقه بندي شده است اين روند مي تواند همچنان ادامه پيدا کند حتي پيش بيني شده است به صوررت ان لاين از طريق اينترنت نيز از علاقه مندان، دانشجويان و محققين سينمايي نيز در تکميل اين دايره المعارف کمک گرفته شود.اما بايد به کيفيت و دقت آن از همين حالا فکر کرد هدف تحقق نوعي مشارکت عمومي و استفاده از ظرفيت هاي موجود در جامعه براي يک کار علمي – ملي بزرگ است بر اساس.همين روش براي شکل گيري يک بانک اطاعات مردم شناسي نيز فکر شده است. شايد از طريق همين بانک اطلاعات فيلم ها نيز براي تحقق آن اقدام شود. از همين اينک فکر شده براي هر عنوان فيلم محلي براي اضهار نظر منتقدان و بينندگان فيلم در نظر گرفته شود . چه فيلم هاي قديمي و چه فيلم هاي جديد . حتي فيلم کوتاه ويديويي که در جشنواره محلي ديده شده اند اين فيلم ها اطلاعات بسيار ارزشمند اجتماعي مردم شناسي و انسان شناسي با خود دارند . که عليرغم اهميت شان فرصتي لراي ديده شدن و طرح شدن پيدا نمي کنند. و در هيچ مجله ايي درباره آنها نمي نويسند ودرفهرست هيچ فيلم خانه ايي قرار نمي گيرند. و حالا ميتوان به ديده شدن آنها اميدوار بود.
انقلاب ارتباطات با توسعه تكنولوژي هاي ارتباطي و نرم افزارهاي الكترونيكي در زمينه هاي مختلف كامپيوتر،مخابرات،صوت و تصوير لحظه به لحظه حيات اجتماعي بشر را دچار دگرگوني ساخته است.تكنولوژي هاي جديد ارتباطي با ارايه گستره وسيعي از اطلاعات و ارتباطات به مردم ،ماهيت محيط زيست بشر را دگرگون مي سازند. تمام «نظام» هاي «نهاد» هاي جوامع بشزي مثل : فرهنگ، دانشگاه، كار، سياست، آموزش و... ازهم اكنون تحت تاثير تحولات ناشي از شبكه هاي رايانه ايي قرار گرفته اند. بنيان هاي مستحكم سنتي در همه ابعادتكنولوژي اطلاعات به تدريج فرو ريخته و سيستم هاي مدرن ظهور مي نمايد. «روش هاي ديجتال»با رقمي كردن ارتباطات با سرعت نور هر اطلاعي را از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل مي كند و از طريق فيبرنوري و ماهواره ها ديگر مسئله «زمان»و«فاصله»مطرح نيست .
تكنولوژي ارتباطات بيشترين تاثير را در رشد و توسعه فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي دارد.به كارگيري «تكنولوژي اطلاعات»همراه با رايانه ايي كردن مراحل كار و روش هاي مديريت تحولات عمده ايي در سازماندهي و ساختار اجرايي امور بوجود مي آورد.حركت به سمت «نظامهاي شبكه ايي »و تبديل تمركز به «تمركز زدايي» و به طبع «جهاني سازي» از اهم اين تغييرات است . عدم توجه به اين تحولات نه تنها امكانات يك سازمان (اعم از فرهنگي و يا اقتصادي ) را بدون كار كرد مي سازد. بلكه در عرصه رقابت هاي ملي و بين المللي هميشه آنها را به صورت تماشاگراني منفعل باقي خواهد گذاشت. اين شرايط باعث بروز شكاف عظيمي بين ملت ها، دولت هاو سازمان ها خواهد شد كه امروزه به عنوان «شكاف ديجتالي» از آن ياد مي كنند.اولين گام براي خروج از اين چرخه،آگاهي،بررسي و پي گيري اين تحولات است . كه مي توان به ترسيم خط مشي كلي و كلان در برخورد با امواج «جهاني شدن»،«انقلاب ارتباطات»و «تكنولوژي ارتباطات» پرداخت و از تكنولوژي هاي جديد ارتباطي با هدف توسعه سازمان با توجه به ارزش هاي مذهبي و ملي حداكثر بهره برداري را داشته باشيم . درحقيقت اين شرايط بيانگر تحقق زمينه گسترده «عبور از يك نظام اطلاعاتي به نظامي ديگر» خواهد بود. موضوعاتي مانند:
ü مديريت برنامه ريزي و اجرايي الكترونيكي فيل خانه ها، موزه ها و مراكزفرهنگي وهنري
ü پايگاههاي اطلاعاتي چند رسانه ايي فيلم شناسي وموضوعات فرهنگي و تاريخي
ü کتابخانه ها؛ فيلم خانه وموزه هاي ديجيتالي (مجازي)
.
رقمي كردن سيستماتيك حافظه هاي نوشتاري ،شنيداري و ديداري به باز تعريف مفهوم اطلاعات تاريخي ، فرهنگي ،هنري وچگونگي دسترسي و كاركرد آن منجر شده است . رقمي كردن به معناي ايجاد بانك هاي اطلاعاتي چندرسانه ايي و استقرار آنها دربخش هاي مختلف سازمان و بر روي شبكه اينترنت است،كه همواره توسط اطلاعات رقمي تقويت و به هنگام مي شوند.اين فرآيند در طول چند سال ادامه خواهد يافت تا ميزان قابل توجهي از منابع راپوشش دهد. هدف اين است كه در كوتاه ترين زمان خدمات اطلاعاتي گسترده ايي از هزاران شيي و موضوع فرهنگي ، تاريخي و هنري فراهم شود.در عصر واقعيت هاي مجازي مشاهده و دستيابي به اصل موضوع ،نقش و اهميت گذشته را ندارد.از اين رو در سالهاي اخير ظهور روش هاي نو در فعاليت و مديريت موزه ها ،فيلمخانه هاو مراكز فرهنگي ، تاريخي و هنري را شاهد هستيم .
معماري اطلاعات فرهنگي وهنري براي ايجادبانك هاي اطلاعاتي،نظام مديريت وگردش اطلاعات و روش هاي حضور در اينترنت امري ضروزي و اجتناب ناپذير است .اين فرآيند در هريك از شاخه هاي موضوعي بايد پي گيري شود . درهمين ارتباط موضوع فهرست نويسي،مستدسازي و طبقه بندي وسازماندهي محتوي (فيلم ها و برنامه ها، موضوعات و اسناد ) براي ايجاد يك سيستم دايمي و مطمئن شناسايي ونگهداري و مديريت فيلم ها مطرح مي شود . بايد در نظر داشته باشيم ،فرآيند ايجاد «بانك هاي اطلاعاتي »و رايانه ايي كردن » و حضور در «شبكه اينترنت » تحقق«سازمان و مديريت مجازي» و در نهايت «جامعه اطلاعاتي» پس ازفهرست برداري و مستند سازي موضوعات فرهنگي و تاريخي انجام پذير است . سازماندهي اشياء،مدارك و موضوعات موقعي انجام مي گيرد كه بتوانيم آنها را بر اسا س يك نظام معين رده بندي كنيم .رده بندي فيلم ها و موضوعات ، معمولا با استفاده از فنون نمايه سازي صورت مي پذيرد. تحليل موضوع سهم مهمي در جريان ارتباطات و اطلاعات دارد.داده هاي نمايه سازي جزء ضروري در حلقه ارتباط ميان توليد كننده اطلاعات و مصرف كننده نهايي آن به حساب مي آيد. بنابراين تبين نظام توصيف و تحليل فيلم ها،اسناد،تنظيم شناسه ها ، سرعنوان هاي موضوعي و الفبايي و طرح هاي رده بندي در يك سيستم مديريت اطلاعات فرهنگي و تاريخي و هنري از ضروريات مي باشد. ارايه يك نگرش سيستمي و تبين سازمان مفاهيم (دانش) در حوزه مطالعات فيلم شناسي سينماي ايران ، سهم و نقش عمده ايي در اين امر بازي مي كند. باتوجه به كم سابقه بودن (و يا نبودن) چنين روش هايي در حوزه مطالعات سينماي ايران ، توجه به اين امر پايه ايي از اهميت قابل توجهي برخودار است.
ازنقطه نظرمديريت ميراث فرهنگي موضوعات مستند نشده (بدون اطلاعات و شناسنامه) تفاوتي با موضوعات گمشده ندارند. اهميت و ارزش علمي يك موضوع تاريخي ، فرهنگي و هنري ،نه در خود آن موضوع بلكه در اطلاعات و مستدات مربوط به آن نهفته است . به تعبيري ديگر ميراث فرهنگي ،تاريخي و هنري بدون وجود اطلاعات ومستندات مربوط به آنها عملا فاقداعتباز واستناد هستند.طراحي روش هاي گردآوري،ذخيره سازي و بهره برداري اطلاعات و مدارك مربوط به اين موضوعات كاري گسترده و گيج كننده است كه تحقق آن تنها با ايجاد يك نظام تخصصي«فيلم شناسي سينماي ايران»با استفاده از امكانات پيشرفته نرم افزاري و سخت افزاري رايانه عملي خواهد بود.
پيشرفت هاي مداوم و گسترده درفن آوري رايانه امكانات وسيعي براي توليد ،ذخيره سازي ،باز يابي و مبادله اطلاعات مربوط مطالعات فرهنگي و هنري را فراهم كرده است . استفاده از اين تكنولوژي ها به محققان اين امكان را مي دهد كه با يكديگر همكاري نزديكتري داشته باشند . گذشته از مزيت هاي مديريتي و اطلاع رساني در دسترس بودن بانك هاي اطلاعاتي و مدارك تصويري آثار فرهنگي ، تاريخي و هنري مي تواند ميزان نياز به دستيابي خود شيي را كاهش دهد و همين امر به نوبه خود براي انتخاب بستر مناسب حفاظتي تاثير مي گذارد.
با نگاهي به روش شناسي مطالعات فيلم شناسي سينماي ايران
و معرفي نرم افزار سيمرغ، بانک اطلاعات تاريخ سينماي ايران
محسن شمس
aftaban@yahoo.com
(کارشناس سينما، کارشناس ارشد پزوهشي هنر، طراح و برنامه ريز اطلاعات فرهنگي و هنري)
کليدواژه: فهرست نويسي, مستندسازي,طبقه بندي, معماري اطلاعات, معني شناسي, اصطلاحنامه, فيلم شناسي, سينماي ايران, ميراث شنيداري و ديداري, حافظه جمعي, حافظه ديجيتالي, حافظه جهاني,
خلاصه: ....
مقدمه :
اين مطالعه(نرم افزار فهرست نويسي،مستند سازي،نمايه سازي و طبقه بندي ميراث شنيداري و ديداري معاصر ايران)با هدف بهينه سازي روش هاي مديريت اطلاعات فرهنگي و روش شناسي مطالعات سينمايي با استفاده ازدانش تکنولوژي اطلاعات تنظيم شده است. توجه به مطالعات:مردم شناسي، قوم شناسي، اجتماعي، فرهنگي و... بخشي ازاين مطالعه جامع است که در اين نوشتاربه آن توجه شده است
· طرح ديدگاه كلي :
...حافظه،شخصيت فردرامي سازدوشخصيت افرادوسنت ها،شخصيت جمعي يك گروه اجتماعي، يک قوم ويک ملت را تشكيل مي دهند.ما با حافظه مان زندگي مي كنيم وزندگي معنوي ما درحقيقت تلاش براي حفظ گذشته وپيوندآن به آينده است. باظهورهزاره جديدنظرمردم به گذشته وآينده نيزتغييركرده است.جوامع پيشرفته دنيادرهزاره جديدمي كوشند،باتوجه بيشتربه فرهنگ وتاريخ،زمينه پيشرفت خودرادرآينده هموارتر سازند.امروزه فرهنگ،عناصرومظاهر فرهنگي جزء مهم ترين ابزارها و امكانات براي پيشرفت يك كشور است.
...هويت فرهنگي يك ملت و حفظ آن و توجه به موضوع حافظه جمعي در نظام هاي اجتماعي از جايگاه ويژه ايي برخورداراست .اين حافظه گذشته و حال را به هم گره مي زندو آينده را نيز ترسيم مي كند.حافظه مستند- تاريخي يك ملت (در قالب اشياء،مكتوبات،نوارهاي صوتي،فيلم هاو...) ،بخشي از حافظه فرهنگي وحافظه فرهنگي بخشي از حافظه ملي وحافظه ملي يك كشور،بخشي از حافظه جهاني محسوب مي شود.برنامه حافظه جهاني به عنوان رهيافتي جديد براي ايجاد تسهيل در حفظ جنبه هاي متفاوت ميراث بشري از طريق بكارگيري فن آوري مناسب در سطح جهان در همين راستا،تدوين و پي گيري مي شود.
...ميراث فرهنگي وجنبه هاي مختلف آن بخش مهمي از اين حافظه را تشكيل داده و بازتاب واقعي تنوع انسان، زبان و فرهنگ هاي مختلف است . ميراث فرهنگي اعم از ميراث مادي و معنوي ,شناسنامه تاريخي و هويت يك قوم،يك ملت،و يك كشور است.اگر مي خواهيم به گذشته تذكر پيدا كنيم شناسنامه تاريخي ما ميراث فرهنگي ماست. تكيه بر گذشته و احساس هويت تاريخي مقدمه تلاش براي ساختن بهتر امروز و فرداست.
فيلم خانه ها،مراكزنگهداري وبايگاني اسناد،كتابخانه ها،نوارخانه ها، ها،موزه هاو هريك به تنهايي بخش هاي ارزشمندي ازميراث مستند، حافظه و خاطرات فردي و جمعي يك جامعه را در خود حفظ كرده اند.يك صدسال پيش اين مراکز صرفا مكان هايي براي ارضاي كنجكاوي افراد بودند.امروز،مراکز نگهداري اسناد فرهنگي و هنري به عنوان جزيي از يك جامعه و شاخص يك ملت در جهان محسوب مي شوند. جامعه ايي را تصور كنيد كه از گذشته خود شواهدي در اختيار نداشته باشد.ملتي را در نظر بگيريد كه تصوير شيي براي توضيح تاريخ خود نداشته باشد تا بتواند براي نسل هاي آينده باورها،روياها يا دستاوردها هايش را بيان كند.سرزميني را در نظرآوريد كه در آن موسيقي نواخته نشده باشد،آوازي خوانده نشده باشد،فيلمي ساخته نشده باشد و تابلو و اثر هنري خلق نشده باشد و هنر،تاريخ و علوم آن را كسي بخاطر نياورد.سرزميني را تصور كنيد كه عرضه فرهنگ هاي ديگري درآن مجاز نباشد،در چنين سرزميني مديريت و برنامه ريزي فرهنگي وجود ندارد.
جهاني شدن شامل تراکم دنيا به عنوان يک کل و از طرف ديگر در پايه گذاري فرهنگ جهاني از طريق جامعه اطلاعاتي است. جهاني شدن با مشارکت تمامي فرهنگ ها، تمدن ها، و ومذاهب به وقوع خواهد پيوست و نوعي توازن و يکپارچگي انتظارات و رفتارها را در پي خواهد داشت
هم اكنون،كتابخانه ها، فيلم خانه ها،آرشيوهاو...با دگرگوني هاي مهمي روبرو هستند. تكنولوژي اطلاعات اين مراكز را به عرصه هاي جديدي از همكاري هاي ملي و منطقه ايي و بين المللي و حضور در شبكه ها مي كشاند.رقمي شدن موضوعات فرهنگي و هنري و تاريخي يكپارچگي مفاهيم در حوزه مديريت ميراث فرهنگي را تسريع كرده و با از ميان برداشتن مرزهاي جغرافيايي،هر موزه، فيلمخانه و مركزنگهداري اسناد فرهنگي و هنري به بخشي از ميراث فرهنگي جهاني و حافظه جهاني تبديل خواهد شد .با متمركز ساختن فعاليت هاي خود بر ايجاد چنين روندهايي بر تقويت ساز و كارهاي كثرت گرايي فرهنگي،گسترش جريان آزاد اطلاعات،محتواي جديدي به گفت و گوي ميان تمدني بدهيم و بر روند كنوني همگرايي بين فرهنگ ها تاكيد كنيم.
سينماي ايران تاريخي يکصد ساله دارد. از عمر سينماي مستندبيش از يکصد سال و سينماي داستاني بيش از 75 سال و از حضور تلويزيون بيش از چهار دهه مي گذرد به تعبير ديگر بيش از يکصد سال که ايرانيان فرصت ثبت و ضبط فرهنگ ملي خود را بر روي نوارهاي سلولوئيدي، نوارهاي مغناطيسي صوتي و تصويري پيدا کرده اند، اين فرصت نه فقط ميراث ملي اين سرزمين بلکه بخشي از ميراث منطقه ايي و جهاني امروز بشريت است.
در طول اين سال ها، با همه فراز و نشيب ها، هنر- صنعت تصوير به يکي از جدي ترين مقوله هاي فرهنگي(در قياس با ساير هنرها) تبديل شد. وبه ويژه در سال هاي اخير"سينماي ايران" توانست چهره اي تازه ايي ازاين سرزمين براي جهانيان تصوير کند
سينما در ايران مثل خيلي از جاهاي ديگر با فيلم مستند آغاز شد.وباز موضوعات اين فيلم انسان، جامعه و زندگي بود. از فيلم هاي مستندابراهيم خان عکاسباشي (1900-1899)1279 تا بيست و پنج سال بعد، فيلم جاوداني "علف" در سال(1924)1304که توسط دوفيلمساز غير ايراني تهيه شد و موضوع آن کوچ طايفه بابا احمدي از ايل بختياري از يک سوي زردکوه از منطقه سردسير به سمت ديگر اين کوه منطقه گرمسير و عبور نزديک به پنجاه هزار نفر زن و مرد کودک به همرا نيم ميليون راس بز و گوسفند و اسب براي رسيدن به علف زارهاي سبز و خرم، حرکتي از ميان رودخانه خروشان کارون صخره هاي صعب العبور و دره هاي خطرناک و قله هاي پربرف.. فيلمي در رديف آثار فلاهرتي از اولين آثار مستند تاريخ سينما و تا امروزاز مجموع رکوردهاي ثبت شده بيش از 4000 عنوان فيلم مستند ثبت شده است و از اين ميزان حدود 600 عنوان فيلم مردم شناسي نمايه شده که حدود 150 عنوان فيلم مشخصا درموضوع قوم شناسي اقوام و ايلات ايراني است فاصله سال هاي 1304 تا 1342 يعني سالي که فيلم مستند واقعيت گراي شقايق هاي سوزان توسط هوشنگ شفتي در اداره کل امور سينمايي کشور در موضوع کوچ عشاير ايل بختياري از اقوام لر از ييلاق به قشلاق ساخته مي شود، فيلمي درباره عشاير ثبت نشده است در اين دوره 40 ساله جز چند مورد فيلم مردم شناسي درباره زندگي ايرانيان، زندگي مردم در سواحل چابکسر احيانا تصاويري در مجموعه اخبار ايران دراين سل ها تصاوير ديگري ثبت نشده است.اما اين وضعيت طي دهه 40 و 50 با ورود نيروهاي جديد و سازمان هاي فرهنگي و هنري و توجه به برنامه هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي شکل ديگري به خود مي گيرد.از فيلم هاي اين دوره با گرايش مردم شناسي مي توان بعد از شقايق سوزان به فيلم مشک(دانشگاه تهران)1344 فيلم بلوط و فيلم دهدشت/1346 / نادر افشار نادري مجموعه فيلم هاي رقص هاي محلي از اقوام مختلف ساختع شده طي سال هاي 1349تا 1350 در اداره کل امور سينمايي اين روند طي دهه 50 تا سال 1357 که تحولات سياسي اجتماعي جامعه ايراني را دگرگون مي کند رشد نسبتا فزاينده دارد در سال هاي اوليه انقلاب رشداين روند محدود است و برخي کارها ي توليد ده توسط سازمان صدا و سيما ثبت شده است . با شکل گير سازمان هاي جديد در بخش سينماي مستند و نيمه حرفه ايي در اواسط دهه 60 اين روند سيري رو به رشد مي يابد که در طول دهه 70 نيز حفظ مي شود در اواخر دهه 70 با توجه به ورود دوربين هاي ديجيتال به بازار و برنامه ريزي انجام شده و همچنين توجه جشنواره هاي داخلي رفته رفته اين روند با افزايش قابل توجهي روبرو شده است
...بيش از 2500 عنوان فيلم بلند سينمايي، بيش از 10000عنوان فيلم کوتاه،مستند، داستاني و انيميشن و هزاران ساعت برنامه و مجموعه تلويزيوني تاسيس بيش از يک هزار مرکز خدمات فني سينمايي و بيش از500 سالن نمايش و تربيت ده ها هزار هنرمند و متخصص و ده ها عنوان مجله و صدها عنوان کتاب سينمايي و هزاران برگ سند در طول يک قرن حاصل تلاش هاي سياه و سفيد و رنگي اين دوران است.
تاکنون بيش از13000 عنوان ازاين آثار و همچنين 25000نفر از هنرمندان و متخصصان و30000اصطلاح و کليد واژه در بانک اطلاعات تاريخ سينماي ايران فهرست نويسي،مستندسازي و طبقه بندي شده است. و البته همچنان کار ادامه دارد پپيش بيني مي شود اين اطلاعات تا مرحله تکميلي ظرف 3سال آينده به بيش از 3 برابر اين مقدار برسد. اکنون دسترسي به بخش هايي از آن در محيط اينترنت فراهم مي شود
تلاش مي شود تا در کنار اين روند مناسبات افراد باهم، ارتباطات افراد با فيلم ها و سازمان ها و همچنين ظرفيت هاي معنايي و مفهومي فيلم ها وارتباط انها با رويدادهاي تاريخي و اجتماعي و سياسي نيز مطالعه و فهرست نويسي شوند
اين فيلم ها مي توانند کوتاه يا بلند مستند گزارشي يا داستاني ويا انيميشن و يايک برنامه و سريال تلويزيوني باشند
به هرصورت انچه که مهم است، اين است که اين تصاوير، تصويرزندگي هستند و انسان بازيگر و محور اصلي اين زندگي است. از اين رو شناسايي و طبقه بندي انچه ثبت شده است بهترين ابزار مطالعات مردم شناسي و انسان شناسي معاصر ايران است.
روش شناسي مطالعات مردم شناسي و فرهنگي و همچنين روش شناسي سينماي مردم شناسي و تطبيق اين دو با هم از موضوعاتي است که اين مطالعه در پي يافتن پاسخي در خور براي آن است
تهيه اصطلاحنامه هاي جامع وتخصصي براي طبقه بندي و ذخيره سازي سريع ترو دسترسي بهتر از روش هايي است که کتابداران و خلف امروزين آنها يعني تکنولوژيست هاي اطلاعاتي براي مديريت اطلاعات توصيه مي کنند
در حال حاضر تهيه اصطلاحنامه تخصصي سينماي ايران با رويکردي تحليلي و معني شناسانه از منظر هستي شناسي از ديگر اهداف طرح معرفي شده است که گام هايي دز اين زمينه برداشته شده
سئوال اين است که دامنه معاني و مفاهيم در سينماي ايران چيست ؟ از سوي ديگر ،اين دامنه، يعني آنچه تاکنون ثبت و ضبط شده است، با دامنه مفاهيم و معاني در حوزه فرهنگي، تاريخي، اجتماعي و تمدني ايران به طور عمده و به طوراخص ويژگي معنوي سينماي ايران و نظام معناشناسي و سبک شناسي و زيبايي شناسي سينماي ايران چه انطباق و ارتباطي دارد
تصوير سينماي ايران به عنوان آينه تمام نماي جامعه ايراني چگونه است؟ سينما،محصول قرن بيستم است، بشر در قرن بيستم توانست معني و معاني خود را رنگ خود را صداي خود را زبان خود را با سينما تصوير کند وثبت کند امکاني که تاپيش از آن براي او ميسر نبود. تا پيش از اين فقط بدنه سفال ها و کاشي ها و سنگ نبشته ها.... اين امکان را براي او فراهم مي کردند که ما نتيجه آن را در موزه ها مي بينيم
اما دوربين ها سريع تر عميق تر گسترده تر و پرشتاب تر از هميشه تاريخ به لحظه لحظه زندگي و به جاي جاي جغرافياي حضور انسان نفوذ کردند و ثبت کردند تاريخ را و سياست را جنگ را و صلح را دراين سال ها تصوير ما چگونه بوده است؟ زندگي ما چگونه بوده؟ است جايگاه عناصر فرهنگي عناصر مردم شناسي؟ تصوير اقوام؟ لباس؟ خوراک؟ آداب ؟آيين؟ و مناسک ما چگونه بوده است؟انسان معاصر ايراني چگونه زندگي مي کرده،شهر ايراني در اين سا ل ها چه روند و چه رشدي داشته است سينماگران ايراني و غير ايراني چه بخش هايي از آن را پويش کرده اند دوربين ها،کجاها رفته اند؟ و کجا ها نرفته اند؟ و کجاها بايد بروند؟ اين ها بخش هايي از سئوال هايي ست که نرم افزار سيمرغ دنبال روش شناسي براي پاسخ هاي آنهاست البته بخش هايي آماده شده و بخش هايي در حال آماده شدن است.سر عنوان هاي اصلي براي تقسيم بندي موضوعي که تاکنون شناسايي و فهر ست شده اند عبارتند از:
- آموزشي92
- اجتماعي1453
- اخلاقي1
- ارتباطات39
- افسانه ايي1
- اقتصادي17
- انقلاب اسلامي31
- ايران شناسي192
- باستان شناسي4
- پزشکي17
- پليسي43
- تاريخي370
- جنايي9
- دفاع مقدس177
- ديني46
- روان شناسي4
- سياسي181
- صنعت210
- عرفاني5
- علمي39
- فرهنگي120
- فلسفي12
- کشاورزي58
- کودک و نوجوان115
- محيط زيست176
- مردم شناسي802
- معماري8
- مشاهير216
- ميراث فرهنگي391
- نظامي92
- هنرهاي سنتي106
- ورزش186
...اين ها موضوعات اصلي هستند هر يک از اين ها به نوبه خود به سر عنوان هاي فرعي ديگري تقسيم مي شوند مثلا شاخه مردم شناسي را بررسي مي کنيم. گفتني است اعداد مقابل سر عنوان ها نشانگر فراواني آن هاست . در طول مطالعه برخي از سرعنوان ها که از فراواني کمتري برخوردار هستند در سرعنوان هاي اصلي ديگري ترکيب شده اند. براي تقسيم بندي مضمون و گونه شناسي نيز سرعنوان هاي مستقل ديگري در نظر گرفته شده است.
- آب3
- آداب رسوم150
- آموزش1
- ادبيات شفاهي17
- اديان6
- اسب4
- اسطوره شناسي8
- اقوام169
- باورها4
- بازي و سرگرمي9
- بهداشت1
- پوشاک19
- بيماري و درمان1
- خوردني ها17
- دفاع مقدس
- دادوستد3
- راه و جاده1
- سفرنامه1
- قنات12
- قوم شناسي2
- کوچ16
- گاه شماري1
- گياهان دارويي1
- مسکن6
- مشاغل36
- معيشت131
- موسيقي34
- ورزش16
- هنرهاي سنتي66
درادامه مي توانيم زيرشاخه هاي فرعي هريک ازشاخه هاي يادشده رانيز بررسي کنيم براي نمونه شاخه اقوام را پي مي گيريم:
- ايل بختياري12
- ايل بهلولي1
- ايل دشت مغان1
- ايل قشقايي
- 6ايل کرمانج1
- بازماندگان کادوسيشمال کشور1
- بلوچ6
- تالش13
- ترکمن20
- طائفه کشکولي(فيرزوزآباد)1
- عرب1
- عرب(عشائر خوزستان)2
- عشائر بوشهر2
- عشائر خليج فارس1
- عشائر شرق1
- فارس2
- قزاق1
- گدارها1
- کرد18
- گرجي1
- لر48
البته هنوز کار طبقه بندي بسياري از رکوردهاتمام نشده است تاکنون اطلاعات 13500 عنوان فيلم از کاتولوگ ها، مجلات، روزنامه ها و گزارش هاي روزانه جمع آوري شده است . بسياري از عناوين اطلاعات کمتري درباره شرح،محتواو موضوع فيلم با خود دارند و تکميل اين بخش ها زمان بيشتري مي خواهد. پس از ثبت انچه در طول يکصدساله اخير روي داده پيش بيني مي شود سالي 1500 تا 200 عنوان جديد به مجموعه اضافه شود. شرحي از فيلم، عوامل فني و هنري، نظرات و نقدهاي فيلم، کتابشناسي، کلمات کليدي درباره موضوع، مضمون،گونه، وضعيت نمايش، وضعيت توليد ،جشنواره ها و ... از هر فيلم نيز به هر رکورد اضافه مي شود
اين روند ادامه دارد تاکنون ده ها هزار کلمه به همين ترتيب نمايه شده در بانک اطلاعات ثبت و طبقه بندي شده است اين روند مي تواند همچنان ادامه پيدا کند حتي پيش بيني شده است به صوررت ان لاين از طريق اينترنت نيز از علاقه مندان، دانشجويان و محققين سينمايي نيز در تکميل اين دايره المعارف کمک گرفته شود.اما بايد به کيفيت و دقت آن از همين حالا فکر کرد هدف تحقق نوعي مشارکت عمومي و استفاده از ظرفيت هاي موجود در جامعه براي يک کار علمي – ملي بزرگ است بر اساس.همين روش براي شکل گيري يک بانک اطاعات مردم شناسي نيز فکر شده است. شايد از طريق همين بانک اطلاعات فيلم ها نيز براي تحقق آن اقدام شود. از همين اينک فکر شده براي هر عنوان فيلم محلي براي اضهار نظر منتقدان و بينندگان فيلم در نظر گرفته شود . چه فيلم هاي قديمي و چه فيلم هاي جديد . حتي فيلم کوتاه ويديويي که در جشنواره محلي ديده شده اند اين فيلم ها اطلاعات بسيار ارزشمند اجتماعي مردم شناسي و انسان شناسي با خود دارند . که عليرغم اهميت شان فرصتي لراي ديده شدن و طرح شدن پيدا نمي کنند. و در هيچ مجله ايي درباره آنها نمي نويسند ودرفهرست هيچ فيلم خانه ايي قرار نمي گيرند. و حالا ميتوان به ديده شدن آنها اميدوار بود.
انقلاب ارتباطات با توسعه تكنولوژي هاي ارتباطي و نرم افزارهاي الكترونيكي در زمينه هاي مختلف كامپيوتر،مخابرات،صوت و تصوير لحظه به لحظه حيات اجتماعي بشر را دچار دگرگوني ساخته است.تكنولوژي هاي جديد ارتباطي با ارايه گستره وسيعي از اطلاعات و ارتباطات به مردم ،ماهيت محيط زيست بشر را دگرگون مي سازند. تمام «نظام» هاي «نهاد» هاي جوامع بشزي مثل : فرهنگ، دانشگاه، كار، سياست، آموزش و... ازهم اكنون تحت تاثير تحولات ناشي از شبكه هاي رايانه ايي قرار گرفته اند. بنيان هاي مستحكم سنتي در همه ابعادتكنولوژي اطلاعات به تدريج فرو ريخته و سيستم هاي مدرن ظهور مي نمايد. «روش هاي ديجتال»با رقمي كردن ارتباطات با سرعت نور هر اطلاعي را از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل مي كند و از طريق فيبرنوري و ماهواره ها ديگر مسئله «زمان»و«فاصله»مطرح نيست .
تكنولوژي ارتباطات بيشترين تاثير را در رشد و توسعه فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي دارد.به كارگيري «تكنولوژي اطلاعات»همراه با رايانه ايي كردن مراحل كار و روش هاي مديريت تحولات عمده ايي در سازماندهي و ساختار اجرايي امور بوجود مي آورد.حركت به سمت «نظامهاي شبكه ايي »و تبديل تمركز به «تمركز زدايي» و به طبع «جهاني سازي» از اهم اين تغييرات است . عدم توجه به اين تحولات نه تنها امكانات يك سازمان (اعم از فرهنگي و يا اقتصادي ) را بدون كار كرد مي سازد. بلكه در عرصه رقابت هاي ملي و بين المللي هميشه آنها را به صورت تماشاگراني منفعل باقي خواهد گذاشت. اين شرايط باعث بروز شكاف عظيمي بين ملت ها، دولت هاو سازمان ها خواهد شد كه امروزه به عنوان «شكاف ديجتالي» از آن ياد مي كنند.اولين گام براي خروج از اين چرخه،آگاهي،بررسي و پي گيري اين تحولات است . كه مي توان به ترسيم خط مشي كلي و كلان در برخورد با امواج «جهاني شدن»،«انقلاب ارتباطات»و «تكنولوژي ارتباطات» پرداخت و از تكنولوژي هاي جديد ارتباطي با هدف توسعه سازمان با توجه به ارزش هاي مذهبي و ملي حداكثر بهره برداري را داشته باشيم . درحقيقت اين شرايط بيانگر تحقق زمينه گسترده «عبور از يك نظام اطلاعاتي به نظامي ديگر» خواهد بود. موضوعاتي مانند:
ü مديريت برنامه ريزي و اجرايي الكترونيكي فيل خانه ها، موزه ها و مراكزفرهنگي وهنري
ü پايگاههاي اطلاعاتي چند رسانه ايي فيلم شناسي وموضوعات فرهنگي و تاريخي
ü کتابخانه ها؛ فيلم خانه وموزه هاي ديجيتالي (مجازي)
.
رقمي كردن سيستماتيك حافظه هاي نوشتاري ،شنيداري و ديداري به باز تعريف مفهوم اطلاعات تاريخي ، فرهنگي ،هنري وچگونگي دسترسي و كاركرد آن منجر شده است . رقمي كردن به معناي ايجاد بانك هاي اطلاعاتي چندرسانه ايي و استقرار آنها دربخش هاي مختلف سازمان و بر روي شبكه اينترنت است،كه همواره توسط اطلاعات رقمي تقويت و به هنگام مي شوند.اين فرآيند در طول چند سال ادامه خواهد يافت تا ميزان قابل توجهي از منابع راپوشش دهد. هدف اين است كه در كوتاه ترين زمان خدمات اطلاعاتي گسترده ايي از هزاران شيي و موضوع فرهنگي ، تاريخي و هنري فراهم شود.در عصر واقعيت هاي مجازي مشاهده و دستيابي به اصل موضوع ،نقش و اهميت گذشته را ندارد.از اين رو در سالهاي اخير ظهور روش هاي نو در فعاليت و مديريت موزه ها ،فيلمخانه هاو مراكز فرهنگي ، تاريخي و هنري را شاهد هستيم .
معماري اطلاعات فرهنگي وهنري براي ايجادبانك هاي اطلاعاتي،نظام مديريت وگردش اطلاعات و روش هاي حضور در اينترنت امري ضروزي و اجتناب ناپذير است .اين فرآيند در هريك از شاخه هاي موضوعي بايد پي گيري شود . درهمين ارتباط موضوع فهرست نويسي،مستدسازي و طبقه بندي وسازماندهي محتوي (فيلم ها و برنامه ها، موضوعات و اسناد ) براي ايجاد يك سيستم دايمي و مطمئن شناسايي ونگهداري و مديريت فيلم ها مطرح مي شود . بايد در نظر داشته باشيم ،فرآيند ايجاد «بانك هاي اطلاعاتي »و رايانه ايي كردن » و حضور در «شبكه اينترنت » تحقق«سازمان و مديريت مجازي» و در نهايت «جامعه اطلاعاتي» پس ازفهرست برداري و مستند سازي موضوعات فرهنگي و تاريخي انجام پذير است . سازماندهي اشياء،مدارك و موضوعات موقعي انجام مي گيرد كه بتوانيم آنها را بر اسا س يك نظام معين رده بندي كنيم .رده بندي فيلم ها و موضوعات ، معمولا با استفاده از فنون نمايه سازي صورت مي پذيرد. تحليل موضوع سهم مهمي در جريان ارتباطات و اطلاعات دارد.داده هاي نمايه سازي جزء ضروري در حلقه ارتباط ميان توليد كننده اطلاعات و مصرف كننده نهايي آن به حساب مي آيد. بنابراين تبين نظام توصيف و تحليل فيلم ها،اسناد،تنظيم شناسه ها ، سرعنوان هاي موضوعي و الفبايي و طرح هاي رده بندي در يك سيستم مديريت اطلاعات فرهنگي و تاريخي و هنري از ضروريات مي باشد. ارايه يك نگرش سيستمي و تبين سازمان مفاهيم (دانش) در حوزه مطالعات فيلم شناسي سينماي ايران ، سهم و نقش عمده ايي در اين امر بازي مي كند. باتوجه به كم سابقه بودن (و يا نبودن) چنين روش هايي در حوزه مطالعات سينماي ايران ، توجه به اين امر پايه ايي از اهميت قابل توجهي برخودار است.
ازنقطه نظرمديريت ميراث فرهنگي موضوعات مستند نشده (بدون اطلاعات و شناسنامه) تفاوتي با موضوعات گمشده ندارند. اهميت و ارزش علمي يك موضوع تاريخي ، فرهنگي و هنري ،نه در خود آن موضوع بلكه در اطلاعات و مستدات مربوط به آن نهفته است . به تعبيري ديگر ميراث فرهنگي ،تاريخي و هنري بدون وجود اطلاعات ومستندات مربوط به آنها عملا فاقداعتباز واستناد هستند.طراحي روش هاي گردآوري،ذخيره سازي و بهره برداري اطلاعات و مدارك مربوط به اين موضوعات كاري گسترده و گيج كننده است كه تحقق آن تنها با ايجاد يك نظام تخصصي«فيلم شناسي سينماي ايران»با استفاده از امكانات پيشرفته نرم افزاري و سخت افزاري رايانه عملي خواهد بود.
پيشرفت هاي مداوم و گسترده درفن آوري رايانه امكانات وسيعي براي توليد ،ذخيره سازي ،باز يابي و مبادله اطلاعات مربوط مطالعات فرهنگي و هنري را فراهم كرده است . استفاده از اين تكنولوژي ها به محققان اين امكان را مي دهد كه با يكديگر همكاري نزديكتري داشته باشند . گذشته از مزيت هاي مديريتي و اطلاع رساني در دسترس بودن بانك هاي اطلاعاتي و مدارك تصويري آثار فرهنگي ، تاريخي و هنري مي تواند ميزان نياز به دستيابي خود شيي را كاهش دهد و همين امر به نوبه خود براي انتخاب بستر مناسب حفاظتي تاثير مي گذارد.
سينماي ايران و فناوري اطلاعات و ارتباطات
بنام خدا
" سینمای ایران و فناوری اطلاعات و ارتباطات"
" کارکردهای متقابل "
گزارش پژوهش کاربردی در حوزه سینما و معرفی پایگاه مطالعاتی – اطلاع رسانی
www.irancinema.org
محسن شمس ( کارشناس ارشد پژوهشی هنر ، کارشناس سینما ، طراح و برنامه ریز روش های مدیریت اطلاعات فرهنگی )
محسن شمس کارشناس سینما وفارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنری می باشد . وی در حـوزه مدیریت فرهنگی و هنری تاکنون مسئولیت هایی داشتـــه است که تصدی " دفتر توسعه فنــاوری سینمایی و سمعی وبصری " ( اداره کل تولید وپشتیبانی امور سینمایی سابق ) از آخرین آنها است. همچنین در زمینه تاثیر" تحولات تکنولوژیک در حوزه هنر و رسانه های تصویری" مطالعات و تحقیقاتی را انجام داده است ، و هم اکنون نیز دردانشکده سینما و تئاتر مشغول تدریس است . در سال های اخیر بیشتر توجه او بر ضرورت تبیین نگرش سیستمی در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری معطوف بوده است . طراحی و تنظیم مجموعه نرم افزارهای " نظام فهرست برداری ، نمایه ســـازی ، مستند سازی و طبقه بندی ، اطلاعات فرهنگــی و هنری و تاریخی به منظور بکارگیــری" دانش انفورماتیک " و " تکنولوژی اطلاعات " در حــوزه مطالعات و فعالیت های فرهنگی ، هنری و تاریخی کشور : شامــل امــوال منقول و بناهــای فرهنگی و تاریخی ، مردم شناسی ، باستان شناسی ، هنرهای سنتی ، زبان و گویش از آن جمله هستند . مطالعات در باره رایانه ای کردن فرآیند برنامه ریزی ، برآورد بودجه و مدیریت تولیــد فیلم ، مدیریت تجهیزات فنی ، خدمات فنی سینمایی و تلویزیونی پژوهش برای مدل ســازی " تاریخ سینمای ایــران " ( در فضای مجــازی ) ، تبیین هرم نیروی انسانی سینــما ، تبیین نظــام مدیریت اطلاعــات کاربــردی سینما و اصطلاح نامه تخصصی – موضوعی سینمای ایران با هدف تحقق " حافظه دیجیتالی " ، نظام "معماری اطلاعات " و تنظیم روش های داده کاوی - تخصصی و همچنین طراحی و راه اندازی درگاه اطلاعاتی – مطالعاتی " ایران سینما " به نشانی www.irancinema.orgدر حوزه مدیریت و مطالعات سینمای ایران هم اینک زیر نظر وی در حال انجام است .
واژگان کلیدی :
معماری اطلاعات ، داده کاوی ، مدیریت دانش ، فهرست نویسی ، مستند سازی ، آثار فرهنگی وهنری ، هرم نیروی انسانی ، فیلم نگاری سینمای ایران ، اصطلاح شناسی
نوشتار حاضر : ضمن طــرح کاستـی ها و چالش هـای فــراروی " سینمای ایــران " و " فن آوری اطلاعات و ارتباطات " به دنبال بیان روش های تعامل این دو حوزه دانش از طریق ارائه نظـام "معماری اطلاعات" ، روش هـای ایجــاد " بانک هــای اطلاعاتــی" ، " داده کاوی " و " مدیریت دانش " و همچنین " گردش اطلاعات " در حوزه مطالعات و مدیریت سینمای ایران می باشد .
چه تصوری از سینمای ایران داریم ؟ چه مدلی برای سینمای ایران متصور هستیم ؟ آیا سینمای ایران را یک سازمان می بینیم ؟ آیا این سازمان را یک سیستم می بینیم ؟ اجزای این سیستم چیست ؟ ورودی ها و خروجی های این سیستم ، رویدادها ، فعالیت ها و فرآیند پردازش آنها در این سیستم چگونه است ؟ تحلیل انتروپی ( ضریب میرایی و پایداری ) ما از این سیستم چه وضعیتی دارد ؟ مثبت است ؟ منفی است ؟ صفر است ؟ چرا این سئوالات را طرح می کنیم ؟ پاسخ آن را درادامه بحث خواهید یافت .
اینترنت چیست ؟ " تکنولوژی اطلاعات " ، یا معادل فارسی آن " فناوری اطلاعات " و یا فنـــاوری ارتباطات و اطلاعات چیست ؟ این مفاهیم نتیجه چه رفتاری هستند ؟ این فرآیند ها نتیجه یک" رفتار سیستمی " هستند . نتیجه یک رفتار سازمانی در مناسبات بشر امروز است . البته فرقی نمی کند ، این رفتار در حوزه پزشکی باشد ، یا حوزه نظامی ، یا حوزه اقتصادی ، و یا حوزه فرهنگی و یا هنــری . به هر ترتیب " فناوری اطلاعات " نتیجـــه و ضرورت وجــود یک " مدل سازمانی " و" مدیریت سیستمی" است . "فناوری اطلاعات" طبقه صدم یک ساختمان است که شما نمی توانید قبل از اینکه از نود و نه طبقه پایین تر آن تصوری داشته باشید از طبقه صدم آن صحبت کنید ." فناوری اطلاعات " ، " پلوپز" و" یخچال" نیست که صرف اینکه آن را وارد کردیم ، خریدیــم ، دو شاخـــه آن را به شبکه برق رسانــی وصل کردیم بگوییم از حالا دیگــه" آب یخ " و" ته دیگ"می خوریم. " فناوری اطلاعات " نتیجه و محصـول یک" نظام شبکه ایی" ، " جامعه اطلاعاتی " مدل شبیه سازی شده تجربه های علمی – کاربردی جامعه بشری است . یعنی شبیه سازی شده مجموعه رفتارهای اصلاح شده و بهینه شده در حوزه مناسبات انسانی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، تاریخی و جغرافیایی است . یعنی این رفتارها طی سال ها روی آن کار شده است . جنبه های مختلف و حالت های مختلف آن در ارتباط های گسترده "انسان – انسان " و سپس بتدریج و به آرامی در ارتباط "انسان – ماشین – انسان" تجربه شده است .
" فناوری اطلاعات و ارتباطات " ، آینه و بازتاب همین رفتارها در دوران " فرا صنعتی " ، و یا " پست مدرن " است . مــدل و شرایــط " مدرنیستی " آن شکل گیری و ساخت همان مدل های سیستمی و سازمانی است که در" دوره صنعتی " اتفاق افتاده است . ما باید واکنش خودمان را نسبت بــه این تحولات علمی ، فرهنگی و اجتماعی ارزیابی و بازسازی کنیم یا به تعبیری دیگر" مهندسی مجدد" ، یعنی یک بار باید روش های جاری عملیاتی خود را در بسیاری از عرصه های کاربردی مورد بررسی و تجدید نظر قرار دهیم و براساس روش های روز آن را مجدداً بسازیم . البته این فرآیندی است که خواسته ویا ناخواسته ، آگاهانه و یا ناآگاهانه با آن مواجه هستیم و در آن شرایط و فضـا ی آن قرار گرفته ایـم ، منتها اگـر با آگاهی و برنامه ریزی پی گیری شود ، منطقی تر و جامع تر عمل خواهیم کرد . فناوری اطلاعات یک بسته نرم افـــزاری و یا سخت افزاری نیست . فناوری اطلاعات یک " جریان " است . یک روند تلفیقی و هدایت کننده ای است که زمینه های کاربردی شدن ، به هنگام شدن و گسترش یافتن اطلاعات و داده ها را فراهم می سازند . یک " فرهنگ" است . یک نظام چند لایه، چند وجهی و چند سویه است . توجه به لایه های متعدد و بسترهای مختلف این پدیده برای شناخت و درک آن اجتناب ناپذیر است .
حالا که صحبت به اینجا رسید ، اشاره به یک نکته را ضروری می دانم . ما تا صحبت از اینترنت می کنیم . واژه "ISP" یا واژه " کافی نت " ، " مودم " ، "5IE" و جدیداً هم ADSL ، و ... به ذهن ما راه می یابد . تقریباً بقیه واژه ها و مفاهیمی که ما از این حوزه با آن آشنا هستیم نیز از همین جنس است . یعنی از جنس ابزارها ، امکانات و روش ها برای دسترسی به " اطلاعات " و "منابع اطلاعاتی" عموم این مفاهیم در همان واژه اول ، یعنی Internet service providing قـرار می گیرند . در واقــع این ها ضرورت ها و زیـر ساخت های فنـی و تکنولوژیک برای توسعه" تکنولوژی اطلاعات" هستند . ولی هیچ گاه فکر کرده ایم " اطلاعات " چیست ؟ " منابع اطلاعاتی " کدامند ؟ روش هــای تولید آن ها چگونــه است ؟ چگونه تولید ، توزیـع و بهره برداری می شود ؟ تفـــــاوت "داده" و " اطلاعات " چیست ؟ و تفاوت این دو با " دانش " و " دانایی " چیست ؟ نحوه رسیدن از " داده " به " اطلاعات " و در نهایت تولید " دانش " و مدیریت آن چگونه است ؟ برداشت ناصحیح و ناکافی از این مفاهیم ، سبب شده است که سازمان های مختلف فرهنگی و ... علی رغم صرف هزینه های زیــاد در این زمینه ها به اهدافی که درنظر داشته اند ، دست نیابند ، چرا ؟ چــون آنها نمی دانستند ، دقیقاً چه می خواهنــد ؟ و یا شاید هنوز ما ( منظور جامعه مخاطب ، مدیران، دست اندرکاران و ... ) نمی دانیم ، چه می خواهیم .
یعنی در باره " محتوا " یی (CONTENT) که باید درون شبکه جاری شود ، تعریف جامعـی ارائه نکرده اند " محتوا " چیست ؟ ایــن " محتوا " در حــوزه " کشاورزی " ؟ در حوزه " سیاســی " ؟ در حـــوزه " تجارت " ؟ در حـــــوزه " تاریخ و جغرافیا " در حوزه " فرهنگ و هنر " چگونه تعریف می شود ؟ چگونه شبیه سازی می شود ؟ در حوزه " سینما " این موضوع را چگونه باید ببینیم ؟ این همان نود و نه طبقه ایی است که به آن اشاره کردم . مشکل عمده و بحران اساسی ما در برخورد با " تکنولوژی اطلاعات " همین جاست . یعنی عدم تفکیک بین این دو حوزه و عدم توجه کافی به حوزه " تولید محتوا " نه فقط در حوزه " سینما " بلکه در حوزه عمومی " فرهنگ و هنر " و سایر حوزه های اجتماعی و اقتصادی هم کم و بیش همین وضعیت را داریم .
البته شما یک حرکت ها و رفتارهایی را در شبکه اینترنت به نام " سینمای ایران " و یا مرتبــط با " سینمای ایـــران " می بینید ولــی آیا واقعاً این بازتاب یا تصویر " سینمای ایران " است ؟ نه این رفتارها بسیار جزیی و خرد هستند ، که منجر به ایجاد یک سیستم و نظام گردش اطلاعات نمی شود . یعنی پشتوانه و بنیاد سیستمی و نگاه سازمانی و ساختاری ندارد ، نتیجه یک فرآیند منطقی گردش اطلاعات نیست . ضمن اینکه اطلاعات ارائه شده به صورت " خبر" ، و متن "TEXT" عمدتاً ، کهنه و سوخته است . یعنی شما همین اطلاعات را خیلی ارزان تر و راحت تر در همین هفته نامه ها و مجلات و کتاب ها می توانید پیدا کنید . این می تواند ، یک سرگرمی ، دست گرمی و تمرین ابتدایی برای آشنایی با قابلیت های اینترنت باشـد .
مشکل اساسی و خلاء اصلی درنبودن یک نظــام جامع فهرست برداری ، مستند سازی و طبقه بندی اطلاعات فرهنگی و هنری در حوزه های مختلف " فرهنگ وهنر " است . در حــوزه سینما هنوز یک نظام فیلم نگاری جامع ، مانع و علمی نداریم ، که بر سر مفاهیم و مشخصه های کاربردی به توافق رسیده باشیم . عرصه های جدی تر و کاربردی تر مثل "هرم نیــروی انسانــی" ، " هستی شناسی واژه ها و مفاهیــم " ، " سبک شناسی " ، " تحولات و رویدادهای ملی و بین المللی سینمای ایران " روش تجزیه و تحلیل فیلم نامه و فیلم های ساخته شــده جای خود بماند ، فقط به عنوان بندی فیلم های ایرانی توجه کنید . به کتاب های سینمایی که در آن فیلم های سینمایی فهرست شده هم نگاه کنید . همین تاریخ بیست ساله اخیر را بررسی کنید . اسناد و مدارک رسمی را هم نگاه کنید . تفاوت ها ، اشکالات و اغلاط را خیلی سریع متوجه می شوید . متصدی تنظیم شناسنامه فرهنگی و هنری اهالی سینمای ایران کجاست ؟ تعریف مشاغل و حرف سینمای ایران چگونه انجام می شود ؟ این تعاریف چگونه رسمیت می یابند ؟ اسامی که از 1 ، 2 تا 6 اسم حقیقی و حقوقی در پایان فیلم به عنوان " تهیه کننده " از آنها یاد می شود ، چه اعتبار حرفه ایی و عملیاتی دارند ؟ آیا می شود یک فیلم6 نفر" تهیه کننده" داشته باشد ؟ عنوان" تهیه کننده " یک عنــوان حرفه ای است آیا هر کسی می توانــد آن را احراز کند ؟ آیا این ها سرمایه گذار هستند ؟ مالک هستند ؟
هویت و اعتبار حقوقی یک اثر هنری در جامعه ما چگونه تعیین می شود ؟ در حوزه سینما یک اثــر هنری شکل یافته از بسیاری آثار هنری دیگر است ، این ها چگونه از هم تفکیک می شوند ؟ چگونه حقوق مادی و هنری اجزا تبیین می شود ؟ کجا باید اینها را ثبت کنیم ؟ و به دعــاوی رسیدگی شــود ؟ نمی خواهم بگویم هیچ چیز نیست . یک کارهایی انجام می شود ، ولی آن چه که هست قابلیت " تولید اطلاعات " قابلیت " مدیریت کردن " و قابلیت " پردازش اطلاعات " به مفهوم کاربردی آن را ندارد .
مرجع تولید اطلاعات صحیح و قابل استناد کجاست ؟ اداره کل نظارت ؟ فیلم خانه ملی ایـران ؟ موزه سینما ؟ خانه سینما ؟ پروانه ساخت ؟ پروانه نمایش ؟ بنیاد سینمایی فارابــی ؟ و ... ؟ همه این مراکـــز فعال هستند . ولی وقتی یافته های خود را کنــار هم می گذاریم با هم انطباق ندارند . یک مرجع و منبعی را معرفی کنید که بتوانیم بدانیم رسماً در یک سال گذشته سینمای ایران ، چند فیلم تولید کرده است ، چند فیلم اکران شده است ، چقدر فروش داشته ، سهم هر فیلم در کل فروش چقدر بوده است و چند نفر نیروی متخصص جدید وارد بدنه سینما شده است ؟ سهم تامین معشیت هریک از افراد شاغل در سینمای ایران از کل اقتصاد سینمای ایران چقدر بوده است ؟ یک چیزهایی شاید جسته وگریخته پیدا کنید ، ولی ، اطلاعات قابل استناد نیست . فقط یک لایه را اشـــاره کردم ، هر چه عمیق تر می شویم ، عمق مسئله بیشتر نمایان می شود . نگرش ملی و " آکادمیک " ما درحوزه تولیداطلاعات فرهنگی و هنری چیست ؟
این هیچ ارتباطی به اینترنت و مباحثی از این دست ندارد . یک رفتار است ، یک خصلت است ، یک دانش است . یک فهم علمی و یا وظیفه اداری و اجتماعی است ؟ نمی دانم . هر چه می خواهید اسم آن را بگذارید . تعلق به این دوره و آن دوره ، اینجا و آنجا هم ندارد . فقط این را می دانم ، هر وقت توانستیم به این مسایل ، ظاهراً سـاده و ابتدایی پاسخ دهیم ، رفتار خود را به یک سازمان و یک سیستم نزدیک کرده ایم ، می توانیـم بگوییـم در مسیر و جهت " جامعه اطلاعاتی" و " جامعه شبکه ایی " و " نظام اطلاعاتی " و " اطلاعاتی شدن " گام برداشته ایم .
تعریف ما از مجموعه فعالیت های سازمانی سینما که به منظور رسیدن به هدف ( و یا اهداف ) تعریف شده برای این سازمان ، توسط فرد یا گروهی از افراد انجام می گیرد چیست ؟ فرآیند های اصلی بتاکم در حوزه سینما چیست ؟ هر فرآیند به چه فرآیندهای خردتری تقسیم می شود ؟ نمودار سلسله مراتبی فرآیندها در سینما ، نمای کلی از فرآینـدها ، و زیر فرآیندها که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ، تنظیم شده است . وظیفه و شرح هر فرآیند ، نیازسنجی هریک از اجزا و فرآیند ها ، ارتباط هر فرآیند با سایر فرآیندها ، محرک اصلی برای وقوع و اجرای فرآیند موردنظر در کل سازمان ، پاسخ این سئوالات به ما کمک می کند تا ضمن تبیین اهداف عینی و ملموس سازمان سینما ، نسبت به تعریف ، اطلاعات ، فعالیت ها ، برنامه های کاربردی و تعیین داده ها و محل تولید و سیر حرکت آن ها ، برای تبیین نظام جامع معماری اطلاعات طراحی بانک های اطلاعاتی گام برداشته باشیم .
در حوزه های مختلف فعالیت هایی انجام می شود ولی مثل جزیره های نامربوط و نامرتبط به هم عمل می کنیم . نظام ارتباطات و نظام گردش اطلاعات نداریم و چرخه تولید اطلاعات ما تبیین نشده است که حساسیت های لازم را نسبت به اطلاعــات داشته باشد . " فرد محور " هستیم تا " اطلاعات محور " و یا " سیستم محور " یا " سازمان محور " ، این روش اداره یک سازمان غلط است ، تصور کنید سازمانی را که این افراد محور آن هستند ، به هر دلیلی ، خارج شوند ، کل " حافظه " ، " تجربه " انباشته شده سازمان که در حقیقت سرمایه و روح یک سازمان است ، خارج می شود و فقط کالبــد سازمان باقی می ماند و سازمان را با بحران مواجه می کند ، این بیماری است . باید علاج شود . ما باید از خود سئوال کنیم که آیا اطلاعات نیاز داریم یا نداریم ؟ تا فردی ، مدیری ، که راس سازمان قرار گرفته است ، از خود سئوال نکند ، که اطلاعات نیاز داریم یا نه ؟ و قابلیت لازم برای کارشناسـی اطلاعات را نداشته باشد . اطلاعات در یک سیستم تولید و به گردش نمی افتد . این سئوال نشانه میزان اهمیت و حساسیت یک سازمان برای نقش "اطلاعات" است . نظام تولید و مصرف اطلاعات مثل نظام تولید در یک کارخانه است . نظام ورودی ، نظام پردازش و نظام خروجی خاص خود را دارد . این یک طراحی ، مهندسی و " معماری اطلاعات " می خواهد . نیاز به یک طرح جامع دارد . نه فقط در حوزه سینما بلکــه در حـوزه هنرها و در حوزه عمومی فرهنگ باید بتوانیم این معماری و نظام ساختار گرایانه و کاربردی را ارائه کنیم .
از مسایلی که سازمان های بزرگ با آن مواجه هستند ، تنوع و حجم بسیارزیاد اطلاعاتی است که دربخش های مختلف سازمان ، در گردش است ، در سراسر دنیا در این گونه سازمان هــا ، سالانه بودجه قابــل توجهی صرف تولیــد ، نگهداری و دست یابی به اطلاعات می شود . در صورتی که گردش اطلاعات در یک سازمان فاقد نظم و قانون مشخص و مدون باشد ، مسئله گردش اطلاعات ، تبدیل به یک مشکل جدی خواهد شد و این اتفاقی است که برای بسیاری از سازمان های بزرگ روی داده است . نبودن تعریف ، برای کاربرد اطلاعات ، نبودن نقاط مشخص برای دست یابی به اطلاعات ، نبودن تعریف جامع از سیستم و زیر سیستم های آن و نحوه ارتباط آن ها با هم ، نداشتن آگاهی از اطلاعات موجود ، از جمله عوارض یک سیستم نامنظم گردش اطلاعات است .
نداشتن امکان دسترسی به موقع به اطلاعات ، افزونگی در اطلاعات ، وجود اطلاعات تکراری در نقاط مختلف ، ناهمگونی اطلاعات مشابه ، انباشتگی اطلاعات بی مصرف ، اقتضاء اطلاعات مفید ، فعالیت های تکراری برای دست یابی به اطلاعات مشابه ، کاهش قابلیت اطمینان به اطلاعات ، مقاومت افراد در برابر عرضه اطلاعات و مفقود شدن اطلاعات ضروری ، از جمله نتایج ناشی از عوارض یاد شده است .
راه حل تبدیل یک سیستم نامنظم اطلاعاتی به یک سیستم کاملاً منظم اطلاعاتی ، "معماری اطلاعات " نامیده می شود . این راه حل معماری نامیـده می شود . زیرا دارای نگرشی واحد به نظام اطلاعاتی یک مجموعه است به این معنی که اگر چه درظاهر اطلاعات در سیستم های متعدد و به شیوه های مختلف در حال گردش هستند ، در دید کلان ، تمام این مجموعــه کثیر ، یک سیستم واحـــد را که در هماهنگی کامل با یکدیگر هستند ، تشکیل می دهند . این وحدت ، موجب ایجاد نظم لازم در نظام گردش اطلاعات خواهد شد .
طرح معماری مناسب برای یک سازمان ، نیازمند شناخت صحیح از اهداف ، وظایف و رفتارهای سازمانی است زیرا معماری اطلاعات ، سازماندهی اطلاعات و سازماندهی رفتار بر روی اطلاعات است از این رو طراحی معماری اطلاعات یک رفتار چند لایه و دربرگیرنده کل ساختار یک سازمان است . برقراری ارتباطات بین لایه های مختلف یک سازمان و همچنین تسریع برای ارتباط بین آنها با هدف تنظیم روش گردآوری اطلاعات لازم داشتن یک نظام معماری اطلاعات است .
با هدف برون رفت از ایـن شرایط برنامه ای را در دوسطح برای بررسی و اجرا در نظر گرفته ایم ، سطح اول ایجاد یک نظام منطقی وجامع گردش اطلاعات در حوزه مدیریت فرهنگی و هنری کشور است ، که دراین مقطع " حوزه سینما " برای ما مدنظر بوده است . البته حوزه های دیگر فرهنگی و هنری را نیز در نظر داشته ایم ، البته نه به جامعیت سینما ، همانطور که پیش از این هم اشاره کردم ، اینترنت نتیجه یک مجموعـه رفتاری است . پس تاکیــد ما دراین مطالعــه و برنامه بر روی شناسایـی ، طراحی ، تبیین و بهینه سازی این رفتارها تنظیم شده است .
این رفتـارها درسینما چیست ؟ و چگونه معنی می شود ؟ چگونـه مصداق پیدا می کند ؟ ... مطالعات خود را از مرحله فیلم نامه نویسی ، پیش تولید ، تولید ، پس از تولیــد ، نمایش ، حضور ملی و بین المللی آغاز کردیم . در هریک از مراحل این فرآیند ، توجه ما به نکات مشترک آنها بوده است : " اهالی سینمای ایران " ، " فیلم های سینمــای ایــــــران " ، " رودیدادهای سینمای ایران " ، " مراکز و دفاتر سینمایی" و تنظیم و تبیین مناسبات و ارتباطات بین آن ها ، این ها محورهـــــای " ماتریس " ما هستند . سئوالات بسیاری را در این زمینه ها طرح کردیم . و سعی کردیم پاسخ های مناسبی برای هریک پیدا کنیم . پاسخ صحیح ارائه کردن برای هر سئوال برای ما بسیار اهمیت داشتــه است . حضور یک فرد در سینمای ایــران چگونـــه تعریف می شود ؟ این فرد چه مشاغل و چه حرفی دارد ؟ و یا در آینده خواهد داشت ؟ این مشاغل چه ترکیبی دارند ؟ در چه فیلم هایی حضور داشته ؟ و یا خواهد داشت ، کجا درس خوانده ، چقدر درس خوانده ، سهم هر یک از این مراکز در تربیت نیروی متخصص و ماهر در سینمای ایران چه میزان است ؟ یک اثــر سینمایی را چگونه فهرست برداری ، مستند سازی و نمایه سازی کنیم ؟ یک فیلم سینمایی چگونه فیلم نگاری می شود ؟ چه مشخصات و اطلاعاتی را باید از یک فیلم داشته باشیم ؟ این اطلاعات در کجا تولید می شود ؟ اطلاعات کدام بخش مستنــد تر است ؟ از وقــوع رویدادهـا چگونه کسب اطلاع کنیـم ؟ مثـل یک کودکی که متولـد می شود ، بـرای او شناسنامه صـــادر می کنند ، رشــد می کند ، مدرسه می رود ، تحصیل می کند ، مریض می شود ، بیمارستان می رود ، دانشگاه می رود و وارد جامعه می شود و ... ما باید بتوانیم در تمام این مسیر حضور داشته باشیم و اطلاعات آنرا برداشت و ثبت کنیم . در پایان این مرحله موفق شدیم روش هایی را طراحی کنیم که در آن بتوانیم هرم نیروی انسانی ، فهرست جامع فیلم هـای بلند ، کوتــاه و مستنــد سینمای ایــران ، رویدادهـای ملی و بین المللی و همچنین بررسی "هستــی شناسی " سینمای ایـران از نظر گونه ، مضمون ، و موضوعات و زبان نمایه سازی ، سر عنوان های موضوعی ، اصطلاح نامه ، دانش نامه تخصصی وبسیاری کلیــد واژه های دیگر را به یک شکل تحلیلی و ساختاری تبیین و به یک نظام جامع علمی برسیم .
تــلاش ما در این مرحلــه ارائــه یک نظام معماری و تصور ساختارگرایانه به منظور مدل کردن و انجام مراحل طراحی و پیاده سازی سیستم بوده است . تبیین مفهوم داده ، اطلاعات ، دانش ، مدیریت دانش درحوزه مدیریت و مطالعات سینمایی ایجاد یک نظام گردش اطلاعات درون سیستمی با هدف تبیین یک MIS یعنی نظام گردش اطلاعات مدیریت بوده است . اگر بتوانیم این گردش را ایجاد کنیم ، مثل این است که قلب سیستم را راه انداخته ایم ، این خیلی مهم است . رمز بقا ، عامل بقا ، سیستم ، همین حساسیت سیستمی است . ما بدن را و جسم را و کالبد را طراحی کرده ایم . قلب سیستم ، همین مفهوم حساسیت سیستمی است . ضریب پایـداری سیستم از همیـــن جا تعیین می شود . البته این مهم تا اندازه ای به مخاطب شناسی سیستم هم بر می گردد . ما باید بدانیم برای چه گروهی ؟ کجا ؟ چه وقت ؟ باید اطلاعات و دانش تولید کنیم ؟ این مهم است حساسیت ، بیخودی درست نمی شود . بایـد منطـق خودش را داشته باشد . که باید روی آن کار کنیم . البتــه به شکل نمونه سازی این کار انجام شـده است . ولی هنوز راضی نیستیم . نارسایی هایی دارد باید آن را برطرف کنیم .
پس از این مرحله است که می توانیم با یک پشتیبانی خوب اطلاعاتی ، یعنی یک بانک اطلاعات جامع با گزارش گیری مناسب و روش های ورود اطلاعات با امید به آینده نسبت به انتقال و انعکاس مستمر اطلاعات بر روی اینترنت امیدوار باشیم . دراین زمینه هم کارهایی صورت گرفته ، یعنی پایگاه اینترنتی را آماده کرده ایم . در حال حاضر بانک های اطلاعاتی به صورت آزمایشی روی اینترنت قرار گرفته است و تعامل خوبی هم با کاربران داشته ایم . و در حال بررسی و رفع نواقص و تکمیل این روند هستیم . تا زمانی که بتوانیم اطلاعات را به شکل علمی ، قابل استناد به هنگام و مستمر تولید کنیم . باید بفهمیم که پیام چیست ؟ رسانه ایی به نام اینترنت با کتـاب ، مجله و هفته نامه چه تفاوتی دارد ؟ چه قابلیت هایی دارد ، باید بتوانیم نقش اطلاعات را در زندگــی روزانه لمس کنیم . داشتن و نداشتن آن را بفهمیم و بدانیم چه تفاوتی در نگاه و رفتار ما می تواند ایجاد کند ؟ باید"زندگی مجازی" ،" فضای مجازی" به اندازه" زندگی عینی" و " مناسبات واقعی " ، برای ما اهمیت داشته باشد . ما باید بتوانیم بخشی از رفتارهای روزمره خودمان را مدل کنیم ، اگر در دانشگاه درس می خوانیم ، درس می دهیم ، چه چیزی درس می دهیم ، فیلم می سازیم ، چه فیلمی می سازیم ، اگر در نگارخانه ای آثـارمان را ارائه می کنیم چه اثری ارائه کرده ایم ، چه سبکی ، چه طرحی ، چه گروهی ، چه زمانی ، ...
... شما ببینید از این دستـه سئوالات ، زیاد می شود طرح کرد ، نکته مهم دراین میــان نظام مند کردن این سئوالات است ، بحث مهندسی اطلاعات و یا تعبیر دیگرآن "معماری اطلاعات " از همین جا مطرح می شود . " بهینه کردن روش ها " خیلی مهم است ، به جریان انداختن اطلاعات ، جریان اطلاعاتی درست کردن ، " من " به عنوان یک هنرمند نقاش ، یک هنرمند فیلم ساز ، یک دانشجوی هنر ، کجای این جریان قـــرار دارم ، " من " باید " نقش " و اثر خودم را در این " مسیر" و در این " فضا " بیابــم . غیر از این باشد فایده ای ندارد . باید کاربردی باشد ، باید ،" من " احسـاس کنم " حاضر بــودن " و " غایب بودن " " من " در سیستم اطلاعاتی یعنی چه ؟ اگر این را فهمیدیــم ، می توانیم از " جریــان سازی اطلاعــات " صحبت کنیـم .
پس از تبیین نظام " معماری اطلاعــات " ، " گردش اطلاعــات مدیریت " ، و شکل گیری بانک هــای اطلاعاتــی می توان وارد مرحلـــه بعدی شــد ، مرحلــــه " داده کــاوی " یا "Dataminig" ، موضوعاتــی مثـــل : " کشف دانـش " و یا " مدیریت دانش " از این مرحله به بعد آغاز می شود . مثلاً اینکه می خواهیم بدانیم : سهم اثربخشی هریک از مراکز آموزشی ، یا مراکز تولیدی فرهنگی و هنری در توسعه فرهنگی به چه میزان بوده است . این را می توانیم با الگوسازی ، مدل سازی از میان انبوه اطلاعات جمع آوری شده استخراج و ارائه کنیم . داده کاوی ، فرآیند تحلیلی است که برای کاوش در حجم عظیمی از داده ها در حوزه های مختلف کاربردی ، صورت می گیرد .
امـروزه روش داده کاوی به صـــورت گسترده در کاربردهای بسیاری استفاده می شود و تقاضا برای استفاده از داده کاوی در فرآیند کارهای مختلف اقتصادی ، اجتماعی به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح است .
داده کاوی ، محصول رشد فزآینده حجم داده ها در سیستم های متنوع اطلاعاتی ، و همچنین نیاز روزافزون برای استخراج و دست یابی به اطلاعات کارآمد و هدفمند است . هرچه سیستم ها گسترده تر و عرصه های بیشتری از حوزه های کاربردی و معرفتی را در برگیرند امکان دقت ، سرعت و اثربخشی " داده کاوی " و امکان دسترسی به تحلیل ها کامل تر و دقیق تر می شود . دانش استخراج شده از این فرآینـد در تصمیم گیری های مدیران ، در سطوح مختلف ، اهمیت بالایی خواهد داشت .
امروزه حرکت به سوی ساز و کارها مبتنی بر دانش اجتناب ناپذیر است . فرآیند تولید دانش از مرحله " داده " بدون داشتن بانک های اطلاعاتی ، شبکه های ارتباطی مطمئن و پایدار پیشرفت این فرآیند نیازمند زیرساخت های مناسب برای گردش و تبادل شبکه ای اطلاعات است . دانش نه داده هست ، و نه اطلاعات اما به هر دو ربط دارد ، برداشت غلط از این مفاهیم برای مدیریت سیستم ها و سازمان های بزرگ هزینه های زیادی را در پی خواهد داشت ، داده ها ( Data ) ، مجموعه ای از واقعیت های مجزا و نا هم بسته در باره رویدادها و حوادث یک سیستم هستند ، تمام سازمان ها به داده احتیاج دارنـد ، آنها فقط می گویند چه اتفاقی افتاده و هیچ قضاوتی یا توضیحی نمی دهند . با اینکه ماده اولیه تصمیم گیری داده است . اما نمی گوید چه باید کرد .
اطلاعـات بر خلاف داده ها ، معنی دار هستند در واقع داده ها وقتی که معنی و مفهوم دار می شوند ، به اطلاعات تبدیل شده اند . کلمـهinform" "به معنــــی شکل دادن به چیزی یا کسی می باشـــد و "information" یعنـــی شکل دادن نظر و فکر فردی کــه آن را می گیــرد ، اطلاعـــات از طریق شبکه هــــا در سیستم جا به جا می شود . اطلاعــات می توانند به صورت یک عکس ، یک نامه و یک صفحه ترکیبی از عکس و متن باشد .
دانش (Knowledge) ترکیبی از تجارب ، کمیت ها و اطلاعات ساختاری منظم است که قالبی برای ارزیابی و یک پارچه کردن و هماهنگ سازی تجارب و اطلاعات ایجاد می کند . معلومات نسبت به داده ها و اطلاعات بسیار به عمل نزدیک تر است . دانش را می توان با عمـل و تصمیماتی که به سبب آن اتخاذ می شود ارزیابی کرد . معلومات خوب و مناسب می تواند وسیله ای برای تصمیم گیری عاقلانه در مورد استراتژی ها ، تاکتیک ها ، مخاطبین و مشتریان ، شبکه های توزیع و بهبود فرآیند تولید باشد . تمام افراد حاضر در یک سیستم حتماً دانش را استفاده کرده اند . دانش سبب حرکت یک سیستم و سازمــان می شود ، اما باید مدیریت شود . مانند همه اجزای دیگر یک سازمان ، مثل دارایی یک سازمـان ، کـه چگونــه باید سرمایه گـذاری و نگهداری شود ، دانش نیز به همین ترتیب باید برنامه ریزی و مدیریت شود . ارزش دانش در یک سازمان به میـزان در دسترس بودن آن مشخص می شود.
در شرایطی که یک سازمان باید بداند که چه می داند ؟ و از دانایی موجود چگونه استفاده کند ، اندازه و وسعت سازمان ، دریافت ، انتقال پیام ، پراکندگی منابع ، مراکز ، تنوع رویدادها و فرآیندها ، حجم عملیات بسیار زیاد است اما سئوال اصلی اینجاست ، چگونـه چیزی را که احتیاج داریم پیدا کنیم ؟ مدیــــران با تجربه خوب می دانند که دوباره کاری و اختراع مجدد چرخ ، و حل مجدد یک مساله حل شده فقط به خاطر تقسیم نشدن و در اختیار قرار نگرفتن نتایج و معلومات در بین اجزای سیستم و سایر مدیران و کارمندان است .
در دسترس بودن و کم هزینه بودن رایانه ها و شبکه های رایانه ای و اینترنتی ، زیربنای بالقوه ای برای تبادل دانش ایجاد کرده و فرصت بزرگی برای مدیریت دانش بـه حساب می آید . اما این تکنولوژی فقط برای تبادل معلومات است و معلومات مجدد ایجاد نمی کند و آن ها را ارتقاء نمی دهد . آنچه باعث بالندگی و پویایی آن می شود ، نظام گردش حاکم بر سیستم است .
" سینمای ایران و فناوری اطلاعات و ارتباطات"
" کارکردهای متقابل "
گزارش پژوهش کاربردی در حوزه سینما و معرفی پایگاه مطالعاتی – اطلاع رسانی
www.irancinema.org
محسن شمس ( کارشناس ارشد پژوهشی هنر ، کارشناس سینما ، طراح و برنامه ریز روش های مدیریت اطلاعات فرهنگی )
محسن شمس کارشناس سینما وفارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنری می باشد . وی در حـوزه مدیریت فرهنگی و هنری تاکنون مسئولیت هایی داشتـــه است که تصدی " دفتر توسعه فنــاوری سینمایی و سمعی وبصری " ( اداره کل تولید وپشتیبانی امور سینمایی سابق ) از آخرین آنها است. همچنین در زمینه تاثیر" تحولات تکنولوژیک در حوزه هنر و رسانه های تصویری" مطالعات و تحقیقاتی را انجام داده است ، و هم اکنون نیز دردانشکده سینما و تئاتر مشغول تدریس است . در سال های اخیر بیشتر توجه او بر ضرورت تبیین نگرش سیستمی در حوزه فعالیت های فرهنگی و هنری معطوف بوده است . طراحی و تنظیم مجموعه نرم افزارهای " نظام فهرست برداری ، نمایه ســـازی ، مستند سازی و طبقه بندی ، اطلاعات فرهنگــی و هنری و تاریخی به منظور بکارگیــری" دانش انفورماتیک " و " تکنولوژی اطلاعات " در حــوزه مطالعات و فعالیت های فرهنگی ، هنری و تاریخی کشور : شامــل امــوال منقول و بناهــای فرهنگی و تاریخی ، مردم شناسی ، باستان شناسی ، هنرهای سنتی ، زبان و گویش از آن جمله هستند . مطالعات در باره رایانه ای کردن فرآیند برنامه ریزی ، برآورد بودجه و مدیریت تولیــد فیلم ، مدیریت تجهیزات فنی ، خدمات فنی سینمایی و تلویزیونی پژوهش برای مدل ســازی " تاریخ سینمای ایــران " ( در فضای مجــازی ) ، تبیین هرم نیروی انسانی سینــما ، تبیین نظــام مدیریت اطلاعــات کاربــردی سینما و اصطلاح نامه تخصصی – موضوعی سینمای ایران با هدف تحقق " حافظه دیجیتالی " ، نظام "معماری اطلاعات " و تنظیم روش های داده کاوی - تخصصی و همچنین طراحی و راه اندازی درگاه اطلاعاتی – مطالعاتی " ایران سینما " به نشانی www.irancinema.orgدر حوزه مدیریت و مطالعات سینمای ایران هم اینک زیر نظر وی در حال انجام است .
واژگان کلیدی :
معماری اطلاعات ، داده کاوی ، مدیریت دانش ، فهرست نویسی ، مستند سازی ، آثار فرهنگی وهنری ، هرم نیروی انسانی ، فیلم نگاری سینمای ایران ، اصطلاح شناسی
نوشتار حاضر : ضمن طــرح کاستـی ها و چالش هـای فــراروی " سینمای ایــران " و " فن آوری اطلاعات و ارتباطات " به دنبال بیان روش های تعامل این دو حوزه دانش از طریق ارائه نظـام "معماری اطلاعات" ، روش هـای ایجــاد " بانک هــای اطلاعاتــی" ، " داده کاوی " و " مدیریت دانش " و همچنین " گردش اطلاعات " در حوزه مطالعات و مدیریت سینمای ایران می باشد .
چه تصوری از سینمای ایران داریم ؟ چه مدلی برای سینمای ایران متصور هستیم ؟ آیا سینمای ایران را یک سازمان می بینیم ؟ آیا این سازمان را یک سیستم می بینیم ؟ اجزای این سیستم چیست ؟ ورودی ها و خروجی های این سیستم ، رویدادها ، فعالیت ها و فرآیند پردازش آنها در این سیستم چگونه است ؟ تحلیل انتروپی ( ضریب میرایی و پایداری ) ما از این سیستم چه وضعیتی دارد ؟ مثبت است ؟ منفی است ؟ صفر است ؟ چرا این سئوالات را طرح می کنیم ؟ پاسخ آن را درادامه بحث خواهید یافت .
اینترنت چیست ؟ " تکنولوژی اطلاعات " ، یا معادل فارسی آن " فناوری اطلاعات " و یا فنـــاوری ارتباطات و اطلاعات چیست ؟ این مفاهیم نتیجه چه رفتاری هستند ؟ این فرآیند ها نتیجه یک" رفتار سیستمی " هستند . نتیجه یک رفتار سازمانی در مناسبات بشر امروز است . البته فرقی نمی کند ، این رفتار در حوزه پزشکی باشد ، یا حوزه نظامی ، یا حوزه اقتصادی ، و یا حوزه فرهنگی و یا هنــری . به هر ترتیب " فناوری اطلاعات " نتیجـــه و ضرورت وجــود یک " مدل سازمانی " و" مدیریت سیستمی" است . "فناوری اطلاعات" طبقه صدم یک ساختمان است که شما نمی توانید قبل از اینکه از نود و نه طبقه پایین تر آن تصوری داشته باشید از طبقه صدم آن صحبت کنید ." فناوری اطلاعات " ، " پلوپز" و" یخچال" نیست که صرف اینکه آن را وارد کردیم ، خریدیــم ، دو شاخـــه آن را به شبکه برق رسانــی وصل کردیم بگوییم از حالا دیگــه" آب یخ " و" ته دیگ"می خوریم. " فناوری اطلاعات " نتیجه و محصـول یک" نظام شبکه ایی" ، " جامعه اطلاعاتی " مدل شبیه سازی شده تجربه های علمی – کاربردی جامعه بشری است . یعنی شبیه سازی شده مجموعه رفتارهای اصلاح شده و بهینه شده در حوزه مناسبات انسانی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، تاریخی و جغرافیایی است . یعنی این رفتارها طی سال ها روی آن کار شده است . جنبه های مختلف و حالت های مختلف آن در ارتباط های گسترده "انسان – انسان " و سپس بتدریج و به آرامی در ارتباط "انسان – ماشین – انسان" تجربه شده است .
" فناوری اطلاعات و ارتباطات " ، آینه و بازتاب همین رفتارها در دوران " فرا صنعتی " ، و یا " پست مدرن " است . مــدل و شرایــط " مدرنیستی " آن شکل گیری و ساخت همان مدل های سیستمی و سازمانی است که در" دوره صنعتی " اتفاق افتاده است . ما باید واکنش خودمان را نسبت بــه این تحولات علمی ، فرهنگی و اجتماعی ارزیابی و بازسازی کنیم یا به تعبیری دیگر" مهندسی مجدد" ، یعنی یک بار باید روش های جاری عملیاتی خود را در بسیاری از عرصه های کاربردی مورد بررسی و تجدید نظر قرار دهیم و براساس روش های روز آن را مجدداً بسازیم . البته این فرآیندی است که خواسته ویا ناخواسته ، آگاهانه و یا ناآگاهانه با آن مواجه هستیم و در آن شرایط و فضـا ی آن قرار گرفته ایـم ، منتها اگـر با آگاهی و برنامه ریزی پی گیری شود ، منطقی تر و جامع تر عمل خواهیم کرد . فناوری اطلاعات یک بسته نرم افـــزاری و یا سخت افزاری نیست . فناوری اطلاعات یک " جریان " است . یک روند تلفیقی و هدایت کننده ای است که زمینه های کاربردی شدن ، به هنگام شدن و گسترش یافتن اطلاعات و داده ها را فراهم می سازند . یک " فرهنگ" است . یک نظام چند لایه، چند وجهی و چند سویه است . توجه به لایه های متعدد و بسترهای مختلف این پدیده برای شناخت و درک آن اجتناب ناپذیر است .
حالا که صحبت به اینجا رسید ، اشاره به یک نکته را ضروری می دانم . ما تا صحبت از اینترنت می کنیم . واژه "ISP" یا واژه " کافی نت " ، " مودم " ، "5IE" و جدیداً هم ADSL ، و ... به ذهن ما راه می یابد . تقریباً بقیه واژه ها و مفاهیمی که ما از این حوزه با آن آشنا هستیم نیز از همین جنس است . یعنی از جنس ابزارها ، امکانات و روش ها برای دسترسی به " اطلاعات " و "منابع اطلاعاتی" عموم این مفاهیم در همان واژه اول ، یعنی Internet service providing قـرار می گیرند . در واقــع این ها ضرورت ها و زیـر ساخت های فنـی و تکنولوژیک برای توسعه" تکنولوژی اطلاعات" هستند . ولی هیچ گاه فکر کرده ایم " اطلاعات " چیست ؟ " منابع اطلاعاتی " کدامند ؟ روش هــای تولید آن ها چگونــه است ؟ چگونه تولید ، توزیـع و بهره برداری می شود ؟ تفـــــاوت "داده" و " اطلاعات " چیست ؟ و تفاوت این دو با " دانش " و " دانایی " چیست ؟ نحوه رسیدن از " داده " به " اطلاعات " و در نهایت تولید " دانش " و مدیریت آن چگونه است ؟ برداشت ناصحیح و ناکافی از این مفاهیم ، سبب شده است که سازمان های مختلف فرهنگی و ... علی رغم صرف هزینه های زیــاد در این زمینه ها به اهدافی که درنظر داشته اند ، دست نیابند ، چرا ؟ چــون آنها نمی دانستند ، دقیقاً چه می خواهنــد ؟ و یا شاید هنوز ما ( منظور جامعه مخاطب ، مدیران، دست اندرکاران و ... ) نمی دانیم ، چه می خواهیم .
یعنی در باره " محتوا " یی (CONTENT) که باید درون شبکه جاری شود ، تعریف جامعـی ارائه نکرده اند " محتوا " چیست ؟ ایــن " محتوا " در حــوزه " کشاورزی " ؟ در حوزه " سیاســی " ؟ در حـــوزه " تجارت " ؟ در حـــــوزه " تاریخ و جغرافیا " در حوزه " فرهنگ و هنر " چگونه تعریف می شود ؟ چگونه شبیه سازی می شود ؟ در حوزه " سینما " این موضوع را چگونه باید ببینیم ؟ این همان نود و نه طبقه ایی است که به آن اشاره کردم . مشکل عمده و بحران اساسی ما در برخورد با " تکنولوژی اطلاعات " همین جاست . یعنی عدم تفکیک بین این دو حوزه و عدم توجه کافی به حوزه " تولید محتوا " نه فقط در حوزه " سینما " بلکه در حوزه عمومی " فرهنگ و هنر " و سایر حوزه های اجتماعی و اقتصادی هم کم و بیش همین وضعیت را داریم .
البته شما یک حرکت ها و رفتارهایی را در شبکه اینترنت به نام " سینمای ایران " و یا مرتبــط با " سینمای ایـــران " می بینید ولــی آیا واقعاً این بازتاب یا تصویر " سینمای ایران " است ؟ نه این رفتارها بسیار جزیی و خرد هستند ، که منجر به ایجاد یک سیستم و نظام گردش اطلاعات نمی شود . یعنی پشتوانه و بنیاد سیستمی و نگاه سازمانی و ساختاری ندارد ، نتیجه یک فرآیند منطقی گردش اطلاعات نیست . ضمن اینکه اطلاعات ارائه شده به صورت " خبر" ، و متن "TEXT" عمدتاً ، کهنه و سوخته است . یعنی شما همین اطلاعات را خیلی ارزان تر و راحت تر در همین هفته نامه ها و مجلات و کتاب ها می توانید پیدا کنید . این می تواند ، یک سرگرمی ، دست گرمی و تمرین ابتدایی برای آشنایی با قابلیت های اینترنت باشـد .
مشکل اساسی و خلاء اصلی درنبودن یک نظــام جامع فهرست برداری ، مستند سازی و طبقه بندی اطلاعات فرهنگی و هنری در حوزه های مختلف " فرهنگ وهنر " است . در حــوزه سینما هنوز یک نظام فیلم نگاری جامع ، مانع و علمی نداریم ، که بر سر مفاهیم و مشخصه های کاربردی به توافق رسیده باشیم . عرصه های جدی تر و کاربردی تر مثل "هرم نیــروی انسانــی" ، " هستی شناسی واژه ها و مفاهیــم " ، " سبک شناسی " ، " تحولات و رویدادهای ملی و بین المللی سینمای ایران " روش تجزیه و تحلیل فیلم نامه و فیلم های ساخته شــده جای خود بماند ، فقط به عنوان بندی فیلم های ایرانی توجه کنید . به کتاب های سینمایی که در آن فیلم های سینمایی فهرست شده هم نگاه کنید . همین تاریخ بیست ساله اخیر را بررسی کنید . اسناد و مدارک رسمی را هم نگاه کنید . تفاوت ها ، اشکالات و اغلاط را خیلی سریع متوجه می شوید . متصدی تنظیم شناسنامه فرهنگی و هنری اهالی سینمای ایران کجاست ؟ تعریف مشاغل و حرف سینمای ایران چگونه انجام می شود ؟ این تعاریف چگونه رسمیت می یابند ؟ اسامی که از 1 ، 2 تا 6 اسم حقیقی و حقوقی در پایان فیلم به عنوان " تهیه کننده " از آنها یاد می شود ، چه اعتبار حرفه ایی و عملیاتی دارند ؟ آیا می شود یک فیلم6 نفر" تهیه کننده" داشته باشد ؟ عنوان" تهیه کننده " یک عنــوان حرفه ای است آیا هر کسی می توانــد آن را احراز کند ؟ آیا این ها سرمایه گذار هستند ؟ مالک هستند ؟
هویت و اعتبار حقوقی یک اثر هنری در جامعه ما چگونه تعیین می شود ؟ در حوزه سینما یک اثــر هنری شکل یافته از بسیاری آثار هنری دیگر است ، این ها چگونه از هم تفکیک می شوند ؟ چگونه حقوق مادی و هنری اجزا تبیین می شود ؟ کجا باید اینها را ثبت کنیم ؟ و به دعــاوی رسیدگی شــود ؟ نمی خواهم بگویم هیچ چیز نیست . یک کارهایی انجام می شود ، ولی آن چه که هست قابلیت " تولید اطلاعات " قابلیت " مدیریت کردن " و قابلیت " پردازش اطلاعات " به مفهوم کاربردی آن را ندارد .
مرجع تولید اطلاعات صحیح و قابل استناد کجاست ؟ اداره کل نظارت ؟ فیلم خانه ملی ایـران ؟ موزه سینما ؟ خانه سینما ؟ پروانه ساخت ؟ پروانه نمایش ؟ بنیاد سینمایی فارابــی ؟ و ... ؟ همه این مراکـــز فعال هستند . ولی وقتی یافته های خود را کنــار هم می گذاریم با هم انطباق ندارند . یک مرجع و منبعی را معرفی کنید که بتوانیم بدانیم رسماً در یک سال گذشته سینمای ایران ، چند فیلم تولید کرده است ، چند فیلم اکران شده است ، چقدر فروش داشته ، سهم هر فیلم در کل فروش چقدر بوده است و چند نفر نیروی متخصص جدید وارد بدنه سینما شده است ؟ سهم تامین معشیت هریک از افراد شاغل در سینمای ایران از کل اقتصاد سینمای ایران چقدر بوده است ؟ یک چیزهایی شاید جسته وگریخته پیدا کنید ، ولی ، اطلاعات قابل استناد نیست . فقط یک لایه را اشـــاره کردم ، هر چه عمیق تر می شویم ، عمق مسئله بیشتر نمایان می شود . نگرش ملی و " آکادمیک " ما درحوزه تولیداطلاعات فرهنگی و هنری چیست ؟
این هیچ ارتباطی به اینترنت و مباحثی از این دست ندارد . یک رفتار است ، یک خصلت است ، یک دانش است . یک فهم علمی و یا وظیفه اداری و اجتماعی است ؟ نمی دانم . هر چه می خواهید اسم آن را بگذارید . تعلق به این دوره و آن دوره ، اینجا و آنجا هم ندارد . فقط این را می دانم ، هر وقت توانستیم به این مسایل ، ظاهراً سـاده و ابتدایی پاسخ دهیم ، رفتار خود را به یک سازمان و یک سیستم نزدیک کرده ایم ، می توانیـم بگوییـم در مسیر و جهت " جامعه اطلاعاتی" و " جامعه شبکه ایی " و " نظام اطلاعاتی " و " اطلاعاتی شدن " گام برداشته ایم .
تعریف ما از مجموعه فعالیت های سازمانی سینما که به منظور رسیدن به هدف ( و یا اهداف ) تعریف شده برای این سازمان ، توسط فرد یا گروهی از افراد انجام می گیرد چیست ؟ فرآیند های اصلی بتاکم در حوزه سینما چیست ؟ هر فرآیند به چه فرآیندهای خردتری تقسیم می شود ؟ نمودار سلسله مراتبی فرآیندها در سینما ، نمای کلی از فرآینـدها ، و زیر فرآیندها که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ، تنظیم شده است . وظیفه و شرح هر فرآیند ، نیازسنجی هریک از اجزا و فرآیند ها ، ارتباط هر فرآیند با سایر فرآیندها ، محرک اصلی برای وقوع و اجرای فرآیند موردنظر در کل سازمان ، پاسخ این سئوالات به ما کمک می کند تا ضمن تبیین اهداف عینی و ملموس سازمان سینما ، نسبت به تعریف ، اطلاعات ، فعالیت ها ، برنامه های کاربردی و تعیین داده ها و محل تولید و سیر حرکت آن ها ، برای تبیین نظام جامع معماری اطلاعات طراحی بانک های اطلاعاتی گام برداشته باشیم .
در حوزه های مختلف فعالیت هایی انجام می شود ولی مثل جزیره های نامربوط و نامرتبط به هم عمل می کنیم . نظام ارتباطات و نظام گردش اطلاعات نداریم و چرخه تولید اطلاعات ما تبیین نشده است که حساسیت های لازم را نسبت به اطلاعــات داشته باشد . " فرد محور " هستیم تا " اطلاعات محور " و یا " سیستم محور " یا " سازمان محور " ، این روش اداره یک سازمان غلط است ، تصور کنید سازمانی را که این افراد محور آن هستند ، به هر دلیلی ، خارج شوند ، کل " حافظه " ، " تجربه " انباشته شده سازمان که در حقیقت سرمایه و روح یک سازمان است ، خارج می شود و فقط کالبــد سازمان باقی می ماند و سازمان را با بحران مواجه می کند ، این بیماری است . باید علاج شود . ما باید از خود سئوال کنیم که آیا اطلاعات نیاز داریم یا نداریم ؟ تا فردی ، مدیری ، که راس سازمان قرار گرفته است ، از خود سئوال نکند ، که اطلاعات نیاز داریم یا نه ؟ و قابلیت لازم برای کارشناسـی اطلاعات را نداشته باشد . اطلاعات در یک سیستم تولید و به گردش نمی افتد . این سئوال نشانه میزان اهمیت و حساسیت یک سازمان برای نقش "اطلاعات" است . نظام تولید و مصرف اطلاعات مثل نظام تولید در یک کارخانه است . نظام ورودی ، نظام پردازش و نظام خروجی خاص خود را دارد . این یک طراحی ، مهندسی و " معماری اطلاعات " می خواهد . نیاز به یک طرح جامع دارد . نه فقط در حوزه سینما بلکــه در حـوزه هنرها و در حوزه عمومی فرهنگ باید بتوانیم این معماری و نظام ساختار گرایانه و کاربردی را ارائه کنیم .
از مسایلی که سازمان های بزرگ با آن مواجه هستند ، تنوع و حجم بسیارزیاد اطلاعاتی است که دربخش های مختلف سازمان ، در گردش است ، در سراسر دنیا در این گونه سازمان هــا ، سالانه بودجه قابــل توجهی صرف تولیــد ، نگهداری و دست یابی به اطلاعات می شود . در صورتی که گردش اطلاعات در یک سازمان فاقد نظم و قانون مشخص و مدون باشد ، مسئله گردش اطلاعات ، تبدیل به یک مشکل جدی خواهد شد و این اتفاقی است که برای بسیاری از سازمان های بزرگ روی داده است . نبودن تعریف ، برای کاربرد اطلاعات ، نبودن نقاط مشخص برای دست یابی به اطلاعات ، نبودن تعریف جامع از سیستم و زیر سیستم های آن و نحوه ارتباط آن ها با هم ، نداشتن آگاهی از اطلاعات موجود ، از جمله عوارض یک سیستم نامنظم گردش اطلاعات است .
نداشتن امکان دسترسی به موقع به اطلاعات ، افزونگی در اطلاعات ، وجود اطلاعات تکراری در نقاط مختلف ، ناهمگونی اطلاعات مشابه ، انباشتگی اطلاعات بی مصرف ، اقتضاء اطلاعات مفید ، فعالیت های تکراری برای دست یابی به اطلاعات مشابه ، کاهش قابلیت اطمینان به اطلاعات ، مقاومت افراد در برابر عرضه اطلاعات و مفقود شدن اطلاعات ضروری ، از جمله نتایج ناشی از عوارض یاد شده است .
راه حل تبدیل یک سیستم نامنظم اطلاعاتی به یک سیستم کاملاً منظم اطلاعاتی ، "معماری اطلاعات " نامیده می شود . این راه حل معماری نامیـده می شود . زیرا دارای نگرشی واحد به نظام اطلاعاتی یک مجموعه است به این معنی که اگر چه درظاهر اطلاعات در سیستم های متعدد و به شیوه های مختلف در حال گردش هستند ، در دید کلان ، تمام این مجموعــه کثیر ، یک سیستم واحـــد را که در هماهنگی کامل با یکدیگر هستند ، تشکیل می دهند . این وحدت ، موجب ایجاد نظم لازم در نظام گردش اطلاعات خواهد شد .
طرح معماری مناسب برای یک سازمان ، نیازمند شناخت صحیح از اهداف ، وظایف و رفتارهای سازمانی است زیرا معماری اطلاعات ، سازماندهی اطلاعات و سازماندهی رفتار بر روی اطلاعات است از این رو طراحی معماری اطلاعات یک رفتار چند لایه و دربرگیرنده کل ساختار یک سازمان است . برقراری ارتباطات بین لایه های مختلف یک سازمان و همچنین تسریع برای ارتباط بین آنها با هدف تنظیم روش گردآوری اطلاعات لازم داشتن یک نظام معماری اطلاعات است .
با هدف برون رفت از ایـن شرایط برنامه ای را در دوسطح برای بررسی و اجرا در نظر گرفته ایم ، سطح اول ایجاد یک نظام منطقی وجامع گردش اطلاعات در حوزه مدیریت فرهنگی و هنری کشور است ، که دراین مقطع " حوزه سینما " برای ما مدنظر بوده است . البته حوزه های دیگر فرهنگی و هنری را نیز در نظر داشته ایم ، البته نه به جامعیت سینما ، همانطور که پیش از این هم اشاره کردم ، اینترنت نتیجه یک مجموعـه رفتاری است . پس تاکیــد ما دراین مطالعــه و برنامه بر روی شناسایـی ، طراحی ، تبیین و بهینه سازی این رفتارها تنظیم شده است .
این رفتـارها درسینما چیست ؟ و چگونه معنی می شود ؟ چگونـه مصداق پیدا می کند ؟ ... مطالعات خود را از مرحله فیلم نامه نویسی ، پیش تولید ، تولید ، پس از تولیــد ، نمایش ، حضور ملی و بین المللی آغاز کردیم . در هریک از مراحل این فرآیند ، توجه ما به نکات مشترک آنها بوده است : " اهالی سینمای ایران " ، " فیلم های سینمــای ایــــــران " ، " رودیدادهای سینمای ایران " ، " مراکز و دفاتر سینمایی" و تنظیم و تبیین مناسبات و ارتباطات بین آن ها ، این ها محورهـــــای " ماتریس " ما هستند . سئوالات بسیاری را در این زمینه ها طرح کردیم . و سعی کردیم پاسخ های مناسبی برای هریک پیدا کنیم . پاسخ صحیح ارائه کردن برای هر سئوال برای ما بسیار اهمیت داشتــه است . حضور یک فرد در سینمای ایــران چگونـــه تعریف می شود ؟ این فرد چه مشاغل و چه حرفی دارد ؟ و یا در آینده خواهد داشت ؟ این مشاغل چه ترکیبی دارند ؟ در چه فیلم هایی حضور داشته ؟ و یا خواهد داشت ، کجا درس خوانده ، چقدر درس خوانده ، سهم هر یک از این مراکز در تربیت نیروی متخصص و ماهر در سینمای ایران چه میزان است ؟ یک اثــر سینمایی را چگونه فهرست برداری ، مستند سازی و نمایه سازی کنیم ؟ یک فیلم سینمایی چگونه فیلم نگاری می شود ؟ چه مشخصات و اطلاعاتی را باید از یک فیلم داشته باشیم ؟ این اطلاعات در کجا تولید می شود ؟ اطلاعات کدام بخش مستنــد تر است ؟ از وقــوع رویدادهـا چگونه کسب اطلاع کنیـم ؟ مثـل یک کودکی که متولـد می شود ، بـرای او شناسنامه صـــادر می کنند ، رشــد می کند ، مدرسه می رود ، تحصیل می کند ، مریض می شود ، بیمارستان می رود ، دانشگاه می رود و وارد جامعه می شود و ... ما باید بتوانیم در تمام این مسیر حضور داشته باشیم و اطلاعات آنرا برداشت و ثبت کنیم . در پایان این مرحله موفق شدیم روش هایی را طراحی کنیم که در آن بتوانیم هرم نیروی انسانی ، فهرست جامع فیلم هـای بلند ، کوتــاه و مستنــد سینمای ایــران ، رویدادهـای ملی و بین المللی و همچنین بررسی "هستــی شناسی " سینمای ایـران از نظر گونه ، مضمون ، و موضوعات و زبان نمایه سازی ، سر عنوان های موضوعی ، اصطلاح نامه ، دانش نامه تخصصی وبسیاری کلیــد واژه های دیگر را به یک شکل تحلیلی و ساختاری تبیین و به یک نظام جامع علمی برسیم .
تــلاش ما در این مرحلــه ارائــه یک نظام معماری و تصور ساختارگرایانه به منظور مدل کردن و انجام مراحل طراحی و پیاده سازی سیستم بوده است . تبیین مفهوم داده ، اطلاعات ، دانش ، مدیریت دانش درحوزه مدیریت و مطالعات سینمایی ایجاد یک نظام گردش اطلاعات درون سیستمی با هدف تبیین یک MIS یعنی نظام گردش اطلاعات مدیریت بوده است . اگر بتوانیم این گردش را ایجاد کنیم ، مثل این است که قلب سیستم را راه انداخته ایم ، این خیلی مهم است . رمز بقا ، عامل بقا ، سیستم ، همین حساسیت سیستمی است . ما بدن را و جسم را و کالبد را طراحی کرده ایم . قلب سیستم ، همین مفهوم حساسیت سیستمی است . ضریب پایـداری سیستم از همیـــن جا تعیین می شود . البته این مهم تا اندازه ای به مخاطب شناسی سیستم هم بر می گردد . ما باید بدانیم برای چه گروهی ؟ کجا ؟ چه وقت ؟ باید اطلاعات و دانش تولید کنیم ؟ این مهم است حساسیت ، بیخودی درست نمی شود . بایـد منطـق خودش را داشته باشد . که باید روی آن کار کنیم . البتــه به شکل نمونه سازی این کار انجام شـده است . ولی هنوز راضی نیستیم . نارسایی هایی دارد باید آن را برطرف کنیم .
پس از این مرحله است که می توانیم با یک پشتیبانی خوب اطلاعاتی ، یعنی یک بانک اطلاعات جامع با گزارش گیری مناسب و روش های ورود اطلاعات با امید به آینده نسبت به انتقال و انعکاس مستمر اطلاعات بر روی اینترنت امیدوار باشیم . دراین زمینه هم کارهایی صورت گرفته ، یعنی پایگاه اینترنتی را آماده کرده ایم . در حال حاضر بانک های اطلاعاتی به صورت آزمایشی روی اینترنت قرار گرفته است و تعامل خوبی هم با کاربران داشته ایم . و در حال بررسی و رفع نواقص و تکمیل این روند هستیم . تا زمانی که بتوانیم اطلاعات را به شکل علمی ، قابل استناد به هنگام و مستمر تولید کنیم . باید بفهمیم که پیام چیست ؟ رسانه ایی به نام اینترنت با کتـاب ، مجله و هفته نامه چه تفاوتی دارد ؟ چه قابلیت هایی دارد ، باید بتوانیم نقش اطلاعات را در زندگــی روزانه لمس کنیم . داشتن و نداشتن آن را بفهمیم و بدانیم چه تفاوتی در نگاه و رفتار ما می تواند ایجاد کند ؟ باید"زندگی مجازی" ،" فضای مجازی" به اندازه" زندگی عینی" و " مناسبات واقعی " ، برای ما اهمیت داشته باشد . ما باید بتوانیم بخشی از رفتارهای روزمره خودمان را مدل کنیم ، اگر در دانشگاه درس می خوانیم ، درس می دهیم ، چه چیزی درس می دهیم ، فیلم می سازیم ، چه فیلمی می سازیم ، اگر در نگارخانه ای آثـارمان را ارائه می کنیم چه اثری ارائه کرده ایم ، چه سبکی ، چه طرحی ، چه گروهی ، چه زمانی ، ...
... شما ببینید از این دستـه سئوالات ، زیاد می شود طرح کرد ، نکته مهم دراین میــان نظام مند کردن این سئوالات است ، بحث مهندسی اطلاعات و یا تعبیر دیگرآن "معماری اطلاعات " از همین جا مطرح می شود . " بهینه کردن روش ها " خیلی مهم است ، به جریان انداختن اطلاعات ، جریان اطلاعاتی درست کردن ، " من " به عنوان یک هنرمند نقاش ، یک هنرمند فیلم ساز ، یک دانشجوی هنر ، کجای این جریان قـــرار دارم ، " من " باید " نقش " و اثر خودم را در این " مسیر" و در این " فضا " بیابــم . غیر از این باشد فایده ای ندارد . باید کاربردی باشد ، باید ،" من " احسـاس کنم " حاضر بــودن " و " غایب بودن " " من " در سیستم اطلاعاتی یعنی چه ؟ اگر این را فهمیدیــم ، می توانیم از " جریــان سازی اطلاعــات " صحبت کنیـم .
پس از تبیین نظام " معماری اطلاعــات " ، " گردش اطلاعــات مدیریت " ، و شکل گیری بانک هــای اطلاعاتــی می توان وارد مرحلـــه بعدی شــد ، مرحلــــه " داده کــاوی " یا "Dataminig" ، موضوعاتــی مثـــل : " کشف دانـش " و یا " مدیریت دانش " از این مرحله به بعد آغاز می شود . مثلاً اینکه می خواهیم بدانیم : سهم اثربخشی هریک از مراکز آموزشی ، یا مراکز تولیدی فرهنگی و هنری در توسعه فرهنگی به چه میزان بوده است . این را می توانیم با الگوسازی ، مدل سازی از میان انبوه اطلاعات جمع آوری شده استخراج و ارائه کنیم . داده کاوی ، فرآیند تحلیلی است که برای کاوش در حجم عظیمی از داده ها در حوزه های مختلف کاربردی ، صورت می گیرد .
امـروزه روش داده کاوی به صـــورت گسترده در کاربردهای بسیاری استفاده می شود و تقاضا برای استفاده از داده کاوی در فرآیند کارهای مختلف اقتصادی ، اجتماعی به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح است .
داده کاوی ، محصول رشد فزآینده حجم داده ها در سیستم های متنوع اطلاعاتی ، و همچنین نیاز روزافزون برای استخراج و دست یابی به اطلاعات کارآمد و هدفمند است . هرچه سیستم ها گسترده تر و عرصه های بیشتری از حوزه های کاربردی و معرفتی را در برگیرند امکان دقت ، سرعت و اثربخشی " داده کاوی " و امکان دسترسی به تحلیل ها کامل تر و دقیق تر می شود . دانش استخراج شده از این فرآینـد در تصمیم گیری های مدیران ، در سطوح مختلف ، اهمیت بالایی خواهد داشت .
امروزه حرکت به سوی ساز و کارها مبتنی بر دانش اجتناب ناپذیر است . فرآیند تولید دانش از مرحله " داده " بدون داشتن بانک های اطلاعاتی ، شبکه های ارتباطی مطمئن و پایدار پیشرفت این فرآیند نیازمند زیرساخت های مناسب برای گردش و تبادل شبکه ای اطلاعات است . دانش نه داده هست ، و نه اطلاعات اما به هر دو ربط دارد ، برداشت غلط از این مفاهیم برای مدیریت سیستم ها و سازمان های بزرگ هزینه های زیادی را در پی خواهد داشت ، داده ها ( Data ) ، مجموعه ای از واقعیت های مجزا و نا هم بسته در باره رویدادها و حوادث یک سیستم هستند ، تمام سازمان ها به داده احتیاج دارنـد ، آنها فقط می گویند چه اتفاقی افتاده و هیچ قضاوتی یا توضیحی نمی دهند . با اینکه ماده اولیه تصمیم گیری داده است . اما نمی گوید چه باید کرد .
اطلاعـات بر خلاف داده ها ، معنی دار هستند در واقع داده ها وقتی که معنی و مفهوم دار می شوند ، به اطلاعات تبدیل شده اند . کلمـهinform" "به معنــــی شکل دادن به چیزی یا کسی می باشـــد و "information" یعنـــی شکل دادن نظر و فکر فردی کــه آن را می گیــرد ، اطلاعـــات از طریق شبکه هــــا در سیستم جا به جا می شود . اطلاعــات می توانند به صورت یک عکس ، یک نامه و یک صفحه ترکیبی از عکس و متن باشد .
دانش (Knowledge) ترکیبی از تجارب ، کمیت ها و اطلاعات ساختاری منظم است که قالبی برای ارزیابی و یک پارچه کردن و هماهنگ سازی تجارب و اطلاعات ایجاد می کند . معلومات نسبت به داده ها و اطلاعات بسیار به عمل نزدیک تر است . دانش را می توان با عمـل و تصمیماتی که به سبب آن اتخاذ می شود ارزیابی کرد . معلومات خوب و مناسب می تواند وسیله ای برای تصمیم گیری عاقلانه در مورد استراتژی ها ، تاکتیک ها ، مخاطبین و مشتریان ، شبکه های توزیع و بهبود فرآیند تولید باشد . تمام افراد حاضر در یک سیستم حتماً دانش را استفاده کرده اند . دانش سبب حرکت یک سیستم و سازمــان می شود ، اما باید مدیریت شود . مانند همه اجزای دیگر یک سازمان ، مثل دارایی یک سازمـان ، کـه چگونــه باید سرمایه گـذاری و نگهداری شود ، دانش نیز به همین ترتیب باید برنامه ریزی و مدیریت شود . ارزش دانش در یک سازمان به میـزان در دسترس بودن آن مشخص می شود.
در شرایطی که یک سازمان باید بداند که چه می داند ؟ و از دانایی موجود چگونه استفاده کند ، اندازه و وسعت سازمان ، دریافت ، انتقال پیام ، پراکندگی منابع ، مراکز ، تنوع رویدادها و فرآیندها ، حجم عملیات بسیار زیاد است اما سئوال اصلی اینجاست ، چگونـه چیزی را که احتیاج داریم پیدا کنیم ؟ مدیــــران با تجربه خوب می دانند که دوباره کاری و اختراع مجدد چرخ ، و حل مجدد یک مساله حل شده فقط به خاطر تقسیم نشدن و در اختیار قرار نگرفتن نتایج و معلومات در بین اجزای سیستم و سایر مدیران و کارمندان است .
در دسترس بودن و کم هزینه بودن رایانه ها و شبکه های رایانه ای و اینترنتی ، زیربنای بالقوه ای برای تبادل دانش ایجاد کرده و فرصت بزرگی برای مدیریت دانش بـه حساب می آید . اما این تکنولوژی فقط برای تبادل معلومات است و معلومات مجدد ایجاد نمی کند و آن ها را ارتقاء نمی دهد . آنچه باعث بالندگی و پویایی آن می شود ، نظام گردش حاکم بر سیستم است .
اشتراک در:
پستها (Atom)